این استدلال که «چون هنوز آرایش جنگی شکل نگرفته، پس نباید از جنگ سخن گفت» یادگار گذشته است. جنگ با بسیج سراسری، کوپن و ستونهای زرهی آغاز نمیشود. جنگهای امروز پیش از میدان نبرد در اقتصاد و روان جامعه جریان دارند.
جنگ مدرن
جنگ با آژیر شروع نمیشود؛ گاهی با تردید آغاز میشود. با تعلیق سرمایهگذاری، با عقبنشینی تولید و با افزایش نااطمینانی در تصمیمهای روزمره مردم. در ادبیات راهبردی از «جنگ ترکیبی» سخن گفته میشود؛ الگویی که در آن فشار نظامی، اقتصادی، سایبری و روانی همزمان عمل میکند. در چنین وضعیتی ممکن است جامعه درگیر فرسایش شود.
تقلیل مفهوم جنگ به لشکرکشی خیابانی، سادهسازی واقعیت آن است. وقتی مراکز حساس هدف قرار میگیرند، زیرساختها آسیب میبینند نمیتوان از بهکار بردن واژه «جنگ» پرهیز کرد. شکل جنگ تغییر کرده است و انکار آن تغییری در واقعیت ایجاد نمیکند.
میدان منازعه
نشانههای جنگ مدرن را باید در متن زندگی جستوجو کرد: در کارگری که از تعطیلی محل کارش نگران است، در خانوادهای که زیر فشار بیثباتی اقتصادی قدرت برنامهریزی برای آینده را از دست داده، در جوانی که مهاجرت را به ماندن ترجیح میدهد و در کاهش اعتماد عمومی و فرسایش امید اجتماعی. ویرانی فقط فرو ریختن ساختمانها نیست؛ ویرانی خاموشی تدریجی یک زندگی است.
البته هر بحران یا فشار اقتصادی را نمیتوان جنگ نامید. اغراق و هراسافکنی همانقدر خطرناک است که انکار و عادیسازی. اما خطا آنجاست که تنها به دنبال نشانههای کلاسیک بگردیم وقتی آن نشانهها را نمیبینیم، تهدید را کوچک بشماریم. جنگهای امروز دقیقاً بر همین شکاف ادراکی تکیه میکنند: بر فاصله میان آنچه «به چشم میآید» و آنچه «در حال وقوع است».
واقعیت این است که جنگ مدرن، پیش از آنکه شهرها را ویران کند، انسانها را فرسوده میکند؛ با اضطراب، با نااطمینانی و با تضعیف افق آینده. جامعهای که هر روز بهجای برنامهریزی برای فردا، درگیر دوام آوردن است که فرسایش است.
مسئله نه بازی با واژهها، بلکه درک درست موقعیت است. اگر با تصور جنگهای کلاسیک قرن بیستم به تحلیل شرایط امروز بنشینیم، ممکن است دیر متوجه شویم که میدان در جای دیگری شکل گرفته است. جنگ دیگر فقط در خطوط مقدم نیست؛ در بازار، در رسانه، در شبکههای ارتباطی و در ذهن مردم نیز جریان دارد.
نادیده گرفتن واقعیت کمکی به آرامش نمیکند؛ همانطور که اغراق بیمحابا نیز راهحل نیست، اما کوچکنمایی نشانههای فرسایش خطایی راهبردی است. در جهانی که شکل منازعه تغییر کرده، فهم این تغییر نخستین گام دفاع است. جنگ گاه اعلام نمیشود؛ بلکه آغاز میشود.