به دنبال وقوع دو جنگ در ایران با فاصله کمتر از 8 ماه در سال 1404، سازمان بهزیستی کشور از امروز اولین ارزیابی سریع ترومای روانی جنگ با عنوان «مداخله زودهنگام در درمان اختلال استرس پس از سانحه PTSD» را آغاز میکند و این ارزیابی به مدت یک ماه ادامه دارد تا تأثیرات بحران جنگ ارزیابی و مداخلات لازم برای پیشگیری از مزمن شدن این تأثیرات انجام شود.
به گزارش اعتماد، این ارزیابی از آن رو انجام میگیرد که روانشناسان و مددکاران اجتماعی و روانپزشکان، بعد از پایان موقت جنگ 40 روزه این هشدار را مطرح کردند که حتما وقوع دو جنگ در طول یک سال و رخدادهای تلخ دی ماه در کنار مشکلات معیشتی و بحرانهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی میتواند در سلامت روان مردم، تأثیر گسترده داشته باشد. در این ارزیابی که به شکل پرسشنامه و با مدیریت سازمان بهزیستی کشور انجام میشود، پاسخگویان که جمعیت بالای 18 سال هستند و لینک ورود به ارزیابی را از طریق پیامک دریافت میکنند، بر حسب نوع پاسخها به دو گروه تقسیم خواهند شد؛ گروه اول، افرادی هستند که به دلیل تابآوری بالا، آسیب روانی زیادی نداشتهاند اما نشانههایی از بحران روانی دارند و برای این گروه، بستههای حفظ سلامت روان به صورت آنلاین ارائه خواهد شد. گروه دوم، افرادی هستند که به دلیل تابآوری پایین، دچار آسیبهای شدید روانی شدهاند که این افراد، برای مداخلات روانشناختی جدی و مراجعه به متخصصان معرفی شده و تحت پیگیری قرار میگیرند.
اولین سنجش ترومای روانی جنگ، دیروز توسط سیدجواد حسینی که ریاست سازمان بهزیستی کشور را برعهده دارد و همچنین، سید حسن موسوی چلک که معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور است، معرفی و تشریح شد و در مراسم آغاز این سنجش ملی، احمد میدری (وزیر کار) علی ربیعی (دستیار اجتماعی رئیسجمهور) حمید پورشریفی (رئیس انجمن روانشناسی کشور) و علیرضا آقایوسفی (رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور) حضور داشتند. حسینی، دیروز در مراسم آغاز این سنجش ملی و در جمع خبرنگاران گفت که با شناسایی وابستگی شغلی و اجتماعی هر کدام از افرادی که نیازمند مداخلات تخصصی هستند، ارائه و دریافت خدمات روانشناختی از طریق نهادهای مرتبط پیگیری خواهد شد به این معنا که خدمات تخصصی برای دانشجویان و استادان دانشگاه از طریق وزارت علوم، امدادگران از طریق جمعیت هلال احمر، کارکنان حوزه سلامت یا افراد نیازمند به خدمات درمانی از طریق وزارت بهداشت، خانواده شهدا و جانبازان از طریق بنیاد شهید، والدین دانشآموزان، معلمان و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان از طریق وزارت آموزش و پرورش پیگیری و به صورت رایگان ارائه خواهد شد اما سازمان بهزیستی کشور هم 3500 مرکز مشاوره در سراسر کشور دارد که افراد نیازمند به دریافت این مداخلات، میتوانند تحت پوشش یاری برگ قرار گرفته و از این خدمات تخصصی به صورت رایگان بهرهمند شوند.
حسینی در ادامه توضیحاتش درباره اولین سنجش ملی ترومای روانی جنگ گفت:«در روزهای اخیر تمرکز بر ترومای پس از جنگ به یکی از اولویتهای اصلی سازمانها و نهادهای مختلف کشور تبدیل شده است. جنگ عمیقترین بحرانی است که جامعه بشری را درگیر میکند و شدیدترین اثرات خود را بر ابعاد روانی انسانها بر جای میگذارد. پیامدهای روانشناختی و اجتماعی جنگ معمولا در دوره پساجنگ با گستردگی و عمق بیشتری آشکار میشوند و اگر مداخلات حرفهای و بهموقع انجام نشود این آثار میتوانند به اختلالات مزمن تبدیل شوند، در ساختار شخصیتی افراد نفوذ کنند، روند بهبود را دشوارتر سازند و هزینههای درمانی و اجتماعی را افزایش دهند. سازمانهای مسئول باید در نخستین هفتهها و بهویژه در ماه نخست پس از جنگ وارد عمل شوند چون این دوره بهترین زمان برای کاهش آثار تروما و جلوگیری از مزمن شدن آسیبهای روانی است.»
حسینی اشاره داشت که در ایام جنگ 40 روزه، دو پیمایش رصد ترومای روانی برای سالمندان و جمعیت تحت پوشش سازمان بهزیستی کشور انجام شد که نتایج این پیمایشها، نشان داد که هم سالمندان و هم آسیبدیدگان اجتماعی، شدت بالاتر آسیبهای روانی را در ایام جنگ تجربه کردهاند. حسینی در تشریح جزییات بیشتر از این پیمایشها گفت: «نتایج به ما نشان داد مهمترین پیامدهای جنگ برای سالمندان، استرس، اضطراب، ترس، نگرانی، دلهره و افسردگی بوده بهگونهای که این مشکلات حتی دو برابر بیشتر از مسائل اقتصادی برای آنان اهمیت داشته است. ۷۰ درصد سالمندان اعلام کردند اضطراب ناشی از جنگ بر آنان تأثیر گذاشته و شدت یافته است، ۴۸ درصد کاهش کیفیت خواب را تجربه کردند و ۷۸ درصد نیز از کاهش احساس امنیت در محل زندگی خود خبر دادند. همچنین بررسیهای ما نشان داد اضطراب در ایام جنگ، در دهکهای سوم تا هفتم و احساس ناامنی و افت کیفیت خواب، در دهکهای اول تا سوم بیشتر بوده علاوه بر اینکه زنان سالمند تنها، بیشترین آسیبپذیری روانی را در این ایام تجربه کرده بودند. نتایج پیمایش دوم که برای مددجویان تحت پوشش شامل افراد دارای معلولیت، زنان سرپرست خانوار، کودکان تحت حمایت و افراد دارای اعتیاد انجام شد، نشان داد حدود ۷۰ درصد این افراد با افزایش اضطراب مواجه بودند که بیشترین میزان آن در میان زنان سرپرست خانوار مشاهده شد و همچنین حدود ۵۰ درصد جامعه هدف، کاهش احساس امنیت را گزارش کردند.»