بازار انرژی اولین قربانی بستن تنگه هرمز و محاصره دریایی بنادر ایران است. هر روزی که عبور نفتکشها از هرمز مختل شود، قیمت نفت بالاتر میرود و شوک روانی آن به بازارهای مالی جهان سرایت میکند. اروپا و آسیا که به نفت خلیج فارس وابستهاند، ناچار خواهند شد هزینه بیشتری برای انرژی بپردازند؛ هزینهای که به تورم، گرانی کالاها و فشار بر مصرفکننده منتقل میشود. در چنین شرایطی حتی کشورهایی که دور از بحران هستند هم از تبعات آن در امان نمیمانند.یعنی همه کشورها خسارت میبینند.
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز اقتصادشان بر صادرات نفت بنا شده است، در ظاهر از افزایش قیمت نفت سود میبرند، اما ناامنی در مسیر صادرات، سرمایهگذاری خارجی و تجارت منطقهای را تهدید میکند. هیچ سرمایهگذاری در فضایی که خطر درگیری نظامی و ناامنی دریایی وجود دارد، احساس اطمینان نخواهد کرد. این فرایند میتواند پروژههای اقتصادی بزرگ در عربستان، امارات و قطر را تحت فشار قرار دهد.
اگر محاصره دریایی ایران توسط آمریکا، ادامه پیدا کند، فشار بر اقتصاد ایران خواهد گذاشت. محدود شدن صادرات نفت، دشوار شدن واردات کالا و افزایش هزینه حملونقل دریایی میتواند تورم و کاهش ارزش پول ملی را به همراه بیاورد. اقتصاد ایران پیش از تحریم آسیب دیده است. در چنین وضعیتی معیشت و زندگی مردم تحت تأثیر قرار میگیرد.
با این حال، تحرکات دیپلماتیک نشان میدهد نگرانی جهانی از ادامه بحران جدی است. اجلاس مجازی روز گذشته به ابتکار فرانسه و همچنین موضعگیری وزیر خارجه عمان درباره ضرورت باز ماندن تنگه هرمز، نشانهای از تلاش قدرتهای منطقهای و اروپایی برای جلوگیری از ورود بحران به مرحلهای غیرقابل کنترل است. زمزمه فعال شدن دوباره پروژه «آزادسازی تنگه هرمز» میتواند به معنای افزایش حضور نظامی غرب در آبهای منطقه باشد؛ حضوری که اگرچه با هدف تأمین امنیت کشتیرانی توجیه میشود، اما خطر برخورد نظامی را هم بیشتر میکند.
واقعیت این است که هرمز فقط یک گذرگاه آبی نیست؛ شاهرگ انرژی جهان است. هر تصمیم شتابزدهای درباره آن، میتواند آتشی روشن کند که خاموش کردنش برای هیچ طرفی آسان نخواهد بود.
روند بحران فزاینده شده چون ایران پاسخ ترامپ را داد، ترامپ هم آن را رد کرد، خشمگین شد و سخن از جنگ و پایان آتش بس زد.