ستاره صبح، فائزه صدر: اگرچه این روزها در گفتمان رسمی ایران و آمریکا کمتر از واژه جنگ استفاده میشود، ولی روی زمین، پذیرش این نکته که دو طرف در وضعیت آتش بس قرار دارند، سخت است، شرایط پر ابهام (نه جنگ و نه صلح) به خوبی احساس میشود. ستاره صبح در گفتوگو با میرقاسم مؤمنی، کارشناس و تحلیلگر سیاسی به بررسی ابعاد تنش پرداخته که در ادامه میخوانید:
میر قاسم مؤمنی در مورد شرایط (نه جنگ و نه صلح) گفت: در شرایط فعلی آتش بسی وجود ندارد و ما همچنان در جنگ قرار داریم. وضعیت تغییر نکرده و ایران همچنان در معرض تعرض دشمن قرار دارد. جنگ ابعاد مختلفی دارد و در سطوح مختلف، روانی، زمینی، هوایی، دریایی و اطلاعاتی انجام میگیرد. امروز جنگ روانی و اطلاعاتی به اوج خود رسیده و اسرائیل و آمریکا در این جبهه با ایران میجنگند.
وی افزود: تحریمها چند دهه است که ادامه دارد. جنگ و ترور مسئولین را شاهد بودیم و امروز میخواهند با فشار بین حاکمیت، نخبگان و تصمیم گیران شکاف ایجاد کنند. با تورم، بالا رفتن قیمتها، مشکلات معیشتی و مشکلات صنفی و کارگری روی تشدید نارضایتی در جامعه زوم کردهاند. این فصل هم بخشی از پروژهای کلی است.
این کارشناس سیاسی در تکمیل سخنان خود اضافه کرد: محاصره بنادر به صادرات و واردات کشور فشار میآورد که تأمین مایحتاج ۹۰ میلیون ایرانی را به خطر میاندازد. همچنین صادرات انرژی ایران را هدف گرفتهاند. با این وجود چطور میتوان از آتش بس صحبت کرد؟! ما همچنان در جنگ هستیم و آمریکا و اسرائیل بخشی از برنامه خود را روی ایران پیاده میکنند. یک روز با پهباد و موشک میزدند، امروز با بلاتکلیف گذاشتن و استمرار وضعیت نه جنگ و نه صلح کشور را میزنند تا مقاومت داخلی شکسته شود.
وی افزود: وضعیت نه جنگ و نه صلح مردم را دچار رکود فکری میکند. اگر این شرایط ادامه پیدا کند در بزنگاهی حمله میکنند. مسئولان معیشت، اقتصاد، صنعت، تولید و بیکاری کارگران را جدی بگیرند. رکود در این بخشها بهطور زنجیرهوار به سایر بخشها ازجمله آموزش و بهداشت سرایت خواهد کرد. روزمرگی و بلاتکلیفی توان کشور را تحلیل میبرد و زمینه سوءاستفاده دشمن را فراهم میآورد.
این تحلیلگر سیاست خارجی با تشریح نقش اقتصاد در استمرار جنگ یادآور شد: آمریکاییها سال گذشته در حدود چهار هزار و پانصد میلیارد دلار با کشورهای عربی نظیر عربستان، امارات و قطر قرارداد بستند. در این راستا تجهیزات فروختند و تعهدات امنیتی دادند. آمریکا در این شرایط متعهد است در راستای حفظ منافع کشورهای حاشیه خلیجفارس اقدام کند. از هر زاویهای که به جنگ بنگریم، ایرانیها و مردم منطقه ضرر میکنند و آمریکا سود میبرد. وی در ادامه افزود: ساختار قدرت در ایالاتمتحده بر دو ستون کارتل های نفتی و کارتل های اسلحهسازی استوار است. امروز هردو کارتل از جنگ با ایران سود میبرند. چرا باید این میدان را خالی کنند؟! منطقه در حال خرید تسلیحات نظامی از ایالاتمتحده است. هر کشور دنیا که نفت میخواهد راهش را از خلیجفارس کج کرده و از آمریکا نفت میخرد ایالاتمتحده علاوه بر تولیدات انرژی خود نفت ونزوئلا را مصادره کرده و میفروشد.
این استاد علوم سیاسی با اشاره به نقش اسرائیل در این معادله گفت: از سویی آمریکا با تحریم بنادر ایران در حال وارد کردن فشار بر چین است. ۱۵ درصد نفت مورد نیاز چین از ایران تأمین میشد. این فشار سایر کشورهای جهان را نیز با سیاستهای آمریکا هم سو میکند. وقتی جنگ و تنش در غرب آسیا چنین آوردهای برای ایالاتمتحده دارد چرا باید جنگ را تمام کند؟! آمریکا سعی دارد در کنار اجرای این پروژهها خود را منجی امنیت منطقه نشان بدهد و برای آینده تأمین امنیت خاورمیانه را به جانشین اش یعنی اسرائیل بسپارد.
میرقاسم مؤمنی در پایان سخنان خود تأکید داشت: آمریکا این بار هم ضربه به ایران میزند تا تنش منطقه را طولانیتر کند. ترامپ میخواهد شاهراه انرژی جهان یعنی تنگه هرمز را تحت کنترل در بیاورد و به دنبال آن جزایر و بنادر ایران در خلیجفارس را نشانه میگیرد تا اعراب را با این شیطنت خرسند کنند. در این سناریو حتی تصرف نیروگاه بوشهر نیز محتمل است. به عقیده من پلن بعدی آمریکا حفظ اقتدار از مسیر خوش خدمتی و امیدوار کردن اعراب است. در این صورت شاید ترامپ خود را پیروز واقعی جنگ معرفی کند.