ستاره صبح، فائزه صدر: درگیریهای پراکنده ایران و آمریکا در تنگه هرمز، دو طرف از حفظ آتشبس و پیشرفت مذاکرات صحبت میکنند. فیگارو در این رابطه نوشت: «در زمین واقعیت، این وضعیت به یک بنبست شباهت دارد که تنها از طریق دیپلماسی میتواند حل شود.» راهبرد آمریکا برای ایجاد محاصره دریایی علیه ایران با هدف وادار کردن تهران به پذیرش توافقی سختتر از توافق برجام ۲۰۱۵، این درگیری را به یک جنگ اقتصادی تبدیل کرده است. اما بسته بودن تنگه هرمز توسط ایران نیز فشار شدیدی بر اقتصاد جهانی وارد کرده و به طور غیرمستقیم اقتصاد آمریکا را تحت تأثیر قرار داده است. ستاره صبح در این رابطه با هدایتالله آقایی، کارشناس و تحلیلگر سیاسی و نماینده پیشین مجلس گفتوگو داشت که در ادامه میخوانید:
هدایتالله آقایی ضمن تأکید بر تغییر نظم سیاسی جهان، گفت: ما باید با این واقعیت روبهرو شویم که معادلات جهانی به طور کلاسیک و سنتی ادامه پیدا نکرد و قدرتهای جهانی امروز به شکل شرق و غرب یا سیاه و سفید تقسیم نمیشوند. قدرت منطقهای شده و فضای سیاسی در جهان تغییر کرده است.
وی افزود: جنگ اخیر به ما نشان داد قدرت ژئوپلیتیکی و قدرت مردم اهمیت ویژهای دارد. معادلات سیاسی پیچیدهتر از گذشته شده است و دیگر نمیتوان به طور یکبعدی به مسائل نگاه کرد و نسخه پیچید.
آقایی در رابطه با تمایل طرفین به توافق اظهار داشت: در شرایط فعلی همه به دنبال آرامش هستند. هم کسانی که به ایران حمله کردند از جنگ خسته شدهاند و هم کشور ما که آسیب دیده و با فشار روبهرو است، سعی میکند از درگیری فاصله بگیرد. فراموش نکنیم که توسعه به دلیل تحریم با مشکلاتی روبهرو شده است. کشورهای منطقه هم تشنه مصالحهاند.
وی در این خصوص افزود: در این بین تنها مسئله اسرائیل فرق میکند و درگیر معادلات امنیتی خود است. اسرائیل هم با تغییر معادلات منطقهای از این وضعیت خارج خواهد شد. اسرائیل یک عامل است ولی تعیینکننده نیست. زیرا منطق جنگ و هدفگیریهایی که داشتند اشتباه بود. اطلاعات غلطی ردوبدل شده بود و همهچیز دستبهدست هم داد تا جنگی غیرمنطقی شکل بگیرد.
این کارشناس سیاسی ضمن تشریح فضای سیاسی منطقه و ایران اضافه کرد: تا زمانی که فضا به آرامش و ثبات نرسد احتمال حرکت گسلهای درونی وجود دارد. کشوری مثل اسرائیل در چنین شرایطی میتواند تأثیرگذار باشد ولی تأثیر عمده به ماهیت جنگ و مسائل کشور برمیگردد. از منظر جنگ، اهداف کسانی که به ایران حمله کردند در شرایط فعلی دور از دسترس به نظر میرسد. در آغاز جنگ بحث تغییر نظام سیاسی مطرح بود که امروز حملهکنندهگان به ایران میبینند که به این هدف نزدیک نشدهاند.
وی گفت: فراموش نکنیم که بحثها از بین نرفته، راکد مانده است، در درون آنها التهاباتی وجود دارد. آنها ابهامات و سؤالاتی ایجاد میکنند که برای پاسخ به آن هر تحرکی ازجمله تحرک اجتماعی و نظامی ممکن است.
این تحلیلگر سیاسی ضمن اشاره به تشدید تنش در آبهای جنوبی ایران اظهار داشت: ایران و آمریکا عضو کنوانسیون بینالمللی حقوق دریاها نیستند. البته دولت ایران در سال ۱۹۵۸ این کنوانسیون را امضا کرد ولی مجلس وقت این عضویت را تأیید و تصویب نکرد و ایران امروز میگوید عضو این کنوانسیون نیست. بحث آبراهههای دستساز مثل کانال سوئز و پاناما جداست و مالکیت خاص دارند. بقیه آبراهههای جهان براساس خدمات کشورهای آن آبراه اختیار اخذ عوارض و یا کنترلهای امنیتی را دارند. مثلاً دولت ترکیه سالیانه بابت خدمات محیطزیستی، حلوفصل ترافیک دریایی و دیگر خدماتی که برای تنگه بسفر ارائه میدهد عوارض میگیرد و بر این تنگه کنترل دارد.
هدایتالله آقایی در پایان گفتوگو خاطرنشان ساخت: هر کشوری میتواند به دلیل مالکیت آبهای سرزمینی بر مناطق دریاییاش اعمال حاکمیت کند. بیش از ۵۰۰ سال پیش پرتغالیها در تنگه هرمز قلعه داشتند و عوارض میگرفتند. این به دلیل توانایی و نفوذ آنها بر تنگه هرمز بود. سرنوشت حاکمیت ایران بر تنگه هرمز نیز به توانایی و نفوذ کشور بر این منطقه بستگی دارد. در زمان شاه هم کنترل تنگه هرمز در دست ایران بود. داشتن کنترل بر تنگه هرمز مشکلی برای ایران ایجاد نمیکند مگر اینکه این حق دستخوش مسائل سیاسی شود و هرجومرج ایجاد کند.