باز شدن فضای سیاسی زمینه را برای سقوط رژیم پادشاهی که ۲۵۰۰ سال سابقه داشت فراهم کرد. جیمی کارتر قصد داشت انقلاب ایران را به رسمیت بشناسد اما گروگانگیری باعث شد تا علاوه بر آن، آمریکا به طور یکجانبه با ایران روابط دیپلماتیکش را قطع کرد که تاکنون ادامه دارد.
ریشه خصومت و وقوع سه جنگ، تحریم و گروگانگیری است.
این اقدام به جنگ عراق علیه ایران کمک کرد، زیرا حسن البکر، رئیسجمهور وقت عراق اولین کشوری بود که انقلاب ایران را به رسمیت شناخت، اما گروگانگیری و فشار آمریکا به عراق باعث جنگ ۸ ساله شد.
*حمایت ایران از حزبالله لبنان، حماس، جهاد اسلامی و... بهانه به دست اسرائیل و غرب داد تا آن را پروپاگاندا کنند و فشار سیاسی، اقتصادی و نظامی بر ایران را افزایش دهند. مناقشه اعراب و اسرائیل پیش از انقلاب عبری-عربی-غربی بود، اما پس از انقلاب عربها به تدریج از این مناقشه خارج شدند و به سمت سازش با اسرائیل رفتند. پس از آن مناقشه سهضلعی عبری-ایرانی-غربی شد که کماکان ادامه دارد.
* موضوع هستهای از سال ۱۳۸۲ روی میز غرب قرار گرفت و بهانه برای فشار سیاسی، اقتصادی و تهدید علیه ایران شد. این مناقشه این روزها به اوج رسیده و بر زندگی مردم سایه افکنده است.
*تحریم در گذر زمان روند افزایشی داشت و قدرت اقتصاد و زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داد. تورم، کاهش ارزش پول ملی، کاهش قدرت خرید، نتیجه تورم و صدور ۶ قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران بوده و هست که روسیه و چین هم پای آنها را امضا کردهاند.
*حمایت ایران از روسیه در جنگ اوکراین خشم غرب را برانگیخت و فشار بر ایران را دوچندان کرد. موضوعاتی که برشمرده شد و برخی موضوعات دیگر از جمله حمله حماس و حزب الله به اسرائیل (15 مهر 1402)، بهانه به دست اسرائیل، آمریکا و اروپا داد و باعث شد تا اسرائیل پای آمریکا و ایران را به جنگ بکشاند و دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه را رقم زد. جنگ چیزی جز ویرانی، خسارت مادی و انسانی دستاورد دیگری ندارد؛ این تجربه جنگهاست. البته تجربه نشان میدهد طرفی که امکانات کمتری دارد خسارت بیشتری میبیند. هر چند سایه جنگ همچنان وجود دارد اما روزنه دیپلماسی نیز باز است.
ایران تنگه هرمز را بسته و گلوی انرژی جهان را فشرده است. این اقدام خسارت سنگینی به غرب، آمریکا، اروپا، کشورهای عربی، چین، هند، ژاپن و... وارد کرده است، اما نتوانسته آمریکا را وادار به خروج از منطقه و صرف نظر کردن از محاصره دریایی کند. خطرناکتر از جنگ و تحریم، محاصره دریایی است. آمریکا با محاصره دریایی روند صادرات و واردات را مختل میکند. در شرایطی که روزنه دیپلماسی همچنان باز است، عدهای حرفهایی مثل اینکه «ما خاک بحرین را در توبره میکنیم، امارات را محو میکنیم، اماراتیها را به عصر شترسواری برمیگردانیم» میگویند. در میادین هم علیه هر نوع سازش، مصالحه و توافق شعار داده میشود. پس اگر قرار است صدای اقلیت بلند باشد و به کرسی بنشیند، دیپلماسی جواب نمیدهد. تجربه گروگانگیری و طولانی شدن آن نشان داد که اگر گروگانگیری طولانی نمیشد، امتیاز برای کشور داشت. اکنون هم اگر مسدود بودن تنگه هرمز طولانی شود، اعتراض کشورهای عربی، اروپایی، چین، ژاپن، هند و دیگر کشورها را در پی خواهد داشت.
پس در این شرایط که قالیباف هم فرمانده جنگ و هم فرمانده دیپلماسی است، میتواند با درک شرایط و تجربه دولت اصلاحات که دو و نیم سال فعالیت هستهای را داوطلبانه متوقف کرد، او نیز چنین کند و فعالیت هستهای را ۵ سال یا ۱۰ سال یا بیشتر یا کمتر متوقف کند و ترک مخاصمه اعلام کند. اکنون امکان معامله بر سر باز شدن تنگه هرمز و پایان دادن به محاصره بنادر دریایی ایران وجود دارد. اگر معامله بر سر هستهای یا باز شدن تنگه هرمز انجام گیرد دو نتیجه خواهد داشت یکی دور شدن سایه جنگ از سر مردم و دیگری آزاد سازی بخشی از داراییهای بلوکهشده خواهد بود. قالیباف حمایت ۲۶۱ نماینده مجلس را با خود دارد و اینکه اکثریت مردم خواهان توافق هستند، نه ادامه جنگ.