عباس عراقچی به اسلام آباد رفت و از آنجا به مسقط برای رایزنی با پادشاه عمان رفت. او دوباره به اسلام آباد برگشت و با فرمانده ارتش پاکستان دیدار و گفتوگو کرد. بسیاری باور داشتند که این بازگشت نشان از سرگیری مذاکرات است اما چنین اتفاقی نیفتاد و ایستهای بازرسی که پیش از آن در اسلام آباد ایجاد شده بودند به تدریج برچیده شدند. پاکستان سنگ روی آب شد و اعتبارش از دست رفت.
روز گذشته عباس عراقچی به مسکو رفت و در کاخ کرملین با ولادیمیر پوتین دیدار و گفتوگو کرد. در این دیدار پوتین مثل همیشه از ایران حمایت لفظی کرد و عراقچی هم روابط تهران - مسکو را راهبردی ارزیابی کرد. این در حالیست که روسیه هیچ گاه حمایت واقعی از ایران نکرده است. همین چند وقت پیش بود که روسیه به قطعنامه شورای امنیت که حمله ایران به کشورهای عربی را محکوم کرد، رأی ممتنع داد.
مهمتر اینکه روسیه چند بار از ادعای امارات بر جزایر سه گانه حمایت کرده است. بهتر است سیاست نگاه به شرق به سیاست توازن بین غرب و شرق تغییر کند تا مردم از منافع آن بهرهمند شوند.
شرایط نه صلح و نه جنگ اوضاع را از آن چه هست بدتر میکند.
در چنین شرایطی عدهای در میادین علیه تیم مذاکره کننده به ویژه قالیباف و عراقچی شعار میدهند و آنها را سازش کار میدانند. اکنون که 261 نماینده مجلس از تیم مذاکره کننده حمایت کردهاند و روزنامه کیهان هم به کسانی که علیه تیم مذاکره کننده تاخته، راه برای مذاکره و توافق با آمریکا باز شده است. البته صداهایی که شنیده میشود این است که باید جنگ کرد و اگر امریکا محاصره دریایی را بر ندارد جنگ از سر گرفته میشود. هر چند این حق مقامات و نظامیان است که چنین سخنانی را بر زبان آورند و آن را عملی کنند اما باید دید است اکثریت مردم نظرشان این است یا چیز دیگر؟