سرنوشت مذاکرات و آینده کشور را نباید به دست احساسات و افکار رادیکال بسپریم. باید اجازه داد تا کارشناسان کشور با مشورت همه گروهها این مرحله بحرانی را طی کنند. فیالمثل اگر فردی مانند ظریف یا عراقچی برای حل مسئله تنگه هرمز سخنی گفتند یا کارشناسان نظر دادند، در میدان با آنها شعارگونه برخورد نکنیم. برخی از نامههای تندی که این روزها به نام فضلای حوزه برای تغییر فتوای تحریم سلاح هستهای یا برخی نمایندگان مجلس منتشر میشود، ممکن است کار را بر مدیران و مدبران سختتر کند؛ و به مصلحت کشور نباشد.
اول: از رأی و تدبیر دولت پزشکیان و از شهامت و شجاعت نیروهای نظامی باید در این روزگاران ستود و قدردانی کرد. دولتی که باتدبیر و عقلانیت توانست با این بحران سخت و جنگ همهجانبه، معیشت مردم را به نیکی اداره کند، جای ستایش است و باید گفت خدا دولت را قوت دهد.
دوم: حضور حماسی آحاد ملت در خیابانها با در دست داشتن پرچم که نشانه ملیت و ایرانیت است نیز جای تمجید و تقدیر است. این نشانگر این است که مردم بهپای استقلال و حفظ تمامیت ارضی ایستادهاند و کشور خارجی را در تعیین سرنوشت خود دخالت نمیدهند.
سوم: نظام جمهوری اسلامی دریکی از بحرانیترین دوران خود قرارگرفته است. تاکنون تجاوز آمریکا و اسرائیل را - همانند تجاوز صدام - هرچند با هزینههای زیاد، به نیکی پاسخ داده است، همانطور که در تاریخ انواع تجاوزها را از سر گذرانده و ایران مانده است.
خطر شکست در مذاکرات
این شبها در برخی موکبها شاهدیم که میدان و بلندگو دست افرادی است که بر اختلافات داخلی میافزایند و در قالب مداحی یا دعا مطالبی میگویند که درنهایت به سود نظام نیست. لازم است میدان در دست کسانی قرار گیرد که جامعه را با عرق ملیت، به عقلانیت سوق دهند و مسئله مذاکره را به اهلش واگذار کنند. دوستان دلسوزی که موکبها و جمعیت خیابانی را هدایت میکنند، در کنار مداحی و دعاخوانی کارشناسان سیاسی و اقتصادی را دعوت کنند تا مسائل جاری کشور را عالمانه برای مردم تحلیل نمایند؛ و به دادن چند شعار اکتفا نکنند. این سالها شاهد فرصتجویی زیادی بودهایم و باید از تجربه گذشته پند بگیریم. امیدواریم در دوران پسا جنگ عرصه عقلانیت را نسبت به عرصه شعار و احساسات فراختر نماییم. به قول فردوسی به فرجام کارها بنگریم:
به آغاز اگر کار خود ننگری
به فرجام ناچار کیفر بری
سر راستی دانش آید نخست
خنک آن کز آغاز فرجام جست