نخست، صنعت فولاد که بهعنوان صنعت مادر سایر صنایع شناخته میشود، دچار خسارت و تخریب شده و بازسازی آن به زمان نیاز دارد. حمله به فولاد مبارکه، فولاد خوزستان و دیگر مجموعهها، کل صنایع کشور را تحت تأثیر قرار داده و هزاران نفر را بیکار و بیخانمان کرده است.
دوم، صنعت پتروشیمی که منبع مهم درآمد کشور و از دستاوردهای دولتهای گذشته بود، آسیب جدی دیده و موجب کاهش درآمدهای ارزی شده است.
سوم، آمریکا از ساعت ۱۷:۳۰ روز دوشنبه محاصره دریایی ایران را آغاز کرد. این اقدام هرچند برای آمریکا و کشورهای جهان نیز خسارتبار است، اما هدف آن کاهش سطح واردات و صادرات کشور است. بر اساس آمارها، سال گذشته بیش از ۵۰ میلیارد دلار درآمد ارزی از محل کالاهای غیرنفتی نصیب کشور شده بود که با اجرای این محاصره، این درآمد کاهش خواهد یافت.
چهارم، به گفته برخی منابع، تنگه هرمز که گلوگاه انرژی جهان است، توسط سپاه بسته شده است. این اقدام هرچند ضربه اقتصادی به کشورهای جهان وارد میکند، اما میتواند برای ایران نیز پیامدهایی به همراه داشته و موجب شکلگیری ائتلافی عربی و غیرعربی علیه کشور شود.
پنجم، به گفته سخنگوی دولت، خسارات واردشده در جنگ اسفند حدود ۲۷۰ میلیارد دلار برآورد شده است. این در حالی است که برآورد خسارات جنگ ۸ ساله عراق علیه ایران بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار بوده است. این رقم ۲۷۰ میلیارد دلاری، حدود یکچهارم خسارات جنگ هشتساله است و نشان میدهد ماهیت جنگها نسبت به گذشته تغییر کرده و بهواسطه بهرهگیری از فناوری، ویرانگرتر شدهاند.
مذاکرات نیز نکته مهمی در این میان است. مذاکرات مستقیم اسلامآباد، مانند مذاکرات غیرمستقیم گذشته، به نتیجه نرسید و با شکست مواجه شد؛ هرچند گمانهزنیها حاکی از احتمال برگزاری دور دوم مذاکرات در اسلامآباد یا مکانی دیگر است. با این حال، احتمال از سرگیری جنگ نیز وجود دارد.
نکته قابل توجه این است که مذاکرات تنها دو ضلع ندارد، بلکه سهضلع دارد: ایران، آمریکا و اسرائیل. تجربه نشان داده است هر نوع مذاکره یا توافقی که منافع اسرائیل را تأمین نکند، به نتیجه نخواهد رسید و این رژیم میتواند روند توافق را مختل کند.
از سوی دیگر، ایران تلاش میکند خسارات جنگ را مستندسازی کند تا بتواند با طرح آن در مجامع بینالمللی، بهویژه دیوان بینالمللی لاهه، از آمریکا و اسرائیل غرامت دریافت کند. در مقابل، برخی کشورهای عربی مانند بحرین، کویت، امارات، عربستان، اردن و عمان نیز در حال مستندسازی خسارات خود هستند تا آن را، مشابه حمله عراق به کویت، از ایران مطالبه کنند.
در واقع، پس از پایان جنگ، یک نبرد حقوقی و دیپلماتیک آغاز خواهد شد و هر طرف که پیروز شود، از طرف مقابل غرامت دریافت خواهد کرد.
واقعیت این است که مردم ایران پیش از این نیز با مشکلات اقتصادی مواجه بودهاند و جنگ این مشکلات را تشدید کرده است. بدتر آنکه جنگ موجب بیکاری هزاران نفر شده است. اگر دولت نتواند اقتصاد را مدیریت کند، پیشبینی میشود تورم در آینده ممکن است سه رقمی شود. تورم و رکود بدترین اتفاقی است که در یک جامعه میافتد. پیامد جنگ چیزی جز تورم، رکودو بیکاری نیست. بنابراین باید تلاش کرد تا دوباره جنگ نشود.