ستاره صبح - فائزه صدر: مذاکرات ایران و آمریکا روز شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ در اسلام آباد پایتخت پاکستان آغاز شد و ادامه این جلسه حساس و طولانی به روز یکشنبه کشید، اما گفتوگوها بدون نتیجه پایان یافت. مذاکرات حدودا ۲۴ ساعته اسلام آباد طولانی ترین مذاکره بین ایران و آمریکا طی یکسال اخیر بود. ستاره صبح در گفتوگو با علی بیگدلی، کارشناس و تحلیلگر سیاسی به بررسی این موضوع پرداخته که در ادامه میخوانید:
علی بیگدلی درباره ظرفیت گفتوگوهای اسلام آباد اظهار داشت: با اعلام آتش بس به نظر میرسید هر دو طرف از ادامه جنگ خسته شدهاند و طرفین در کشور های خود تحت فشار هستند. ترامپ از طرف کنگره، حزب جمهوری خواه و افکار عمومی آمریکا تحت فشار است. این لشگر کشی گسترده و جنگ تا اینجا ۳۰ میلیارد دلار هزینه روی دست آمریکا گذاشته و زمزمه های استیضاح را بر سر زبانها انداخته است و از این نظر گمان میرفت ایالات متحده اراده توافق دارد.
بیگدلی در ادامه گفت: در داخل ایران تورم و بیکاری فشار سنگینی بر دوش خانواده ها، جامعه و حاکمیت گذاشته طوری که بعد از آغاز جنگ به دلیل آسیبی که به صنایع وارد شده حدود ۸۰ هزار کارگر بیکار در کشور داریم. به همین دلیل تصور این بود که دو طرف کوتاه میآیند و بر خواستههای حداکثری پیشین پافشاری نخواهند کرد.
وی در این رابطه افزود: اگر دو طرف به سیاستی انعطاف پذیر تن میدادند میشد کسب نتیجه را پیش بینی کرد. ولی متأسفانه زیاده خواهی آمریکا و فشار های اسرائیل بر ایالات متحده حد و مرز ندارد. حسن نیت لازم برای کسب توافق در این دور دیده نشد.
این کارشناس سیاسی با اشاره به مشکلاتی که جنگ اخیر بر مردم تحمیل کرده اضافه کرد: اگر منطبق بر واقعیتها صحبت کنیم، تحمل روزهای سخت تر از این و جنگی فرسایشی برای مردم ایران ممکن نیست. توان معیشت خانوار ایرانی روز به روز کاهش پیدا کرده و گرانی در کشور ما خرد کننده است. اجلاس اسلام آباد این تصور را ایجاد کرد که آمریکا و ایران به این نقطه مشترک رسیدهاند که توان ادامه دادن این جنگ را ندارند و استمرار این درگیری بی ثمر است. ولی حساب نتانیاهو از ترامپ جدا است چون حیات سیاسی نتانیاهو در گرو ادامه جنگ است. خاتمه جنگ به معنی از هم پاشیدن کابینه نتانیاهو و جدی شدن پروسه رسیدگی به پرونده های قضائی، فساد اقتصادی و جنایات جنگی وی است.
وی گفت: تغییر استراتژی جنگی آمریکا و اسرائیل مشهود است. سیاست آنها از مسئله هستهای به ظرفیت های اقتصادی، فرهنگی و علمی کشور رسیده است. در این جنگ دیدیم که دانشگاهها یا بیمارستان های ایران هدف قرار گرفتند. اسرائیل در این جنگ به هیچ پروتکلی پایبند نماند.
این تحلیلگر سیاسی ضمن اشاره به لزوم تغییر مسیر سیاست خارجی تهران یادآور شد: ایران باید بپذیرد که سیاست خارجی پیشین را نمیتوان دنبال کرد. شعارها و آرمان های چند دهه قبل باید امروز بازبینی شوند. وضعیتی از ضعف و بلاتکلیفی در اداره کشور مشاهده میشود. هیئتی که به اسلام آباد رفته بود باید برای راهگشایی میرفت و با اقتدار و اختیار کامل در گفتوگوها حاضر میشد. جنگ به معنی بی سر و سامانی کشور است، ما مشکلات زیادی داریم که نمیتوان با شعار دادن از کنار آنها گذشت. واقع بینی راه های دیگری را به ما نشان میدهد. باید انتخاب کرد که لافها و آرزوها را دنبال کنیم یا با مشاهده واقعیت های زمینی در مسیر درستی قرار بگیریم.
علی بیگدلی در پایان گفتوگو متذکر شد: بستن تنگه هرمز امتیاز برجستهای بود ولی تمام مشکلات کشور با در اختیار گرفتن آب های تنگه هرمز بر طرف نمیشود. باید تهدید نظامی دو قدرت جهانی و منطقهای را رفع کنیم. ایران مجبور نبوده و نیست که اسرائیل را به رسمیت بشناسد، ضمنا مجبور نبوده و نیست که وقت و بی وقت، با بهانه یا بی بهانه اسم اسرائیل را ببرد و خود را به جهان به عنوان کشوری خواهان نابودی اسرائیل بشناساند. شعار نابودی اسرائیل جهان را به نفع این گروه علیه ایران متحد کرده است.