خوشبینی از آن جهت است که ایران و آمریکا خواهان ادامه جنگ نیستند و جنگ به دو طرف خسارت وارد کرده و ادامه آن میتواند خسارت بیشتری ایجاد کند. اما بدبینی به این دلیل است که دو طرف بر سر مواضع حداکثری خود ایستادگی میکنند.
نخست، آمریکا پنج شرط برای توافق گذاشته است:
۱. غنیسازی صفر در ایران
۲. انتقال ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده به کشور ثالث
۳. دست کشیدن ایران از حمایت گروههای محور مقاومت
۴. محدود کردن برد موشکها
۵. باز کردن تنگه هرمز
اما شروط ایران عبارتند از:
۱. شامل شدن آتشبس بین ایران و آمریکا به لبنان یعنی این آتشبس باید شامل آنجا هم بشود و اسرائیل حمله به لبنان را متوقف کند
۲. خروج آمریکا از برخی تعهدات منطقهای (اشاره ضمنی در متن)
۳. ایران کماکان از گروههای محور مقاومت حمایت میکند
۴. کوتاه نیامدن از برخی اصول راهبردی
۵. دریافت تضمین مبنی بر عدم حمله به ایران و شکلگیری ترک مخاصمه دائمی
این شروط، شروط حداکثری دو طرف است. اگر هیچکدام از طرفین از مواضع خود کوتاه نیایند و انعطاف به خرج ندهند، میتوان پیشبینی کرد که توافقی حاصل نخواهد شد و جنگ از سر گرفته خواهد شد.
مسئله مهم دیگر، نقش بازیگران مخالف است. اسرائیل، آیپک (لابی یهودی در آمریکا) و همچنین تندروهای حزب دموکرات مخالف هر نوع مصالحه و مذاکره با ایران هستند. در سوی دیگر، در ایران نیز در کف خیابان شعار داده میشود: «نه تسلیم، نه سازش، نبرد با آمریکا» و «مرگ بر سازشکار» که منظور، تیم مذاکرهکننده است که در رأس آن محمدباقر قالیباف قرار دارد. مهمتر اینکه شعار داده میشود: «این آخرین پیام است، مذاکره حرام است». حال آنکه مشخص نیست این حکم از کدام متون دینی استخراج شده، چرا که پیامبر اسلام با کفار مذاکره کرد و با انعطاف، صلح حدیبیه را امضا کرد.
واقعیت این است که اسلامآباد یک فرصت تاریخی و بینظیر برای پایان جنگ و پایان تحریم است. اگر ایران در این مذاکرات بتواند با طرف آمریکایی به توافق برسد و آمریکا نیز بتواند اسرائیل را مهار کند که دیگر به ایران حمله نکند، میتوان انتظار داشت که توافقی حاصل شود.
در همین حال، مذاکرهای مشابه در سال ۱۹۸۳ میان دولت لبنان و اسرائیل صورت گرفت و قرار است در این هفته نیز با میانجیگری آمریکا انجام شود. این موضوع از آن جهت مهم است که لبنان تحت فشار اسرائیل و کشورهای عربی از ایران فاصله گرفته و حتی سفیر ایران را اخراج کرده است. روز گذشته نیز حزبالله در بیروت به خیابان آمد و علیه نواف سلام، نخستوزیر لبنان، شعار داد.
آنچه مهمتر است، اظهارات ترامپ است. او گفته تنگه هرمز «با توافق یا بدون توافق» باز خواهد شد. وی مدعی شده که مینروبی در تنگه هرمز انجام شده و یک ناو آمریکایی نیز از این تنگه عبور کرده است. در همین حال، سه نفتکش متعلق به چین نیز روز گذشته از تنگه هرمز عبور کردند. با این حال، تنگه هرمز همچنان بسته است و این موضوع خشم آمریکا، کشورهای عربی و اروپایی را برانگیخته، زیرا موجب افزایش قیمت جهانی نفت شده و شاخصهای بورس در بسیاری از کشورها سقوط کردهاند. آمریکا برای خروج از این وضعیت اعلام کرده که نفتکشهای غولپیکر در راه هستند تا نفت این کشور را به نقاط مختلف جهان منتقل کنند. همچنین مدعی شده که به دنبال مسیرهای جایگزین برای عبور نفت بهجای تنگه هرمز است. اگر ایران بتواند با آمریکا به توافقی برسد که در قبال عبور کشتیها از تنگه هرمز عوارض دریافت کند، این میتواند یک دستاورد بزرگ برای کشور باشد.
به هر حال، آنچه اهمیت دارد انتظار از هیئت مذاکرهکننده، جلوگیری از وقوع جنگ است.