کشورها در موضع مخالفت با ماجراجویی نظامی اسرائیل و آمریکا قرارگرفتهاند. علاوه بر موضع کشورهای بزرگی مانند چین و روسیه در محکومیت تجاوز نظامی به ایران، رئیسجمهور فرانسه بهعنوان یکی از کشورهای مهم اروپایی صراحتاً میگوید باز کردن تنگه هرمز راهحل نظامی ندارد و این کار باید با توافق با ایران صورت بگیرد. بررسی پیشنهاد بحرین برای بازگشایی تنگه هرمز که عمل راهحل نظامی را مدنظر دارد، در شورای امنیت سازمان ملل متحد تاکنون دو بار به تعویق افتاده است. سیاستهای امپریالیستی دولت ایالاتمتحده آمریکا بیشازپیش موردانتقاد کشورها ازجمله متحدان اروپایی و اعضای ناتو قرارگرفته است و از آن سیاست تبری میجویند. این موقعیت ممتاز که در سایه مقاومت ملی بهدستآمده باید بهدرستی و در جهت منافع ملی ایران استفاده کرد.
نیاز به تضمین آزادی عبور کشتیها از تنگه هرمز، امروز به یک مسئله مهم جهانی تبدیل شده است که میتواند موضوع اصلی مذاکرات دیپلماتیک ایران برای رسیدن به صلح باشد. اکنون نیازی نیست که مذاکرات الزاماً و مستقیماً با طرفهای متخاصم ایران یعنی دولتهای اسرائیل و آمریکا صورت گیرد. ایران میتواند پیشنهاد و شرایط خود را برای تضمین عبور ایمن از تنگه هرمز به همه کشورهایی که خواهان حل مسئله با مذاکرات دیپلماتیک هستند، مطرح کند و با آنها گفتوگوی سازنده، جدی و عملی داشته باشد. این تدبیر تأثیر مهمی بر افکار عمومی جهانیان و شاید از آن مهمتر بر آمریکاییان مخالف جنگ خواهد گذاشت و به دولت متوهم و سردرگم آمریکا فشار وارد خواهد کرد که جنگ را متوقف سازد و بهجای تکرار گزافه بهعنوان تسلیم به راهحلهای دیپلماتیک حقیقی روی بیاورد. البته برای رسیدن به نتیجه، پیشنهادهای ایران نباید حداکثری و غیرواقعبینانه باشد. برای این منظور لازم است که طرف ایرانی مذاکره از اهل علم، فن و تجربه باشند و مقهور شعارپردازیهای افراطی مغایر با منافع ملی نشوند. موضع رئیسجمهور فرانسه و در نمونه دیگر واکنش اخیر وزیر خارجه اسبق قطر به سخنان دکتر محمدجواد ظریف در فارنافرز نشان میدهد که آمادگی در سطح جهانی و منطقهای برای وارد شدن به مذاکره با ایران برای حل معضل تنگه هرمز و پایان دادن به جنگ وجود دارد.
توقف یا ادامه جنگ
اسرائیل استراتژی مشخص و منسجمی را دنبال میکند و آن تضعیف هر چه بیشتر نیروهای نظامی، توان اقتصادی نهفقط حکومت فعلی کشور، بلکه ایران است. جاهطلبیهای منطقهای اسرائیل از سالهای دور تضعیف و احیاناً تجزیه کشورهای بزرگ منطقه ازجمله ترکیه و ایران است. نادیده گرفتن تفاوتهای مهم میان سیاستهای اسرائیل و آمریکا ممکن است برای منافع ملی ایران زیانبخش باشد. منافع دولت فعلی آمریکا ایجاب میکند که جنگ هرچه زودتر خاتمه یابد، اما منافع و مقاصد دولت فعلی اسرائیل درست در جهت مخالف یعنی در ادامه جنگ است.
منفعت ایران
منافع ملی ایران در پایان جنگ است تا زیرساختهای اقتصادی و نظامی بیش از این آسیب نبینند. متأسفانه برخی افراطیون سادهلوح که از جنایتهای صورت گرفته در این جنگ بهحق عصبانیاند با تسلیم شدن بر احساسات و دور شدن از عقل بر طبل ادامه جنگ میکوبند و با طرح شعارهای غیرواقعبینانه و بعضی آخرالزمانی عمل پایان جنگ را تعلیق به محال میکنند. خوشبختانه متولیان نظامی کشورمان هوشمندانه به شیطنتهای خطرناک اسرائیل در دوبههمزنی و حمله به اهداف غیرنظامی در کشورهای خلیجفارس و گذاشتن آن بهحساب ایران پی برده و آشکارا این توطئه را افشا کرده و از آن تبری جستهاند. هدف از این شیطنتها واردکردن عملی این کشورها به جنگ با ایران و گسترده کردن دامنه بحران منطقهای و تداوم بخشیدن به مخاصمات نظامی است. بنابراین لازم است ایران روابط دیپلماتیک با کشورهای حوزه خلیجفارس را تعمیق دهد و آنها را در جریان توطئههای نظامی رژیم اسرائیل قرار دهد.
موقعیت ممتاز استراتژیک ایران در تنگه هرمز باید در جهت تأمین منافع ملی ایران بهره جست؛ چراکه طولانی شدن جنگ و اقدام محتمل دولتهای متخاصم برای راهحلهای نظامیِ هرچند پرهزینه برای آنها، برای طرف ایرانی هم مخاطره انگیز و سنگین خواهد بود. عقل حکم میکند که ازایندست برتر ایران در قضیه تنگه هرمز مدبرانه در جهت تأمین منافع ملی استفاده کنیم و ناخواسته و از روی احساسات و جزماندیشی خام در دام توطئههای شیطانی دولت اسرائیل نیفتیم.