مهمتر اینکه ترامپ تهدید کرده زیرساختهای اقتصادی، بهویژه نیروگاههای تولید برق و پالایشگاهها را مورد حمله قرار میدهد. روز گذشته به مراکز تولید پتروشیمیها در بندر ماهشهر حمله شد و بندر شلمچه که محل عبور و مرور عراقیها به ایران بود نیز مورد حمله قرار گرفت و این بندر بسته شد. پای عراق در روزهای گذشته، به دلیل حملاتی که گروههای وابسته به ایران به مراکز آمریکایی انجام دادهاند، به جنگ باز شده است.
تحلیلگران بر این عقیدهاند که میدان و دیپلماسی دو روی یک سکه هستند؛ یعنی همزمان با تداوم جنگ و حمله به اسرائیل و پایگاههای آمریکا در منطقه میتوان از ابزار دیپلماسی نیز استفاده کرد. در این شرایط، عقل جمعی، خرد جمعی و بهرهگیری از نظر افراد باتجربه میتواند هم به میدان کمک کند و هم به دیپلماسی. در واقع، باتجربهها بزرگترین سرمایه برای اداره کشور هستند و باید از نظرات آنها استفاده کرد؛ اگر درست میگویند به آن عمل شود و اگر سخن آنها درست نیست کنار گذاشته شود.
این در حالی است که عدهای تحلیل و ارائه راهکار را برنمیتابند و این برای کشور و مردم خسارت ایجاد میکند.
*حمید رسایی، نماینده تندرو مجلس و نزدیک به جبهه پایداری ظریف و روحانی را تهدید کرده و گفته به خاطر اظهار نظر باید برای آنها پرونده قضائی تشکیل شود.
* سعید حدادیان، مداح به ظریف سه روز مهلت داده که حرفهایش را درباره مذاکره با آمریکا پس بگیرد. او به ظریف فحاشی کرده، پرسش این است که او چکاره است و جایگاهش در حکومت چیست که این چنین بی پروا وزیر پیشین خارجه را تهدید میکند و به او اولتیماتوم میدهد که ظرف سه روز حرفهایش را پس بگیرد.
* حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان در واکنش به یادداشت ظریف در نشریه فارن افرز نوشت: «آقای ظریف! ... چرا نسخه تسلیم میپیچید؟!» باید از آقای ظریف پرسید اگر این یادداشت را خودتان نوشتهاید، چرا پذیرش آرزوهای برباد رفته آمریکا و اسرائیل را به جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد کردهاید؟! و اگر دشمنان ایران نوشتهاند، امضای شما پای آنچه میکند؟! و اگر دشمن دیکته کرده و شما نوشتهاید؟! بگذریم... کاش دستگاه قضائی آقای ظریف را به بازخواست میکشید و پاسخ این پرسشها را از ایشان میپرسید؟!
* سخنان تند حمید رسایی علیه رئیسجمهور پیشین و وزیر خارجه پیشین، نگارنده را به یاد اقدام نمایندگان تندرو در مجلس هشتم انداخت. آنها به جای این که قانون تصویب کنند که فردی به خاطر اعتراض به نتیجه انتخابات باید اعدام شود در صحن علنی مجلس راه افتادند و با مشتهای گره کرده فریاد زدند: «موسوی، کروبی و خاتمی اعدام باید گردند.» وقتی چنین گفتمانی بر کشور حاکم شد نتیجه این شد که در انتخابات سال ۱۴۰۳ حدو ۶۰ درصد مردم در انتخابات شرکت نکردند.
اصل ۲۴ قانون اساسی و فصل سوم آن، آزادی بیان و قلم را تضمین کرده و اصل هشتم آن امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه همگانی دانسته است. اگر به تاریخ مراجعه شود، معلوم میشود که کشورهای درگیر جنگ جهانی دوم، بهویژه انگلیس، در شرایط جنگی به قانون احترام میگذاشتند. حتی در یک مورد که نخستوزیر انگلیس، روزولت قصد داشت خلاف رانندگی کند، رانندهاش گفت خلاف قانون است و این کار را انجام نمیدهم. چرچیل گفت ما در جنگ با هیتلر پیروز میشویم، چون مردم به قانون احترام میگذارند.
اینکه افرادی بگویند علیه رئیسجمهور پیشین و وزیر خارجه پیشین باید پرونده قضائی تشکیل شود و به آنها توهین میکنند آیا زیر پا گذاشتن قانون نیست؟
وقتی چنین گفتمانی شکل میگیرد جامعه از نقد منصفانه د خیرخواهانه و مصلحانه محروم میشود و بحرانها به جای کاهش افزایش مییابد.
تجربه جهانی نشان میدهد که سیاستمداران همواره در کنار نظامیان در جنگ بودهاند. اینکه وزیر خارجه قطر در واکنش به نقطهنظرهای ظریف گفته که بحران ایجاد شده پس از جنگ سالها طول میکشد تا رابطه ایران با کشورهای منطقه بهبود یابد معنادار است. هرچند این جنگ تاکنون خسارتهای بسیاری برای کشور داشته است، اما یک فرصت هم برای ایران ایجاد کرده که میتواند برخلاف گذشته روزانه بیش از دو میلیون بشکه نفت بفروشد و نفتی را هم که روی آب داشته، آمریکا تحریم آن را برداشته است.
پرسش این است که آیا پول فروش نفت امکان بازگشت به خزانه را دارد یا نه؟ بر فرض اینکه امکان بازگشت آن نباشد، میتوان با پول نفت که این روزها قیمت هر بشکه آن از ۱۰۰ دلار عبور کرده است، کالا خرید و به کشور وارد کرد و به سفره مردم کمک کرد.
حاشیه سازیهایی که تندورها ایجاد میکنند به نفع دشمن است، نه به نفع کشور و مقاومت.