1- دشواری اخلاقی جبهه غیرهمدلان با حاکمیت، بر زمین سیاست: جنگ یکی از نمودهای عرصه سیاست است. سیاست عرصه تشکیل جبهه در مقابل جبههای دیگر است بر سر منافع و در نهایت، حفظ و خلع قدرت! برای بخشی از ایرانیان، استیصال و یأس از اصلاح امور موجب میشود آنها وطن و حاکمیت را از هم جدا کنند و در نتیجه، حمله، کشته شدن سران سیاسی و تخریب بخشی از وطن را به بهای تادیب یا از بین رفتن حاکمیت مجاز بدانند. چه اینکه از نظر آنها تخریب در بخش های مختلف به نحوی تدریجی همیشه با تورم غیر قابل باور و نیز منابع رو به اتمام، در هر صورت انجام میپذیرد. این بغض چند ده ساله، در نهایت تمایل به حضور در جبهه متجاوزان ایران را برای خود مجاز میداند، اما دشواری اخلاقی از آن جا خود را نشان میدهد که آنها به عنوان افراد حاضر در جبهه متجاوز به ایران، نیازمندند در تک تک این خرابهها احساس پیروزی کنند. اما در مورد برخی استراتژی های جنگ و جنایات رسمی جنگی همچون کشته شدن کودکان و غیر نظامیان، از بین رفتن زیرساختها و بناهای تاریخی و خطرات بزرگتر مانند حملات اتمی عملا منافع آنها (یعنی سلامت غیر نظامیان و زیر ساختها و اصل و بنیاد ایران) به مخاطره میافتد.
این دشواری با تیزی بسیاری، اصل جبهه بندی را با مخاطره مواجه میکند. آنها از طرفی به سبب لطمات بسیار، خود را در این ضدیت با حاکمیت ایران محق میدانند، اما این دشمنی در برخی کرانه های جنگ، بسان بر شاخه نشستن و بن بریدن مینماید. در هر حال متجاوز آمریکایی و اسرائیلی هیچ احساس تعلقی به هموطن او ندارد، با خیابان های شهر او همدلی ندارد؛ در یک کلام عاطفه گره خوردهای به این جغرافیا ندارد و در صورت لزوم برای تحقق منافع جنگی خود میتواند همه چیز را قربانی کند. در وجه دیگر داستان، عامل خوشبختی این دسته (حمله نظامی به ایران)، در اثنای جنگ، تمنای پنهان خود یعنی دست یافتن به منابع نفتی و تغییر نقشه ایران را از پشت پرده تیتر (کمک به مردم ایران) به صراحت و نه صرفا در گفته های تحلیلگران، بیرون میآورد. این وضعیت، دشواری اخلاقی را در غایت جنگ دچار پیچ دیگری میکند. در نهایت چه خواهد شد؟ هنوز هم برای هر انفجار و پیشروی نیروی نظامی خارجی باید احساس پیروزی کرد؟! او اگر همچنان در جبهه خارجیان بماند، باید بتواند برای جنایات جنگی آنها موجهاتی بیابد و در نهایت؛ باید بتواند دو ریسک بزرگ واگذاری منابع نفتی یا پاره پاره شدن ایران را به عنوان هزینه این پیروزی بپذیرد. از طرف دیگر نمیتواند در سمت نیروی اقتدارگرای حامی حکومت بایستد و او را به دستان خودش قوت بخشد که بعد از این روزها دوباره برای زندگی دچار چالش بشود. باید پذیرفت که وضعیت دشوار است و سرراست نیست، وگرنه با استدلالهای سخیف و هوچی گری و حمله و تهدید؛ به ظهور رفتارهای موجه و معقول که در نهایت این خانه را بسازد نمیتوان امیدوار بود.
2- دشواری اخلاقی جبهه حامیان حاکمیت بر زمین سیاست: حامیان حاکمیت، غالبا با این همانی، میان باورها و هویت دینی شان در اصل انتخاب جبهه دشواری ندارند. چه اینکه در شرایط عادی هم حمایت از حاکمیت برای آنها بدیهی مینماید. اما در شرایط کنونی کمی از استاندارد قبلی خود کمی فراتر رفتهاند و برای عناصر ملی و میهنی مشابه رستم و دکتر مصدق که در موقعیت های سابق آنها را نفی و طرد و معدوم مینمودند، اعتبار قائل میشوند. دشواری اخلاقی این گروه به جهت کیفیت مسیر و دستاویزهای حمایت از حکمرانی است. آیا همانند باورهای قلبی دینی میتواند به این عناصر عشق بورزد، یا دست کم روادارانه آنها را بپذیرد، یا این رفتار صرفا یک استاندارد دوگانه در زمان اوج خطر است که بعدها میتواند- مشابه گذشته- حذف و طرد شود؟ دشواری دیگر اخلاقی زمانی خود را نشان میدهد که در بهت، سکوت هم وندانی به سر میبرد که همراه آنها نیستند انتظار همراهی و بیانیه دارد. آیا او پیش از این، به دیدگاه و موجودیت این گروه اعتبار و ارزشی داده بود که اکنون از آنها کمک و همراهی و تأیید میخواهد؟ آیا او اخلاقا مجاز است به درخواست این کمک؟ صرفنظر از اینکه دسته فوق الذکر ممکن است از راههای دیگر و آزادانه به انتخاب متفاوتی برسد.
3- خارج از عالم سیاست و بر سریر عواطف انسانی: این تحلیل خارج از جبهه بندی های سیاسی فهم میشود. آیا کشته شدن حتی یک فرد در جبهه هموندان یا دشمنان او میتواند برایش شادی و احساس پیروزی و سرور به ارمغان بیاورد، حتی اگر براساس لزوم تصمیم به همراهی در جبهه بندی سیاسی، در یکی از جبهه های یاد شده حضور یابد و حتی اگر بجنگند؟ دشواری دیگر اخلاقی زمانی است که فرد تصمیم میگیرد منافع سیاسی را به بهای عواطف انسانی واگذار کند. مشابه تصمیم محسن چاووشی که گفت؛ من نمیتوانم فردای جنگ سرور و رقص خارجیان را بر قبرهای هموطن ام ببینم! بدون دسته بندی! او تصمیم گرفت عاطفه اش میدان دار تصمیمهای اخلاقی به نحوی که گذشت، کند هر چند این دست تصمیمات نیز به نوبه خود دشواریهایی دارد.