تجربههای تاریخی نشان میدهد هرگاه شعله جنگ بالا میگیرد، اولین ضربه بر پیکر صنایع مادر و زیرساختهای حیاتی وارد میشود؛ بخشهایی که معیشت میلیونها نفر و آینده اقتصادی یک کشور بر آنها استوار است. در ایرانِ امروز، صنایعی همچون فولاد و پتروشیمی نهتنها موتور تولید و اشتغالاند، بلکه مهمترین شریانهای ارزآوری و محرکهای توسعه صنعتی به شمار میروند. از همین رو هر تهدید و اختلالی در این حوزهها، صرفاً آسیب به یک کارخانه یا تأسیسات تولیدی نیست؛ بلکه خطری مستقیم برای ثبات اقتصادی و اجتماعی کشور است. با وجود هشدارهای فراوان درباره ضرورت فعال بودن دیپلماسی پیش از وقوع بحران اخیر، تدابیر لازم اتخاذ نشد و بسیاری از پیامدهایی که از پیش قابل پیشبینی بودند، رخ دادند. حتی در روزهای دشوار بحران نیز از ظرفیت وحدتی که در جامعه شکل گرفت استفاده کافی نشد. آن فرصت از دست رفت و امروز آثار آن نادیدهگرفتنها، بهصورت زخمهایی عمیق بر پیکر صنعت و اقتصاد نمایان است. جنگ هیچگاه برای اقتصاد ایران منفعتی نداشته است. ویرانی، رکود و بیثباتی، تنها در خطوط مقدم رخ نمیدهند؛ خسارتهای پنهان آن بر زندگی مردم و زیرساختهای تولیدی سالها باقی میماند.
صنایع مادر؛ نخستین قربانیان جنگ
در هر بحران بزرگ، نخستین ضربهها به صنایع مادر وارد میشود؛ بخشهایی که پایه توسعه یک کشور را تشکیل میدهند. در ایران، دو حوزه بیش از سایرین اهمیت راهبردی دارند: فولاد و پتروشیمی. در شرایط کاهش درآمدهای نفتی، این دو صنعت به ستونهای اصلی اقتصاد و ارزآوری تبدیل شدهاند. منطقه عسلویه با مجموعه عظیم پتروشیمی و پالایشگاهی خود، یکی از مهمترین تکیهگاههای اقتصاد کشور است و هر اخلال در آن فوراً بر تولید، صادرات و ثبات اقتصادی اثر میگذارد. این تأسیسات صرفاً یک مجموعه صنعتی نیستند؛ قلب تپنده اقتصاد ملیاند.
فولاد؛ شاهرگ اقتصاد صنعتی
در کنار پتروشیمی، صنعت فولاد شاهرگ اصلی اقتصاد صنعتی ایران است. تقریباً همه بخشهای مهم تولیدی، از ساختوساز و پروژههای عمرانی تا خودروسازی، لوازم خانگی و قطعهسازی، به فولاد وابستهاند. کوچکترین کاهش تولید یا اختلال در این صنعت، در دهها صنعت پاییندستی رکود ایجاد میکند. در این میان، فولاد مبارکه اصفهان نقشی محوری دارد. هزاران کارخانه در سراسر کشور وابسته به محصولات آن هستند. هر افت ظرفیت در فولاد مبارکه یعنی کمبود مواد اولیه در خودروسازی، توقف خطوط تولید لوازم خانگی، کند شدن پروژههای عمرانی و در نهایت بیکاری گسترده. اگر چرخ فولاد کند شود، چرخ اقتصاد کشور از حرکت میایستد.
سرمایه انسانی؛ خسارتی که جبرانش سالها زمان میبرد
ویرانی کارخانهها و تجهیزات تنها بخشی از خسارت جنگ است. بخش مهمتر، نابودی سرمایه انسانی است؛ متخصصان، مهندسان، مدیران ،فرماندهان و افرادی که شکلگیری دانش و تجربیاتشان حاصل سالها تلاش، آموزش و کار مستمر است. از دست رفتن چنین نیروهایی خلأیی ایجاد میکند که پرکردن آن گاه دههها زمان نیاز دارد. ساخت یک کارخانه شاید چند سال زمان ببرد، اما تربیت یک مدیر توسعهگرا یا مهندس باتجربه، فرایندی طولانی و نسلی است. جنگ نهتنها تأسیسات، بلکه حافظه صنعتی و دانش مدیریتی کشور را نیز فرسوده میکند.
آسیب به زیرساختهای علمی و بهداشتی
پیامدهای جنگ تنها به صنایع اقتصادی محدود نمیشود. زیرساختهای علمی و بهداشتی نیز از جمله بخشهایی هستند که در بحرانها آسیب میبینند و اثرات آن مستقیماً بر سلامت جامعه و امنیت زیستی کشور وارد میشود.
حمله به انستیتو پاستور تهران نمونهای از چنین خسارتهایی است. این مرکز علمی با بیش از یک قرن سابقه، یکی از قدیمیترین مؤسسات پژوهشی و بهداشتی ایران و عضو شبکه بینالمللی انستیتوهای پاستور در جهان است. انستیتو پاستور ایران در طول دههها فعالیت خود نقش مهمی در پژوهشهای زیستپزشکی، تولید واکسن و مقابله با بیماریهای واگیردار ایفا کرده و به عنوان یکی از مراکز پیشگام تولید واکسن در منطقه شناخته میشود. آسیب به چنین مرکزی صرفاً تخریب یک ساختمان یا آزمایشگاه نیست؛ بلکه ضربهای به ظرفیت علمی، تحقیقاتی و بهداشتی کشور محسوب میشود. مراکزی از این دست حاصل دههها سرمایهگذاری علمی، تربیت پژوهشگران و همکاریهای بینالمللی هستند. بازسازی تجهیزات و ساختمانها ممکن است امکانپذیر باشد، اما بازسازی شبکه دانش، تجربه و اعتبار علمی آنها بهمراتب زمانبرتر و دشوارتر است.
در یکی از مناظرهها، برخی صاحبنظران به درستی بر این نکته تأکید کردند که جنگ برای اقتصاد «شر مطلق» است و نشان دادند که بازسازی زیرساختهایی همچون شبکه برق، آب، خطوط انتقال انرژی یا واحدهای راهبردی تولید چه هزینه عظیمی دارد. تخریب هر بخش کلیدی از شبکههای ملی، هزاران میلیارد هزینه و سالها زمان خواهد برد. این پرسش همچنان مطرح است: چنین هزینههایی را چگونه میتوان تأمین کرد؟
ضرورت تدبیر برای حفظ ستونهای اقتصاد
اقتصاد امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به تداوم فعالیت صنایع مادر وابسته است. بدون حمایت جدی، هر بحران میتواند دهها سال عقبرفت صنعتی ایجاد کند. این صنایع فقط موتور تولید نیستند؛ محور اشتغال و امید اجتماعیاند. کارگری که در واحدهای نورد فولاد کار میکند یا مهندسی که در عسلویه مشغول است، بخشی از یک پیکر مشترکاند که اگر آسیب ببیند، کل کشور آسیب خواهد دید. حفاظت و تقویت صنایع مادر وظیفهای ملی است. هر ضربه به فولاد، هر توقف در پتروشیمی، هر اخلال در قلب عسلویه و هر توقف در امور پژوهشی و تحقیقاتی یعنی خاموش شدن چراغ خانهها و کاهش امید به آینده. جنگ میتواند دیوار و ساختمان را ویران کند؛ اما اگر همزمان ستونهای صنعت و دانش کشور فرو بریزد، بازسازی آن دیگر تنها با پول ممکن نخواهد بود. اکنون زمان تدبیر است؛ پیش از آنکه بهای فولاد و جان انسان، هر دو بسیار گرانتر پرداخت شود.