این حادثه هزاران کیلومتر دورتر از جمهوری اسلامی ایران رخ داده است، اما به نظر میرسد که به دلیل تشابهات دو کشور حامل پیام و درس برای تهران باشد و نخبگان سیاسی کشور باید با درک صحیح از الزامات جدید و واقعیت های ملموس نظام بینالملل در حال گذار سیاست های خود را اصلاح و بازتنظیم نمایند.
عملیات عزم قاطع
عملیات نظامی دولت ترامپ علیه ونزوئلا با اسم رمز «عزم قاطع» ( Absolute Resolve ) به دلائل گوناگونی انجام گرفته است.
دلایل سه گانه حمله به ونزوئلا
نخست، حفظ امنیت نیمکره غربی با مرکزیت آمریکا: بر اساس استراتژی امنیت ملی آمریکا در سال 2025، دولت آمریکا به دنبال احیای دکترین مونروئه است که هدف غایی آن تسلط بر قاره آمریکا از طریق حذف دولت های مخالف است. دوم، سیاست «اول آمریکا» دولت ترامپ، که مبتنی بر نوعی ناسیونالیسم افراطی است، مستلزم مبارزه با جرایم سازمان یافته مانند کارتل های مواد مخدر و گروه های تروریستی است. ونزوئلا به عنوان مسیر قاچاق مواد مخدر، بر اساس وعده های انتخاباتی ترامپ، تهدیدی علیه شهروندان آمریکایی محسوب میگردد. این موضوع مستمسک در اختیار واشنگتن قرار داده تا اهداف راهبردی و کلان خود را به بهانه مبارزه با مواد مخدر محقق سازد. سومین عامل در تجاوز نظامی آمریکا، مسئله نفت است. واقعیت امر این است که اگرچه ایالات متحده خود بزرگترین تولید کننده نفت در جهان است، اما صنایع و پالایشگاه های این کشور نیازمند نفت سنگین هستند. در حالی که منابع نفت سنگین آمریکا اندک میباشد، اما در مقابل ونزوئلا سرشار از ذخائر نفت سنگین است.
رقابت با چین
مسئله دیگری که برای آمریکا حائز اهمیت است حفظ هژمونی در رقابت با چین است. آمریکا از طریق کنترل نفت ونزوئلا همزمان میتواند مانع فروش نفت ارزان این کشور به چین شود و هژمونی جهانی خود را از طریق کنترل بر ذخائر نفتی جهان تداوم بخشد.
ویژگی مشترک ایران و ونزوئلا
ایران و ونزوئلای تحت مادرو ویژگی مشترکی داشتهاند که عبارتند از: مالکیت منابع عظیم نفتی و برخورداری از اهمیت ژئوپلیتیکی، اتخاذ سیاست های ضد امپریالیستی و ضد هژمونی آمریکا، مخالفت با نظم موجود بینالمللی، مواجهه با تحریم و فشار بینالمللی، ساختار رانتیر، فضای متصلب سیاسی، فساد، تورم بالا و اقتصاد ناکارآمد، نبود توازن در سیاست خارجی و تمرکز بر مناسبات با قدرت های شرقی بویژه چین و روسیه. ویژگی های مشترک است تا تحولات ونزوئلا پندهایی برای ایران باشد.
اول: سیاست تهاجمی آمریکا علیه ایران : به دلیل منابع غنی نفتی و موقعیت ژئوپلیتیک ویژه ایران و همچنین استمرار تقابل ایران - آمریکا به همراه پروژه امنیتی سازی ایران از سوی اسرائیل، سیاست واشنگتن علیه ایران تغییر نخواهد کرد بلکه با توجه به حضور ترامپ، که همزمان شده است با تضعیف موقعیت منطقهای ایران، سیاست های خصمانه واشنگتن علیه ایران تشدید خواهد شد.
دوم، بازنگری اقتصادی: فساد، ناکارآمدی اقتصادی، فضای سیاسی - اجتماعی آشفته و عدم اراده جدی نخبگان سیاسی در اصلاح شرایط داخلی، زمینه کاهش سرمایه اجتماعی و عدم انسجام و کاهش حمایت داخلی را در بلند مدت فراهم خواهد ساخت. وقتی اوضاع اقتصادی و معیشتی قابل تحمل نباشد، افزایش اعتراضات و آشوب داخلی میتواند بستر تهاجم خارجی را مجددا فراهم سازد.
سوم، ناکارآمدی وفاق صوری: وفاق صوری و نمایشی ناکارآمد است. وفاق در عمل به معنای تکثرگرایی و اهتمام نخبگان برای تحکیم وحدت و انسجام ملی بدور از جناح-گرایی است. همزمان باید بر این نکته نیز تاکید داشت که وفاق نخبگان بدون تغییر در بهبود شرایط داخلی، بویژه اقتصادی، نتیجهای در بر نخواهد داشت. به دیگر سخن، تحقق سیاست وفاق ملی مستلزم بهبود شرایط معیشتی مردم است.
چهارم، آیین قدرت در سیاست بینالملل: رفتار تجاوزگرانه ترامپ اگرچه مورد تأیید مجامع بینالمللی نمیباشد و نقض قواعد حقوق بینالملل و اصل حاکمیت ملی است، اما بیان این واقعیت است که عرصه سیاست بینالملل حوزه انتزاعی نیست، بلکه مبتنی بر واقعیت «آیین قدرت» است. تحولات ونزوئلا نشان داد که عدم توجه به «سیاست قدرت» در نظام بینالملل سبب تصمیم سازی نادرست می-شود که پیامد جبران ناپذیری برای کشورها بدنبال خواهد داشت.
بازنگری در رویکردها
با توجه به تحولات ونزوئلا که از اشتراکات زیادی با ایران برخوردار بوده است، میتوان استدلال نمود که در عصر ترامپیسم ایران با چهره عریان تری از سیاست بینالملل مواجهه شده است. این چهره جدید که تصدیق کننده سیاست در معنای کلاسیک یا همان سیاست قدرت است، هشداری جدی جهت بازنگری در رویکردها و سیاست خارجی است. در حقیقت، نظم در حال گذار بینالمللی مبین این واقعیت است که ایران باید با توجه به واقعیت های موجود و توزیع قدرت در نظام بینالملل، سیاست های خود را باز تنظیم و طراحی نماید و راه برون رفت از تنگنای امنیتی فعلی، مستلزم اقدامات جدی و عملی جهت مبارزه با فساد، رانت و بهبود شرایط اجتماعی- اقتصادی است.