در حالی که جوانان دیگر کشورها مانند کره جنوبی، فرانسه یا کلمبیا درگیر طراحی آینده شغل، فرهنگ و سیاست جامعهشان هستند، جوان ایرانی درگیرِ این است که مهاجرت کند یا چگونه شغل یا امیدی پیدا کند و چرا ناامید است و چرا اعتراض میکند.
نگاهی به گذشته
وقتی نسل Z به تاریخ ایران نگاه میکند، ناخودآگاه با تصویری از دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی روبهرو میشود: دانشجویانی که برای تحصیل به خارج میرفتند، دخترانی که بدون هراس در جامعه بودند، شهرهایی که شبها زنده بودند. دورانی که با تمام ابهامات و ناکامیهایش، وعده «توسعه همزمان با دنیا» را میداد. اما امروز فضای زندگی در بسیاری از ابعاد سخت و دشوار شده است. برای همین است که نسل Z اکنون به دنبال «فرصت» برای رشدِ آزادانه در دنیا و رفاه بیشتر برای زندگی است.
انقلابِ فرهنگی
نسل پس از جنگ با وجود جنگ و تحریم، هنوز باور به اعتقادات و آرمانها و بهتر شدن آینده داشتند. اما نسل Z در سایه یک نظام کنترل گر رشد کرد. رشد ابزار دیجیتالِ پیشرفته و آگاهی از جهان مدرن و آزاد و توسعه یافته باعث شده تا دیگر سانسور، ممنوعیت و محدودیت نقش کنترل کننده نداشته باشد و در چنین فضایی، مطالبات نسل Z دیگر مطالبات سیاسیِ کلاسیک نیست بلکه زندگی در دنیای آزاد با برخورداری از رفاه و آسایش و امنیت است.
مقایسه با جهان
در بسیاری از کشورهای جهان، نسل Z درگیر مسائلی مانند تغییرات آبوهوایی، عدالت نژادی یا هویت هستند. آنها در فضایی مدنی مشارکت دارند. جوان کرهای درباره اقتصاد رقابتی و فشارهای اجتماعی اعتراض میکند؛ جوان آمریکایی برای حق سلامت روان مبارزه میکند؛ جوان فرانسوی بر سر بازنشستگی به خیابان میآید. اما جوان ایرانی، پیش از هر چیز، باید بتواند در کشورش بماند تا با هویتش بدون ترس و شرم مواجه شود. تفاوت اصلی اینجاست که جوانان جهان درباره «چگونه زندگی کنیم» بحث میکنند؛ اما جوان ایرانی درگیر این است که آیا «اجازه زندگی» خوب و آزادانه را دارد یا خیر؟
آینده
آمارهای رسمی و غیررسمی نشان میدهند که نسل Z ایران بیشترین تمایل به مهاجرت، کمترین تمایل به ازدواج و کمترین امید به تغییر از درون را دارند. پیشرفت امروز، برای جوان ایرانی، بدون آزادی معنایی ندارد. در نهایت، مطالبات نسل Z امروز دیگر صرفاً پیرامون لباس، اینترنت یا موسیقی نیست. تجربه جنگ ۱۲ روزه سایه نابسامانی را دوباره بر سر کشور انداخت و جوانان که جنگ را ندیده بودند، شوکه شدند. برای این نسل، که با عالم دیجیتال و رؤیاهای جهانی بزرگ شده، تبدیل شدنِ آسمان کشورشان به فضایی برای موشک و پهپاد، یعنی شکستِ وعده «آینده امن». همین تجربه، آنها را به این باور رساند که بدون تغییر بنیادین در ساختارها، زندگی پایدار ممکن نخواهد بود. آنها دیگر نمیخواهند فقط زنده بمانند؛ میخواهند در سرزمینی زندگی کنند که جنگ، بخشی از محاسبات سیاسیِ روزمره نباشد و آزاد و خوب زندگی کنند و به آینده امیدوار باشند نه ناامید.