نشانههای آن به شرح ذیل است:
۱-امام جمعه تهران در نماز جمعه ضمن حمله به این بیانیه میگوید اینها (جبهه اصلاحات) عددی نیستند، باید از ایشان پرسید اگر عددی نیستند چرا اینگونه برآشفته وحشت کردید؟!
۲-صداسیما بجای پرداختند به موضوع مهم نفوذیها که موجب شهادت ۳۰ نفر از سرداران در مدت ۴۷ دقیقه اول جنگ تحمیلی 12 روزه و ۶۰ نفر از سرداران در طول این جنگ و جمعی از دانشمندان فرهیخته شدند، کارنشناسی را دعوت میکند که ریس جمهور و وزیر خارجه پیشین را به «اشعث ابن قیس و ابو موسی اشعری» تشبیه کند غافل از این که مردم فراموش نکردند او برادر همان خانمی است که کتاب معجزه هزار سوم را در مورد کسی نوشت که با کاغذ پاره خواندن قطعنامههای سازمان ملل کشور را به خاک سیاه نشاند و موجب بازگشت مجدد تحریم سازمان ملل شد که اجازه میدهد طبق فصل هفت این سازمان همه کشورهای عضو سازمان ملل، ایران را تحریم و اموال آنرا رادر اقصی نقاط جهان مصادره نمایند.
۴-آن فرد که قصد دارد کاخ سفید را به حسینیه تبدیل کند در سخنرانی رسمی تقاضای اعدام سران اصلاحات را مطرح میکند و صدای تکبیر آن جمع در تأیید درخواست او بلند شود.
۵-هراس سران تند رو از اصلاحات موجب میشود حمله علیه ریس جمهور و دولت چهاردهم به گونهای مطرح شود که رهبری پا به میدان بگذارد و از ریس جمهور و دولت دفاع نمایند.
۶-این جریانها نشان میدهد تندروها از ترس از افشای نفوذیهای اسرائیل که عموماً با دادن شعارهای تند از طریق این جریان به مراکز حساس کشور نفوذ کردهاند، با برجسته کردن بیانیه جبهه اصلاحات، مردم را از پیگیری موضوع مهم نفوذ باز دارند.
۷-به نظر میرسد گرم کردن مراسمهای عزاداری محرم و صفر و راهپیمایی اربعین در صداسیما بیش از سالهای گذشته، به منظور تحت الشعاع قرار دادن پیگیری نفوذ است.
۸- طرح موضوع حمله به اشعار پارسی زبان حکیم ابوالقاسم فردوسی که قله ادبیات فارسی است توسط یک دختربچه بی ادب و هتاک مایه حیرت است. اینها تولید خبر است که مردم جریان نفوذ در جنگ را فراموش کنند.
نویسنده در پایان دو بیت از حکیم فردوسی در وصف پیامبر (ص) و امیر مومنان علی (ع) به مناسبت ماه ربیع ارائه میشود تا بر عزت این شاعر پارسی زبان افزوده شود:
چه خوش گفت آن خداوند تنزیل و وحی
خداوند امر و خداوند نهی
که من شهر علم و علیام در است
درست این سخن قول پیغمبر است
گواهی دهم کائن سخنها از اوست
تو گویی دو گوشم پر آواز اوست
منم بنده اهل بیت نبی
شتابنده خاک پای وصی
اگر چشم داری به دیگر سرای
به نزد نبی و علی گیر جای