نفت یا طلای سیاه، این روزها روی سیاه و تیره خود را به رخ جوانان این مرز و بوم می کشد. جوانانی که به دنبال صید آن و با هزاران آرزو ، با تحمل مشقت ها خود را در آستانه حضور در این بازار پرسود می بینند و رنج تحصیل و رنج اقتصادی را به جان می خرند تا شاید نام و نانی پیدا کنند، اما افسوس که رابطه جای ضابطه را در این مرز و بوم گرفته است.
حسرت و آه و افسوس در نزد جوانان نشسته بر طلای سیاه در جنوبی ترین بخش ایران آزار دهنده است و درهای ورودی به این صنعت مادر، به روی آنان بسته مانده است.
جذب و بکارگیری نورچشمی ها در صنعت نفت و گاز باب شده که دیگر رمقی برای تلاش سایر جوانان نمی ماند که در این عرصه عرض اندام کنند.
نبود فرصت های برابر و تبعیض و دوری از ضابطهمند کردن قوانین جذب و استخدام در شرکت های نفت و گاز بویژه برای بومیان مناطق نفت خیز کشور سبب شده تا اسباب نارضایتی در این جوانان افزایش یافته و مخاطرات اجتماعی در استان های صنعتی کشور داشته باشد. دیده نشدن جوانان تحصیلکرده و متخصص و محجوب باید واکاوی شود، اما به نظر می رسد برای رفع بی عدالتی در حوزه جذب و استخدام جوانان جویای حضور در بازار صنعت نفت و گاز کشور باید به سراغ نهادهای نظارتی و حسابرسی رفت و از آنان بازخواست نمود. متاسفانه بی توجهی به سرمایه های انسانی در این سرزمین به ویژه مناطق کم برخوردار، اما سرشار از ثروت نفت و گاز رویه ای عادی شده و برگزاری آزمون های استخدامی و نظارت های پی درپی نهادهای نظارتی نیز گویا جبران این ناکارآمدی را نمی کند و تنها فاصله بین مردم و مسئولان را چند برابر می کند. آنچه باید مدنظر قرار گیرد نه تنها توجه به مطالبات جوانان بلکه ایجاد فرصت برابر و یکسان است تا شایستگی ها جای خود را به روابط داده و ضوابط جای روابط را بگیرد؛ انتظاری که از سرپرست فعلی وزارت نفت به عنوان نماینده فرزندان جنوب می رود این است که روند این بی عدالتی خشکانده شود تا بارقه امید در دل جوانان این مرز بوم به ویژه نسل عدالت خواه زنده شود.