ستاره صبح آنلاین، فائزه صدر: هم زمانی نامه نگاری آمریکایی ها و رفت و آمد دیپلماتیک شخصیت های سیاسی منطقه به تهران؛ قابل توجه است. سفر روز گذشته مقامات قطری و حضور مجدد آن ها در ایران و افزایش گمانه زنیها درباره حمله نظامی، منطقه را وارد مرحله ای حساس کرده است؛ مرحله ای که در آن مذاکره و رویارویی نظامی دو سناریوی قوی، روی میز تهران و واشنگتن است. ستاره صبح آنلاین در گفت و گو با فریدون مجلسی، کارشناس و تحلیلگر سیاسی به بررسی این موضوع پرداخته که در ادامه می خوانید:
شاهد اوج گرفتن تحرکات دیپلماتیک هستیم. روز گذشته هم زمان با افشای محتوای نامه جی دی ونس به سرلشگر رضایی، هیات قطری به تهران آمد و با مقامات ایران دیدار داشت. این رفت و آمد دیپلماتیک نشانه چیست؟
من امید دارم این دیدار ها موثر واقع شود. به ویژه درباره نامه جی دی ونس امید به تاثیر گذاری می رود، زیرا این نامه توسط معاون اول رئیس جمهور آمریکا نوشته شده ولی نه برای رئیس جمهور کشور ارسال شده نه برای رئیس مجلس! جی دی ونس این نامه را به طور مستقیم برای آقای محسن رضایی فرستاده است، این حرکت به ان معنی است که آمریکا فکر می کند از آقایان پزشکیان و قالیباف کاری ساخته نیست و نظامیان در کشور همه کاره هستند. آقای قالیباف به عنوان مذاکره کننده اصلی وارد میدان شده بود و تفاهم نامه اولیه را رئیس جمهور امضا کرد، اما رفتار نظامیان این پیام را به آمریکا مخابره کرد که کارها باید توسط نظامیان انجام بگیرد. از این رو این بار آمریکا مستقیما با آقای رضایی تماس گرفته است. معاون رئیس جمهور آمریکا خصوصیات متفاوت تری دارد و جایگاه سیاسی او نیز با دیگر مذاکره کنندگان آمریکایی فرق دارد.
آیا رفت و آمد های دیپلماتیک می تواند نشانه ای از کم رنگ شدن بعد نظامی تنش باشد؟ به عقیده شما زور دیپلماسی به خاموش کردن این شعله می رسد یا نه؟
آمد و رفت ها از سرعت و قدرت تهدید ها نشان دارد. آمادگی حمله و نزدیک شدن احتمال جنگی دیگر باعث شده روند گفت و گو ها سرعت بگیرد.
کشورها وارد میدان شده و سعی می کنند در خاموش کردن آتش جنگی دیگر کمک کنند و کار از میانجی گری گذشته و وارد دوره دخالت ها و تماس ها شده ایم و سعی می شود به هر طریقی رضایت مقامات ایران گرفته شود و منافع منطقه یادآوری گردد. متاسفانه گروهی در داخل به فکر منافع کشور و ملت و منطقه نیستند و در پی ضربه زدن هستند. این جنگاوران توجهی به زمینه های جنگ ندارند، باید از آن ها پرسید برای چه می خواهید بجنگید و در این جنگ می خواهید از چه چیزی دفاع کنید؟ اگر به خاطر دفاع از ملت و کشور وارد میدان شده اید باید بدانید که با این روحیه جنگ جویی شما همین ملت و کشور در جنگ آسیب خواهد دید!
موضع گیری تندروها حکایت از آن دارد که اگر به ایران حمله شود با شدت هر چه تمامتر پاسخ خواهیم داد. در این نگاه کشور هایی که متحد آمریکا هستند مورد تهدید قرار می گیرند. در دو جنگ قبلی نشانه هایی از این روش برخورد وجود داشت و کشور های منطقه امروز از جنگ دیگر وحشت دارند.
حضور هیات قطری یا سیاستمداران ترک و پاکستانی در تهران چه معنی دارد؟ آیا این کشور ها با آغاز جنگ بیشترین آسیب را متحمل می شوند یا پای مسائل دیگری در میان است؟
قطر کشوری کوچک است که با سیاست های درست و نگاه به منافع ملی در ردیف پیشرفته ترین شهرهای دنیا قرار گرفته است. این کشور که در مدار توسعه حرکت می کند با چند موشک و پهباد ویران می شود و فرو می ریزد. قطر نگران بقای خود است. قطر گروه تندرو و ستیزه جوی ایران را خوب می شناسد و می داند اگر بتواند آن ها را راضی کند، خود برد کرده است.
پاکستان هم نگرانی های خود را دارد این کشور به موجب پیمان مکه متعهد شده است از عربستان حمایت کند. در صورت بروز جنگ بین ایران و عربستان یا در صورت فرود آمدن حملاتی بر خاک پاکستان با منشا ایران، پاکستان موظف است به نفع عربستان وارد جنگ با ایران شود و از عربستان سعودی حمایت کند. پاکستان مایل نیست در برابر ایران بایستد و بجنگد و به نظر من این نکته یکی از قوی ترین دلایل پاکستان برای ورود به میانجیگری است.
پاکستان می خواهد از بازار بزرگ ایران منتفع شود و نیاز های خود در حوزه سوخت و انرژی را از مسیر خلیج فارس برآورده کند. پاکستان گرفتار این تنش شده است. در حوزه سیاسی و نظامی، انتظارات غرب از پاکستان متفاوت از دیگر کشور های منطقه است. از سویی کسادی بازار های منطقه بر اقتصاد پاکستان هم تاثیر منفی گذاشته است. کارگران پاکستانی سرگردان شده اند.
ترکیه هم مثل قطر و پاکستان با حضور در این گفت و گو ها می گوید ما را مجبور نکنید در برابر شما بایستیم و با شما بجنگیم. پاکستان ارتش عظیمی دارد و خود را برای مقابله با هند آماده نگه داشته است. ترکیه هم ارتشی قدرتمند دارد و در برابر عربستان متعهد شده است. ترکیه نمی خواهد با ایران بجنگد و یا از ترکش های جنگ منطقه آسیب ببیند و در بازار گردشگری اش به خاطر جنگ تخته شود.