از بازآفرینی صدای شجریان تا تهدید معیشت هنرمندان
هوش مصنوعی با سرعتی چشمگیر وارد صنعت موسیقی شده و مرز میان آثار تولیدشده به دست انسان و محصولات الگوریتمهای هوشمند را کمرنگ کرده است. بازسازی صدای خوانندگان مشهور، اجرای آثار قدیمی با صداهای متفاوت و خلق هنرمندان مجازی، از جمله قابلیتهایی هستند که توجه مخاطبان را جلب کردهاند؛ اما گسترش این فناوری پرسشهای جدی درباره مالکیت آثار، حقوق هنرمندان و آینده حرفه موسیقی ایجاد کرده است.
به گزارش ایسنا، استفاده از هوش مصنوعی در موسیقی ایران نیز بهتدریج فراگیرتر شده و آثاری که با کمک این فناوری تولید میشوند، در فضای مجازی مخاطبان قابلتوجهی پیدا کردهاند. نمونهای از این ظرفیت، بازآفرینی قطعات محمدرضا شجریان با صدای بیلی آیلیش، خواننده آمریکایی، است؛ اتفاقی که نشان میدهد فناوریهای جدید میتوانند صدای هنرمندان را به شیوههایی بازسازی کنند که پیش از این تصور آن دشوار بود.
مخاطب به صدا اهمیت میدهد یا هویت خواننده؟
یکی از تغییرات مهم در مواجهه مخاطبان با موسیقی هوش مصنوعی، توجه بیشتر به نتیجه نهایی و تأثیر احساسی اثر است. برای بخشی از شنوندگان، اگر موسیقی بتواند احساساتشان را برانگیزد و با سلیقه آنها هماهنگ باشد، هویت واقعی اجراکننده در اولویت دوم قرار میگیرد.
این تغییر نگرش میتواند زمینه را برای گسترش تولیدات مبتنی بر هوش مصنوعی فراهم کند. در سالهای اخیر، نمونههایی از آثار قدیمی موسیقی ایران، بهویژه قطعات متعلق به دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، با تنظیمهای تازه و صداهای نزدیک به سلیقه شنوندگان امروز بازسازی شدهاند. برخی از این آثار نیز توانستهاند مخاطبان زیادی جذب کنند.
افزون بر این، ابزارهای هوش مصنوعی امکان خلق شخصیتهای موسیقایی مجازی را فراهم کردهاند؛ شخصیتهایی که میتوانند بدون حضور یک خواننده انسانی، آثار تازه تولید کنند و حتی در نگاه نخست، مصنوعی بودن صدای آنها بهآسانی تشخیص داده نشود.
حق مالکیت هنری؛ چالش اصلی موسیقی هوش مصنوعی
با وجود جذابیتهای فنی و هنری این فناوری، یکی از مهمترین نگرانیها به نحوه آموزش مدلهای هوش مصنوعی بازمیگردد. این سامانهها برای یادگیری الگوهای صوتی، موسیقایی و آوازی از مجموعههای گستردهای از دادهها استفاده میکنند. بخشی از این دادهها ممکن است شامل آثار هنرمندانی باشد که اجازه صریحی برای استفاده از تولیداتشان صادر نکردهاند.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که مسئولیت استفاده از آثار موجود برای آموزش مدلها بر عهده چه کسی است و آیا تولید موسیقی با صدایی مشابه یک هنرمند، بدون رضایت او، نقض حقوقش محسوب میشود؟
این مسائل در سطح جهانی نیز بحثهای حقوقی و صنفی گستردهای ایجاد کردهاند. قوانین مالکیت فکری و حق نشر در بسیاری از کشورها با چالش تطبیق خود با فناوریهای تازه مواجهاند و تعیین مسئولیت شرکتهای توسعهدهنده، کاربران و پلتفرمهای انتشار موسیقی همچنان اهمیت دارد.
آیا آینده موسیقیدانان به خطر افتاده است؟
گسترش موسیقی تولیدشده با هوش مصنوعی میتواند فرصتهایی تازه برای آهنگسازی، تنظیم، بازسازی آثار و تجربههای خلاقانه ایجاد کند؛ با این حال، استفاده بدون ضابطه از آن ممکن است درآمد و جایگاه حرفهای خوانندگان، آهنگسازان، نوازندگان و ترانهسرایان را تحت تأثیر قرار دهد. اگر شرکتها و تولیدکنندگان بتوانند بدون پرداخت حق استفاده یا دریافت رضایت هنرمندان، از صدا و آثار آنها برای تولید محصولات تجاری بهره ببرند، رقابت در صنعت موسیقی با شرایطی نابرابر روبهرو خواهد شد.
در نهایت، مسئله اصلی حذف کامل هوش مصنوعی از موسیقی نیست، بلکه ایجاد تعادل میان نوآوری فناوری و حفظ حقوق پدیدآورندگان است. شفافیت درباره استفاده از هوش مصنوعی، اخذ مجوزهای لازم و تدوین مقررات روشن میتواند به استفاده مسئولانه از این ابزار کمک کند. آینده موسیقی به این بستگی دارد که فناوری جدید تا چه اندازه در خدمت خلاقیت انسانی قرار گیرد، نه اینکه حقوق و هویت هنرمندان را نادیده بگیرد.