لوگو
1405 دوشنبه 27 مهر
  • صفحه نخست
  • سیاست
  • سخن‌گاه
  • اقتصاد
  • شهروند
  • بین الملل
  • فرهنگ و هنر
  • سلامت
  • علم و فناوری
  • ورزش
  • خواندنی‌ها
  • آرشیو روزنامه
1405/07/26 - شماره 2851
نسخه چاپی
حمید الماسی‌نیا

اقتصاد سبز قشم؛ از شعار تا سهم‌بری واقعی جوامع محلی

جنگل‌های حرا در قشم فقط یک جاذبه گردشگری نیستند؛ بخشی از سرمایه طبیعی، اقتصادی و اجتماعی سواحل خلیج فارس‌اند که به امنیت زیستی منطقه، پایداری فعالیت‌های دریایی و آینده معیشت مردم گره خورده است ولی پرسش اصلی دیگر فقط «چگونه درختان را حفظ کنیم» نیست؛ پرسش این است که منافع حفاظت و بهره‌برداری مسئولانه از این زیست‌بوم تا چه اندازه به زندگی ساکنان پیرامون آن برمی‌گردد و آیا مردم سهمی متناسب با نقش خود در نگهداری از این سرمایه دریافت می‌کنند.
حرا هم بخشی از هویت طبیعی جزیره است و هم ظرفیتی برای شکل‌گیری اقتصاد محلی مبتنی بر گردشگری مسئولانه، فعالیت‌های دریایی و تولید محصولات بومی است و تبدیل این ظرفیت به توسعه پایدار، سیاست‌گذاری دقیق، مشارکت واقعی مردم و پیوند میان حفاظت محیط‌زیست و درآمد پایدار را می‌طلبد که بدون این پیوند، فاصله میان ارزش جهانی طبیعت و واقعیت اقتصادی زندگی ساکنان ساحلی همچنان باقی می‌ماند.

ارزشی فراتر از گردشگری
جنگل های مانگروها از حساس‌ترین زیست‌بوم‌های ساحلی‌اند؛ از زیستگاه‌های دریایی حفاظت می‌کنند، برای گونه‌های جانوری پناهگاه و محل تغذیه فراهم می‌آورند، برخی مخاطرات ساحلی را تعدیل می‌کنند و در ذخیره کربن زیست‌توده و رسوبات نقش دارند، بنابراین ارزش اقتصادی آن‌ها را نمی‌توان با شمار قایق‌های گردشگری، فروش بلیت یا درآمد اقامتگاه‌های اطراف سنجید.
به‌گفته ژئوپارک جهانی قشم، حرا از مهم‌ترین مجموعه‌های جنگلی دریایی خلیج فارس است و بخشی از آن در چارچوب حفاظت بین‌المللی زیست‌کره و کنوانسیون رامسر قرار دارد و تخریب این زیستگاه تنها به از دست رفتن پوشش گیاهی محدود نمی‌ماند و در بلندمدت می‌تواند زنجیره غذایی، منابع آبزی، صیادی، جذابیت گردشگری و تاب‌آوری جوامع محلی را نیز تضعیف کند و از همین رو، حفاظت از حرا هزینه‌ای جدا از برنامه‌های اقتصادی نیست؛ سرمایه‌گذاری بلندمدت برای پایداری اقتصاد ساحلی است.

معیشت مردم
حلقه تعیین‌کننده حفاظت
صیادی، خدمات، گردشگری، حمل‌ونقل دریایی و مشاغل وابسته به بازار محلی، خانوارهای ساحلی را به منابع طبیعی پیرامونشان پیوند می‌دهند و با مطالعه‌ای که در سال ۲۰۲۶ در مجله پژوهش‌های جنگل و صنوبر منتشر شده و ۴۰۰ نفر از جوامع پیرامون مانگروهای ایران را بررسی کرده، نشان می‌دهد حدود ۳۴ درصد از معیشت پاسخ‌گویان مستقیماً به این جنگل‌ها وابسته است و بیش از ۶۰ درصد آنان تخریب جنگل را تهدیدی برای معیشت خود می‌دانند که این ارقام مربوط به نمونه مورد مطالعه است و بدون بررسی تکمیلی نباید به همه خانوارهای قشم تعمیم یابد.
پژوهش‌های دیگر درباره ذخیره‌گاه زیست‌کره حرا نیز نقش منابع طبیعی، گردشگری و فعالیت‌های دریایی را در اقتصاد بخشی از خانوارها تأیید می‌کنند؛ اما اتکای صرف به منابع طبیعی لزوماً رفاه پایدار نمی‌آورد و با فرصت‌های شغلی، زیرساخت، آموزش، بازار و کیفیت مدیریت نیز بر وضعیت اقتصادی خانوارها اثر می‌گذارند که پیام این یافته‌ها برای سیاست‌گذار روشن است؛ حفاظت مؤثر تنها با تعیین محدوده و وضع مقررات به دست نمی‌آید بلکه معیشت مردم، دسترسی آنان به فرصت‌های اقتصادی سازگار با محیط‌زیست و مشارکتشان در تصمیم‌گیری باید جزئی از برنامه حفاظت باشد.

درآمد گردشگری حرا به کجا می‌رود؟
قایق‌گردانی مسئولانه، راهنمایی گردشگران، بوم‌گردی، غذاهای محلی، صنایع‌دستی و خدمات فرهنگی می‌توانند زنجیره‌ای از فعالیت‌های اقتصادی بسازند که منفعتش به خانوارهای محلی برسد، اما جاذبه طبیعی به‌تنهایی توزیع عادلانه درآمد را تضمین نمی‌کند بلکه برای ارزیابی عملکرد این الگو در قشم باید پرسید: چه سهمی از مشاغل گردشگری در اختیار ساکنان محلی است؟ چه بخشی از هزینه سفر در روستا می‌ماند؟ چقدر از خریدها به تولیدکنندگان بومی می‌رسد؟ و این درآمد تا چه حد پایدار است و نه فصلی؟
مقصدی ممکن است شمار بازدیدکنندگانش بالا برود، اما بخش مهمی از درآمد از محدوده محلی خارج شود و فشار بر محیط‌زیست و زیرساخت‌ها بیفزاید، بی‌آنکه سهم خانوارهای پیرامونی متناسب رشد کند پس معیار موفقیت نباید صرفاً شمار گردشگران باشد؛ سهم اشتغال محلی، خرید از تولیدکنندگان بومی، درآمد خالص فعالان، مشارکت زنان و جوانان، کیفیت خدمات و وضعیت حفاظتی زیست‌بوم شاخص‌های مهم‌ترند.
تجربه روستای سهیلی نشان می‌دهد گردشگری جامعه‌محور، مشارکت محلی و حفاظت از حرا می‌تواند الگویی برای توسعه پایدار باشد و با این حال، سنجش موفقیت آن به داده‌های به‌روز اقتصادی و اجتماعی، اطلاعات توزیع درآمد و نتایج قابل اندازه‌گیری حفاظتی نیاز دارد؛ شهرت گردشگری یا عنوان بین‌المللی برای اثبات موفقیت کامل کافی نیست.

زنان و جوانان؛ حلقه‌های کمتر دیده‌شده اقتصاد سبز
صنایع‌دستی، فرآوری محصولات مجاز و سازگار با محیط‌زیست، راهنمایی گردشگران، معرفی میراث فرهنگی و فروش محصولات بومی می‌توانند بدون افزایش فشار مستقیم بر منابع طبیعی، ارزش افزوده بیشتری در محل بسازند، زنان هنرمند، جوانان آموزش‌دیده و کسب‌وکارهای کوچک در این زنجیره نقشی مؤثر دارند، به‌شرط آنکه به آموزش، بازار فروش، تسهیلات، زیرساخت دیجیتال و شبکه‌های توزیع دسترسی یابند و هدف، تبدیل طبیعت به بازار مصرفی تازه نیست، بلکه افزایش ارزش افزوده محلی با کمترین فشار بر زیست‌بوم است. 
وقتی گردشگر از راهنمای محلی استفاده می‌کند، غذای بومی می‌خورد، صنایع‌دستی می‌خرد و در اقامتگاهی متعلق به جامعه محلی می‌ماند، سهم بیشتری از هزینه سفر در اقتصاد همان منطقه می‌چرخد، البته این الگو به کیفیت محصول، قیمت‌گذاری منصفانه، استاندارد خدمات، معرفی حرفه‌ای و دسترسی به بازار نیاز دارد.
تهدیدهای زیست‌محیطی و هزینه توسعه نامتوازن
جنگل های حرا با وجود سازگاری با شرایط جزرومدی، زیست‌بومی حساس است و با آلودگی آب و رسوب، تخریب زیستگاه، تردد نامناسب شناورها، بهره‌برداری غیرمسئولانه و توسعه بدون ارزیابی دقیق می‌توانند کارکرد طبیعی آن را تحت فشار قرار دهند؛ تغییرات اقلیمی و افزایش مخاطرات ساحلی نیز بر اهمیت مدیریت بلندمدت می‌افزاید. هر برنامه توسعه در پیرامون حرا باید بر ارزیابی ظرفیت اکولوژیک، پایش مستمر و رعایت ضوابط حفاظتی استوار باشد.
از منظر اقتصادی نیز نادیده گرفتن این ملاحظات هزینه‌هایی پنهان می‌سازد که در محاسبات اولیه پروژه‌ها دیده نمی‌شود و با کاهش جذابیت مقصد، آسیب به فعالیت‌های دریایی و افزایش هزینه احیا و جبران خسارت مواجه می شود و رشد اقتصادی زمانی پایدار است که هزینه‌های زیست‌محیطی‌اش به جامعه محلی و نسل‌های آینده منتقل نشود.

از مشارکت نمادین 
تا مدیریت مشترک
حضور مردم در پاک‌سازی، نهال‌کاری و مراسم محیط‌زیستی ارزشمند است، اما مشارکت پایدار زمانی شکل می‌گیرد که آنان در تدوین برنامه‌ها، تعیین اولویت‌ها، نظارت بر اجرا و بهره‌مندی از منافع نیز سهم داشته باشند که این رویکرد در قالب مدیریت مشارکتی شفاف قابل پیگیری است؛ سازوکاری که وظایف نهادهای دولتی، سازمان منطقه آزاد، دستگاه‌های محیط‌زیستی، تشکل‌های محلی و فعالان گردشگری را روشن کند.
انتشار عمومی داده‌های کیفیت محیط‌زیست، وضعیت گردشگری، اشتغال محلی و عملکرد برنامه‌های حفاظتی در این چارچوب اهمیت دارد و باید مشخص شود درآمد خدمات گردشگری چگونه توزیع می‌شود و منابع مالی حفاظت از کجا تأمین می‌گردد و همچنین مشارکت مردم البته به معنای انتقال مسئولیت قانونی حفاظت از نهادهای متولی به ساکنان نیست؛ نظارت، اجرای مقررات و جلوگیری از تخریب همچنان وظیفه نهادهای مسئول است، اما همکاری مردم کیفیت تصمیم‌ها و اثربخشی حفاظت را بالا می‌برد.

چه باید کرد؟
برای تبدیل جنگل‌های حرا به پشتوانه‌ای پایدار برای اقتصاد محلی، نخستین گام، تدوین تصویری دقیق از وضعیت اقتصادی و اجتماعی جوامع پیرامونی است و با شناسایی مشاغل وابسته به حرا، بررسی درآمد خانوارها، تعیین سهم گردشگری در اقتصاد محلی و سنجش فشار فعالیت‌های انسانی بر زیست‌بوم، می‌تواند مبنای تصمیم‌گیری قرار گیرد و در گام دوم، تقویت زنجیره ارزش محلی است، توسعه خدمات گردشگری مسئولانه، ارتقای کیفیت راهنمایان بومی، حمایت از صنایع‌دستی، بهبود دسترسی به بازار و تشویق کسب‌وکارها به خرید محصولات محلی می‌تواند سهم بیشتری از هزینه سفر را در جامعه میزبان نگه دارد که در گام سوم، تعریف شاخص‌های مشترک اقتصادی و محیط‌زیستی است، شمار گردشگران به‌تنهایی نباید معیار ارزیابی عملکرد باشد؛ وضعیت زیستگاه، کیفیت آب، میزان پسماند، اشتغال پایدار، سهم زنان و جوانان از فرصت‌های اقتصادی و درآمد خالص کسب‌وکارهای محلی نیز باید در ارزیابی‌ها لحاظ شود و همچنین در گام چهارم، شفافیت در مدیریت و تأمین مالی حفاظت است. مردم و فعالان اقتصادی باید بدانند چه برنامه‌هایی برای حفاظت اجرا می‌شود، منابع مالی چگونه هزینه می‌شود و نتایج اقدامات بر اساس چه شاخص‌هایی سنجیده خواهد شد.
در نهایت، باید میان توسعه اقتصادی و ظرفیت واقعی طبیعت تعادل برقرار کرد. افزایش گردشگری، ایجاد زیرساخت یا گسترش فعالیت‌های خدماتی تنها زمانی به توسعه پایدار منجر می‌شود که با محدودیت‌های اکولوژیک منطقه سازگار باشد و منافع آن به شکل منصفانه‌تری میان جامعه محلی و سایر ذی‌نفعان توزیع شود.

سرمایه‌ای برای آینده خلیج فارس
جنگل‌های حرا را نمی‌توان تنها با ارزش منظره‌ای آن‌ها سنجید و حفاظت از آن‌ها را نیز نمی‌توان صرفاً به مجموعه‌ای از مقررات محیط‌زیستی محدود کرد و این زیست‌بوم بخشی از سرمایه طبیعی منطقه است که ارزش آن در سلامت محیط‌زیست، پایداری منابع دریایی، هویت فرهنگی و فرصت‌های اقتصادی جوامع ساحلی نمایان می‌شود. برای جزیره قشم، آینده حرا به کیفیت پیوند میان حفاظت علمی از طبیعت، مدیریت مسئولانه فعالیت‌های اقتصادی و مشارکت مؤثر جامعه محلی وابسته است و حذف هر یک از این مؤلفه‌ها می‌تواند پایداری دو مؤلفه دیگر را نیز با مشکل روبه‌رو کند. پرسش اصلی امروز این نیست که آیا جنگل‌های حرا ارزش حفاظت دارند؛ اهمیت آن‌ها روشن است. مسئله این است که چگونه می‌توان این ارزش را به برنامه‌ای اجرایی تبدیل کرد که هم زیست‌بوم را حفظ کند، هم معیشت مردم را تقویت کند و هم منافع اقتصادی را به شکلی شفاف و پایدار در منطقه نگه دارد. حفاظت از حرا زمانی به یک سیاست توسعه‌ای موفق تبدیل می‌شود که مردم پیرامون آن نه فقط به‌عنوان ساکنان یک منطقه حفاظت‌شده، بلکه به‌عنوان شرکای اصلی نگهداری از سرمایه طبیعی و بهره‌مندان منصفانه از منافع آن شناخته شوند و آینده این جنگل‌ها و آینده اقتصاد محلی قشم، بیش از آنکه دو مسیر جداگانه باشند، به یکدیگر گره خورده‌اند.

 

Facebook Twitter Linkedin Whatsapp Pinterest Email

دیدگاه شما

دیدگاه شما پس از بررسی منتشر خواهد شد. نظراتی که حاوی توهین یا الفاظ نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

تیتر خبرهای این صفحه

  • «زندگی رنگارنگ» ۴۲ میلیون دلاری شد
  • کشف یک گورستان منحصربه‌فرد
  • اقتصاد سبز قشم؛ از شعار تا سهم‌بری واقعی جوامع محلی
  • شفیعی کدکنی یک ژن نادر است
  • هوش مصنوعی در دنیای موسیقی
لوگو
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • تعرفه آگهی
  • نمایندگی‌ها
  • شناسنامه
  • مرامنامه
  • آرشیو
  • RSS

1401© :: کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه ستاره صبح بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.