محمد مقصود
سخنگوی دولت در حکمرانی مدرن ناقل خبر و تصمیم نیست؛ او مهمترین حلقههای ارتباطی میان دولت و جامعه است. از همین رو، گاهی یک پاسخ کوتاه در یک نشست خبری، بیش از یک اطلاعیه رسمی، درباره فاصله میان زبان دولت و واقعیت زندگی سخن میگوید.
ماجرای افزایش ۳۰۰ هزار تومانی اعتبار کالابرگ از همین جنس است. خبرنگار با یک مثال ساده و ملموس، درباره ناچیز بودن این افزایش در برابر قیمتهای موجود پرسید و پاسخ سخنگوی دولت بر همان واژه متمرکز شد: کالابرگ برای خرید «پفک» نیست و برای کالاهای اساسی اختصاص مییابد.اما مسئله، پفک نبود؛ مسئله، قدرت خرید بود.
وقتی به کلمه پاسخ میدهیمنه به سؤال
اگر «پفک» در سخن خبرنگار صرفاً مثالی برای نشان دادن کاهش قدرت خرید و ناچیز بودن مبلغ موردنظر بوده باشد، توضیح درباره فهرست کالاهای مجاز، پاسخ به پرسش اصلی نیست.
سؤال این بود که ۳۰۰ هزار تومان افزایش اعتبار، در برابر گرانی کالاهای ضروری و کاهش قدرت خرید مردم، چه اثری خواهد داشت؟
در منطق گفتوگو، پاسخ دادن به ظاهر یک مثال و نادیده گرفتن معنای آن، میتواند به «مغالطه پهلوانپنبه» نزدیک شود؛ یعنی به جای مواجهه با اصل استدلال، به نسخهای سادهتر از آن پاسخ داده شود. حتی اگر قصد سخنگو صرفاً توضیح دامنه مصرف کالابرگ بوده باشد، پاسخ عمومی باید با معنای اصلی پرسش تناسب داشته باشد.
کالابرگ و سفرههای کوچک شده
واقعیت اقتصادی را نمیتوان با عنوان «کالای اساسی» از صورت مسئله حذف کرد. هنگامی که قیمت کالاهای ضروری افزایش مییابد و در کنار آن، آزادسازی یا اصلاح قیمتها فشار بیشتری بر هزینههای خانوار وارد میکند، درآمد ثابت بسیاری از خانوارها توان همراهی با این افزایشها را ندارد.
کالابرگ تنها زمانی میتواند نقش حمایتی مؤثری ایفا کند که ارزش واقعی آن با هزینه سبد معیشت تناسب داشته باشد. افزایش ۳۰۰ هزار تومان، اگر در برابر افزایش هزینه کالاهای مشمول و سایر مخارج ضروری خانوار ناچیز باشد، الزاماً به معنای افزایش قدرت خرید نیست. مردم اعتبار کالابرگ را در جدولهای اداری نمیسنجند؛ آن را در فروشگاه و پای صندوق میسنجند. پرسش ساده است: این مبلغ واقعاً چه چیزی به سفره آنان اضافه میکند؟ این همان نقطهای است که باید میان «اعلام حمایت» و «اثر واقعی حمایت» تفاوت گذاشت.
پاسخ دهید
دولت میتواند از محدودیت منابع، تحریمها و مشکلات ساختاری اقتصاد سخن بگوید؛ اما توضیح درباره عوامل بیرونی نباید جای پاسخگویی سیاستهای داخلی و آثار آن بر زندگی را بگیرد. افکار عمومی حق دارد بداند وقتی قیمتها افزایش مییابد، برای حفظ قدرت خرید خانوار چه تمهیدی اندیشیده شده، اعتبار کالابرگ با چه محاسبهای تعیین شده و این حمایت قرار است چه میزان از فشار معیشتی را جبران کند. مردم الزاماً انتظار ندارند دولت برای همه مشکلات اقتصادی پاسخ فوری داشته باشد؛ اما انتظار دارند واقعیت سفره آنان دیده و به رسمیت شناخته شود. «پفک» در این ماجرا فقط یک کلمه است؛ پشت آن پرسشی جدی قرار دارد: آیا زبان رسمی دولت با تجربه مردم از گرانی، فشار معیشتی و کوچک شدن سفرهها همزبان است؟ تریبون دولت جای مچگیری از واژههای خبرنگاران نیست؛ جای توضیح، پاسخگویی و ارائه راهحل است. مسئله اینجا پفک نبود؛ مسئله، سفرهای است که با گرانی، سهم قدرت خرید از آن کوچکتر میشود.