گروه بین الملل: جنگ ایران و آمریکا تنها در میدان نظامی جریان ندارد. گزارشها و تحلیلهای منتشرشده در رسانههای خارجی نشان میدهد آثار این درگیری به بازارهای انرژی، صنایع مختلف، زنجیره تأمین و حتی توان نظامی آمریکا کشیده شده و طولانیشدن جنگ میتواند هزینههای آن را گستردهتر کند.
نفت فقط آغاز ماجراست
به گزارش جماران، مورگان بازیلیان، مدیر یک مؤسسه سیاست عمومی و متخصص انرژی، در مقالهای برای «واشنگتنپست» نوشته است پیامدهای اقتصادی جنگ بسیار فراتر از افزایش قیمت نفت است. بر اساس این تحلیل، اختلال در عرضه نفت پس از آغاز جنگ به یکی از بزرگترین شوکهای بازار جهانی تبدیل شده و آژانس بینالمللی انرژی نیز برای مقابله با پیامدهای آن، برداشت اضطراری از ذخایر نفتی را هماهنگ کرده است.
اما به گفته بازیلیان، مسئله فقط نفت نیست. اختلال در حملونقل و زیرساختهای انرژی، بازار گاز طبیعی، هلیوم، آلومینیوم، گوگرد و کودهای کشاورزی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
شوک به بازار گاز
یکی از نمونههای مهم، آسیب به تأسیسات گاز طبیعی مایع قطر است. طبق تحلیل نقلشده از واشنگتنپست، حملات به تأسیسات رأس لفان باعث کاهش ظرفیت تولید LNG و افت صادرات برخی محصولات جانبی شده است.
اهمیت این اتفاق در آن است که برخلاف نفت، گاز طبیعی مایع را نمیتوان به آسانی از مسیرهای دیگر جابهجا کرد. بنابراین اختلال در یک مرکز بزرگ تولید یا یک مسیر اصلی انتقال میتواند بازارهای دوردست را نیز تحت فشار قرار دهد. افزایش قیمت انرژی در آسیا، تغییر رفتار برخی کشورهای مصرفکننده و تلاش برای پیدا کردن منابع جایگزین، بخشی از پیامدهای این شرایط بوده است. این وضعیت همچنین فشار بیشتری بر کشورهایی وارد میکند که برای تأمین انرژی و مواد اولیه به واردات وابستهاند.
بازارهای کمتر دیدهشده
یکی از نکات مورد توجه تحلیل واشنگتنپست، تأثیر جنگ بر موادی است که معمولاً در گزارشهای مربوط به بحران انرژی کمتر دیده میشوند. هلیوم، برای نمونه، در تجهیزات پزشکی مانند دستگاههای MRI، تولید نیمهرساناها و صنایع هوافضا کاربرد دارد.
گوگرد نیز در صنایع مختلف مورد استفاده قرار میگیرد و آلومینیوم از دیگر موادی است که قیمت آن تحت تأثیر اختلال در تولید منطقه قرار گرفته است. در بازار کود نیز قیمت اوره افزایش قابل توجهی داشته و این موضوع میتواند برای کشورهایی که کشاورزی آنها به واردات کود وابسته است، اهمیت بیشتری پیدا کند.
به این ترتیب، یک بحران منطقهای میتواند از طریق زنجیره تأمین به صنایع و مصرفکنندگان در نقاط مختلف جهان برسد.
آزمون فرسایشی برای آمریکا
در کنار آثار اقتصادی، فارنافرز در تحلیلی جداگانه، جنگ ایران را از منظر توان نظامی آمریکا بررسی کرده است. نادیا شادلو، پژوهشگر این نشریه، معتقد است جنگهای طولانی و فرسایشی میتوانند محدودیتهای مدل نظامی آمریکا را آشکار کنند؛ بهویژه زمانی که طرف مقابل از موشکها و پهپادهای نسبتاً کمهزینه برای تحمیل هزینه به سامانههای دفاعی استفاده کند. در این نگاه، مسئله فقط تعداد سلاحها نیست، بلکه توان تولید و جایگزینی مهمات و تجهیزات نیز اهمیت دارد. تجربه جنگ اوکراین پیشتر نشان داده بود که صنایع دفاعی غرب برای افزایش سریع تولید در شرایط یک جنگ طولانی با چالشهایی روبهرو هستند.
هزینهای که بعد از جنگ میماند
تحلیلهای نقلشده در گزارش جماران بر یک نکته مشترک تأکید دارند: پیامدهای اقتصادی جنگ ممکن است بسیار بیشتر از مدت خود درگیری باقی بماند. تغییر مسیرهای حملونقل، افزایش هزینه بیمه کشتیها، کاهش ذخایر انرژی و بازنگری کشورها در زنجیره تأمین، میتواند حتی پس از کاهش درگیریها نیز ادامه پیدا کند. رویترز نیز در تحلیلی تازه هشدار داده است که طولانیشدن جنگ، در شرایطی که ذخایر جهانی کاهش یافته، بازار نفت را در برابر شوکهای تازه آسیبپذیرتر میکند. در نتیجه، جنگ دیگر فقط مسئله میدان نبرد نیست. انرژی، تجارت، صنعت و زنجیره تأمین جهانی نیز به بخشی از پیامدهای آن تبدیل شدهاند؛ پیامدهایی که دامنه و مدت آنها به چگونگی ادامه درگیری و تحولات آینده بستگی خواهد داشت.
برگرفته از: جماران