گروه فرهنگ و هنر: جشنواره فیلم ونیز فقط محل نمایش تازهترین فیلمهای سینمای جهان نیست؛ هر سال بخشی از نگاه سینمادوستان جهان را هم به کشورهایی میبرد که داستانهایشان کمتر در سینمای جریان اصلی دیده میشود. امسال نام ایران نیز دوباره در میان فیلمهای مهم این جشنواره دیده شد؛ جایی که فیلم «کمی نور» ساخته علی عسگری به نمایش درآمد و قصهای کاملاً ایرانی را پیش چشم مخاطبان بینالمللی گذاشت.
به گزارش رویترز، فیلم عسگری در بخش مسابقه اصلی جشنواره ونیز حضور دارد؛ بخشی که فیلمسازان کشورهای مختلف برای کسب شیر طلایی با یکدیگر رقابت میکنند. اما آنچه این فیلم را برای مخاطب ایرانی جذابتر میکند، فضای آشنای داستان است؛ تهران، خانواده، مشکلات شغلی و اقتصادی و آدمهایی که در میان فشارهای روزمره تلاش میکنند زندگی را ادامه دهند.
قصه یک آدم معمولی
قهرمان فیلم پزشکی به نام آرش است. زندگی او پس از از دست دادن مجوز طبابت و تعطیلی محل کارش وارد مرحلهای بحرانی میشود. او که دیگر آینده روشنی برای خود نمیبیند، تصمیم میگیرد به زندگیاش پایان دهد.
اما فیلم از همین نقطه به سمت دیگری میرود. آرش پیش از اجرای تصمیم خود، یک روز را در کنار اعضای خانواده میگذراند. دیدارهایی که در ابتدا ساده و معمولی به نظر میرسند، کمکم به مهمترین بخش داستان تبدیل میشوند. اینجا خبری از قهرمانبازی یا اتفاقهای عجیب نیست. دوربین بیشتر دنبال آدمهایی است که در زندگی واقعی هم میتوانیم ببینیم؛ آدمهایی که خستهاند، نگرانند، گاهی شوخی میکنند و گاهی نمیدانند با آینده خود چه کنند.
همین ویژگی، فیلم را به بخشی از تجربه روزمره جامعه ایران نزدیک میکند.
تهران در قاب ونیز
در سالهایی که اخبار ایران بیشتر با سیاست، بحران و تنشهای منطقهای در رسانههای جهان بازتاب پیدا کرده، سینما میتواند تصویر متفاوتی ارائه دهد؛ تصویری از آدمهایی که در همین شرایط، همچنان زندگی میکنند، کار میکنند، عاشق میشوند، با خانواده دور یک میز مینشینند و برای آینده تصمیم میگیرند.
علی عسگری نیز تلاش کرده است چنین تصویری ارائه دهد. بحرانهای اجتماعی و اقتصادی در فیلم حضور دارند، اما همه چیز به آنها خلاصه نمیشود. مسئله اصلی، انسان است؛ انسانی که وقتی زندگی به بنبست نزدیک میشود، ممکن است یک رابطه ساده یا یک گفتوگوی کوتاه دوباره او را به زندگی پیوند بزند. به گزارش ورایتی، فیلم در کنار فضای تلخ خود از طنز ظریف و لحظات انسانی استفاده میکند و تلاش دارد تصویری واقعگرایانه از وضعیت شخصیت اصلی ارائه دهد.
ادامه یک مسیر قدیمی
حضور «کمی نور» در ونیز را میتوان ادامه مسیری دانست که سینمای ایران از چند دهه پیش در جشنوارههای جهان طی کرده است. سینمای ایران همیشه برای دیده شدن نیازمند داستانهای پرهزینه و جلوههای ویژه نبوده است. بسیاری از فیلمهای ایرانی با چند شخصیت، یک خیابان، یک خانه و یک مسئله ساده توانستهاند مخاطبان جهانی را با خود همراه کنند.
از عباس کیارستمی تا اصغر فرهادی و دیگر فیلمسازان ایرانی، یکی از نقاط قوت این سینما تبدیل مسائل روزمره به داستانهایی با معنای جهانی بوده است. «کمی نور» نیز تلاش میکند در همین مسیر حرکت کند.
یک پرسش ساده
شاید مهمترین پرسش فیلم در نهایت چندان پیچیده نباشد: وقتی آدم احساس میکند دیگر چیزی برای ادامه دادن ندارد، چه چیزی میتواند او را دوباره به زندگی برگرداند؟
پاسخ فیلم نه در یک شعار سیاسی و نه در یک پایانبندی قهرمانانه جستوجو میشود. «کمی نور» امید را در همان چیزهای کوچکی پیدا میکند که معمولاً در هیاهوی زندگی نمیبینیم؛ خانواده، دوستی، گفتوگو و حضور آدمهایی که شاید خودشان هم ندانند بودنشان چقدر برای دیگری مهم است.
شاید به همین دلیل است که قصه یک پزشک در تهران، در سالنهای ونیز هم میتواند برای تماشاگر غریبه آشنا به نظر برسد. چون پشت همه تفاوتهای فرهنگی، یک واقعیت مشترک وجود دارد؛ آدمها در هر جای جهان، گاهی فقط به دلیلی کوچک برای ادامه دادن نیاز دارند.