تحولات سالهای اخیر نشان میدهد که منطق قدرت در نظام بینالملل در حال تغییر است. اگر در گذشته قدرت کشورها عمدتاً با شاخصهایی مانند توان نظامی، منابع انرژی، اندازه اقتصاد و زرادخانه هستهای سنجیده میشد، امروز مؤلفههایی مانند تراشههای پیشرفته، مراکز داده، ظرفیت محاسباتی، استانداردهای فنی و زنجیرههای تأمین فناوری نیز به عناصر تعیینکننده قدرت ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند. این تغییر تنها به معنای ورود فناوری به سیاست جهانی نیست، بلکه نشانه دگرگونی در شیوه تولید و اعمال قدرت است.
در ادبیات روابط بینالملل، مفاهیمی مانند قدرت سخت، قدرت نرم، قدرت هوشمند، قدرت سایبری و قدرت دیجیتال هر یک برای توضیح بخشی از این تحولات شکل گرفتهاند. با این حال، تحولات کنونی نشان میدهد این مفاهیم به تنهایی برای توضیح رقابتهای جدید قدرتهای بزرگ کافی نیستند. امروز یک کشور تنها با تعداد ناوهای جنگی یا حجم تولید ناخالص داخلی خود قدرتسازی نمیکند؛ بلکه میزان دسترسی و کنترل آن بر زیرساختهای محاسباتی، داده، تراشه و فناوریهای راهبردی نیز اهمیت دارد.
از رقابت فناوری تا رقابت بر سر زیرساخت قدرت
سرمایهگذاری عظیم شرکتهای فناوری در مراکز داده و زیرساختهای محاسباتی، رشد مصرف انرژی این مراکز و رقابت کشورها برای دستیابی به تراشههای پیشرفته، نشان میدهد فناوری از یک حوزه تخصصی به یکی از میدانهای اصلی رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. آمریکا صادرات تراشههای پیشرفته را به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی تبدیل کرده، هلند محدودیتهایی بر صادرات تجهیزات پیشرفته لیتوگرافی اعمال کرده و چین سرمایهگذاری گستردهای را برای کاهش وابستگی خود به فناوری خارجی انجام داده است. در چنین شرایطی، تراشه، مرکز داده یا استاندارد فنی دیگر صرفاً یک موضوع اقتصادی یا فناورانه نیست؛ بلکه بخشی از معماری قدرت جهانی محسوب میشود. با این حال، ادبیات موجود اغلب این پدیدهها را در قالبهایی جداگانه بررسی میکند: تراشهها در چارچوب رقابت فناوری، دادهها در اقتصاد دیجیتال، امنیت شبکهها در حوزه قدرت سایبری و هوش مصنوعی در حوزه نوآوری. همین پراکندگی سبب شده تصویری یکپارچه از تغییر منطق قدرت شکل نگیرد.
قدرت الگوریتمی چیست؟
در اینجاست که مفهوم «قدرت الگوریتمی» اهمیت پیدا میکند. منظور از این مفهوم صرفاً قدرت ناشی از داشتن الگوریتم یا نرمافزار نیست، بلکه مجموعهای از زیرساختها، قواعد، استانداردها و سازوکارهایی است که جریان داده، ظرفیت پردازش، تصمیمگیری، تخصیص منابع و حتی گزینههای پیش روی بازیگران را شکل میدهند.
در این چارچوب، قدرت تنها به معنای در اختیار داشتن منابع یا توانایی اقناع دیگران نیست؛ بلکه توانایی طراحی و کنترل محیطی است که دیگران در آن فعالیت میکنند. کشوری که بتواند استانداردهای فناوری را تعیین کند، زنجیره تأمین یک فناوری حیاتی را تحت کنترل داشته باشد یا دسترسی دیگران به ظرفیت محاسباتی و تراشههای پیشرفته را محدود کند، عملاً بر فضای تصمیمگیری و ظرفیت کنش سایر بازیگران اثر میگذارد.
از این منظر، قدرت الگوریتمی میتواند مفاهیمی را که تاکنون جدا از یکدیگر بررسی شدهاند در یک چارچوب واحد قرار دهد؛ از رقابت بر سر تراشه و مراکز داده گرفته تا حکمرانی داده، استانداردهای فنی و ظرفیت محاسباتی. اهمیت این مفهوم در آن است که فناوری را نه صرفاً یک ابزار در خدمت قدرت، بلکه بخشی از معماری تولید و توزیع قدرت میبیند.
بازاندیشی در مفهوم قدرت
رقابت فزاینده قدرتهای بزرگ برای توسعه مراکز داده، تولید تراشههای پیشرفته، کنترل زنجیرههای تأمین و تعیین استانداردهای جهانی نشان میدهد که نبرد آینده فقط بر سر منابع موجود نیست؛ بلکه بر سر تعیین قواعدی است که آینده قدرت را شکل خواهند داد.
بنابراین، «قدرت الگوریتمی» نباید جایگزینی برای مفاهیم کلاسیک قدرت تلقی شود، بلکه میتواند مکمل آنها باشد. قدرت سخت همچنان اهمیت دارد، همانطور که قدرت نرم و سایبری نیز همچنان بخشی از واقعیت سیاست جهانی را توضیح میدهند. اما در کنار آنها، باید به این پرسش نیز پاسخ داد که چه کسانی زیرساختها و معماریهایی را کنترل میکنند که جریان اطلاعات، منابع و تصمیمها را سازمان میدهند.
مسئله اصلی روابط بینالملل دیگر فقط این نیست که فناوری چگونه بر قدرت اثر میگذارد؛ بلکه این است که قدرت در عصر الگوریتمها چگونه بازتعریف میشود. شاید بحران مفهومی امروز، نه کمبود داده و فناوری، بلکه کمبود زبان نظری مناسبی باشد که بتواند این تغییر عمیق در ساختار قدرت جهانی را توضیح دهد.
برگرفته از: دیپلماسی ایرانی