گروه بینالملل: جنگ با ایران هنوز پایان نیافته، اما بحث درباره آینده حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس آغاز شده است. حملات ایران به پایگاهها و تأسیسات آمریکایی، آسیبپذیری ساختار پیشین استقرار نیروها را آشکار کرده و این پرسش را پیش کشیده است که آیا واشنگتن باید نیروهایش را به مناطق دورتر منتقل کند یا از منطقه خارج شود. گرگوری گوس سوم، پژوهشگر مؤسسه خاورمیانه در واشنگتن، در تحلیلی مینویسد این گزینهها هزینه دارند.
وسوسه خروج یا جابهجایی
در محافل سیاستگذاری آمریکا این دیدگاه گسترش یافته که پایگاههای نظامی در کشورهای حاشیه خلیج فارس کارایی گذشته را ندارند. برخی کارشناسان انتقال نیروها به اردن، اسرائیل یا غرب عربستان را پیشنهاد میکنند و گروهی دیگر خواهان خروج کامل و اتکا به حضوری دوردست هستند. گوس با این برداشت که خروج آمریکا اجتنابناپذیر است، مخالفت میکند. به اعتقاد او، پایگاهها را نمیتوان با الگوی پیشین بازسازی کرد، اما کنار گذاشتن حضور نظامی نیز راهحل مناسبی نیست. گزینه بهتر، بازنگری محتاطانه در ساختار پایگاهها با مشارکت کشورهای میزبان است.
خواسته واقعی کشورهای عربی
طرفداران خروج میگویند دولتهای خلیج فارس دیگر حضور نیروهای آمریکایی را نمیخواهند، زیرا پایگاهها آنها را هدف حملات قرار میدهد. گوس مینویسد نارضایتی این کشورها از تصمیم دونالد ترامپ برای آغاز جنگ بدون مشورت با آنها واقعی است، اما هیچیک رسماً خواستار خروج نیروهای آمریکایی نشدهاند. برعکس، این کشورها در جریان جنگ خواهان کمک بیشتر آمریکا بوده و روابط امنیتی خود را حفظ کردهاند. پیوستن عربستان به توافق دفاعی با ترکیه و پاکستان، تقویت روابط امارات با اسرائیل و تماس کشورهای منطقه با ایران از نمونههای مورد اشاره نویسنده است. عمان نیز آمادگی همکاری با ایران در مدیریت تنگه هرمز را اعلام کرده است. با این همه، این تحرکات جایگزین رابطه امنیتی بنیادین آنها با آمریکا نشده است.
غرب منطقه پناهگاه امن نیست
انتقال نیروها به غرب ممکن است فاصله آنها را از موشکها و پهپادهای ایران افزایش دهد، اما مصونیت ایجاد نمیکند. به نوشته گوس، حملات به پایگاههای آمریکا در اردن و عربستان و تأسیسات انرژی نشان داده است که تهدید محدود به سواحل خلیج فارس نیست. بنابراین، انتقال ناوگان پنجم از بحرین به عمان یا جابهجایی نیروها به اسرائیل، مسئله امنیت را حل نمیکند. نویسنده هشدار میدهد حفظ همان میزان نفوذ سیاسی پس از تعطیلی پایگاهها واقعبینانه نیست. حضور فیزیکی نیروهای آمریکایی برای دولتهای منطقه نشانه تعهد واشنگتن است. این واقعیت نشان میدهد که جغرافیا بهتنهایی سپر دفاعی قابل اتکایی نیست و امنیت نیروها به پراکندگی، پدافند، پشتیبانی لجستیکی و توافق سیاسی با دولتهای میزبان وابسته خواهد بود. هر طرح تازه باید این عوامل را در نظر بگیرد.
هزینههای عقبنشینی
از نگاه گوس، کاهش حضور آمریکا ممکن است کشورهای کوچکتر خلیج فارس را به جلب رضایت ایران سوق دهد. حتی عربستان نیز شاید در برابر تهران محتاطتر شود.
نویسنده معتقد است خروج آمریکا نفوذ واشنگتن را کاهش میدهد و دولتهای عربی را به تنوعبخشی بیشتر روابط امنیتی سوق خواهد داد. هزینه عقبنشینی فقط از دست دادن چند پایگاه نیست، بلکه تضعیف شبکهای از روابط سیاسی و امنیتی است.
بازسازی به جای عقبنشینی
پیشنهاد گوس، گفتوگوی واشنگتن با دولتهای منطقه برای طراحی ساختاری تازه است. پایگاههای کوچکتر، مستحکمتر و قابل فعالسازی در بحران میتوانند جایگزین تأسیسات بزرگ و آسیبپذیر شوند. پراکندهسازی انبارها و امکانات پشتیبانی نیز اهمیت دارد. او مشخصاً میگوید موقعیت مقر ناوگان پنجم در بحرین باید بازنگری شود و بندری جایگزین در عمان، بیرون از خلیج فارس، بررسی شود. در کنار تغییر ساختار، هدف حضور آمریکا نیز باید روشن باشد. گوس میگوید جنگهای تغییر رژیم در افغانستان، عراق و ایران شکست خوردهاند و واشنگتن باید به مأموریت بازگردد: حفاظت از جریان آزاد انرژی و بازدارندگی در برابر تهدیدهای منطقهای. به باور او، تعهد و بازدارندگی، نه تهدید به تغییر حکومتها، میتواند پایه همکاری با کشورهای خلیج فارس و احیای حمایت دوحزبی در آمریکا باشد.
برگرفته از تابناک