یونس شکرخواه، استاد مطالعات جهان دانشگاه تهران و روزنامهنگار، معتقد است تغییرات گسترده در زیستبوم ارتباطی، مفاهیم تثبیتشدهای مانند «مرجعیت رسانهای»، «بازنمایی» و «روایت» را نیازمند بازاندیشی کرده است. او میگوید فراگیر شدن یک اصطلاح به معنای پذیرفته شدن یا مشروعیت آن نیست و مفاهیم رسانهای باید دوباره در معرض نقد و گفتوگو قرار گیرند.
مفاهیم رسانهای نیازمند بازنگریاند
شکرخواه در نشست «مرجعیت ملی رسانه در ایران؛ مسئله بازنمایی و روایتسازی» تأکید کرد که دیگر نمیتوان رابطه میان سوژه، رسانه و مخاطب را با الگوهای سنتی توضیح داد. ظهور هوش مصنوعی، شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای دیجیتال، جایگاه همه عناصر این رابطه را تغییر داده است.
به گفته او، مفاهیمی مانند مرجعیت رسانهای نباید به پاسخهای ساده برای مسائل پیچیده ارتباطی تبدیل شوند، بلکه باید در یک «آزمایشگاه فکری» از زوایای مختلف بررسی شوند. در این شرایط، هم سوژه و هم ابژه دیگر عناصر ثابت و از پیش تعریفشده نیستند.
مخاطب دیگر فقط مصرفکننده نیست
این استاد ارتباطات با اشاره به تغییر جایگاه مخاطب میگوید کاربران در فضای جدید تنها مصرفکننده رسانه نیستند. هوش مصنوعی خود را بهعنوان ابزاری برای پاسخگویی به مسائل معرفی میکند و شبکههای اجتماعی نیز با معیارهایی مانند لایک، بازنشر و تعامل، شکل تازهای از مقبولیت را میسازند.
از این منظر، رابطه انسان و رسانه دوسویه است؛ رسانه بر مخاطب اثر میگذارد و همزمان دادهها و رفتار مخاطب نیز برای رسانهها ارزش پیدا میکند. بنابراین، مفهوم مشروعیت و مرجعیت رسانهای باید متناسب با این تغییرات دوباره تعریف شود.
اعتبار رسانه فقط به امکانات وابسته نیست
شکرخواه درباره اعتبار رسانهها به مؤلفههایی مانند صحت، دقت، واقعیت و بیطرفی اشاره کرد و در عین حال مفهوم «هژمونی» را مورد توجه قرار داد. به باور او، برخی رسانهها میتوانند دیدگاه، ایدئولوژی یا باورهای خود را بهگونهای عرضه کنند که به شکل «عقل سلیم» یا اجماع عمومی پذیرفته شود. او تأکید دارد که برخورداری از امکانات گسترده یا حتی حمایتهای دولتی و حاکمیتی، بهتنهایی مرجعیت رسانهای ایجاد نمیکند. تجربه تاریخی نیز نشان داده است که امکانات رسانهای لزوماً به معنای برخورداری از اعتبار و نفوذ واقعی در جامعه نیست.
رسانه فقط واقعیت را بازتاب نمیدهد
شکرخواه در ادامه به مفهوم «بازنمایی» پرداخت و گفت رسانهها صرفاً آینه واقعیت نیستند، بلکه میتوانند بر درک انسان از واقعیت اثر بگذارند. در شرایطی که از آن با عنوان «پساحقیقت» یاد میشود، گاهی بازنمایی رسانهای چنان قدرتمند میشود که تصویر ارائهشده در رسانه جای واقعیت فیزیکی یک پدیده را میگیرد.
از نگاه او، رسانه با برجستهسازی میتواند تعیین کند جامعه درباره چه موضوعی فکر کند؛ برای مثال قرار دادن یک موضوع در تیتر نخست، اهمیت آن را در ذهن مخاطب افزایش میدهد، هرچند رسانه الزاماً نمیتواند تعیین کند مخاطب چگونه درباره آن موضوع فکر کند.
خبر در حال تبدیل شدن به داده است
این استاد ارتباطات با اشاره به تحولات هوش مصنوعی معتقد است: «خبر» بهتدریج در حال تبدیل شدن به «داده» است و به همین دلیل، حتی مفهوم مخاطب نیز باید بازتعریف شود. در پلتفرمهای دیجیتال، کاربران بر اساس رفتار، علایق و الگوهای مصرف رسانهای به نوعی «پروفایل رفتاری» تبدیل میشوند.
او همچنین به محدودیتهای ساختاری شبکههای اجتماعی اشاره کرد و گفت قالبهایی مانند محدودیت ۲۸۰ کاراکتری توییتر، تنها ابزار انتقال پیام نیستند، بلکه بر نوع بیان و شیوه اندیشیدن و رفتار کاربران نیز اثر میگذارند.
روزنامهنگاری زیر فشار پلتفرمها
شکرخواه معتقد است: در عصر پلتفرمها، بخشی از روزنامهنگاران عملاً به سیستمهای تولید محتوا برای سیستمهای توزیع تبدیل شدهاند. از همین رو، نگرانی درباره «کالایی شدن ارتباطات» افزایش یافته است؛ روندی که به گفته او، کرامت انسانی را نیز در فضای دیجیتال با چالش مواجه میکند. او تأکید کرد: مواجهه با رسانههای جدید نباید تنها به یادگیری نحوه استفاده از ابزارها محدود شود. به باور شکرخواه، باید رابطه انسان با فناوری و رسانه از منظر فلسفی و انتقادی دوباره بررسی شود؛ رویکردی که فراتر از مفهوم رایج «سواد رسانهای» است و به شناخت انتقادی ذات رسانه و فناوری نیاز دارد.
برگرفته از: ایسنا