گروه بین الملل: آمریکا و چین در مسیر پایان رقابت نیستند، اما نشانههایی از تلاش دو قدرت برای کنترل اختلافات و جلوگیری از تبدیل رقابت به رویارویی مستقیم دیده میشود.
مدیریت تنش
روابط آمریکا و چین در سالهای اخیر با افزایش فشارهای اقتصادی، فناوری و امنیتی همراه بوده است؛ با این حال، نشانههایی از تلاش دو کشور برای کنترل این رقابت و جلوگیری از تبدیل آن به رویارویی نظامی دیده میشود. بر اساس تحلیلی که در نشریه «فارن افرز» منتشر شده و جماران آن را بازتاب داده، واشنگتن و پکن به این واقعیت نزدیک شدهاند که رقابت میان دو قدرت را نمیتوان بهطور کامل از بین برد، اما میتوان آن را مدیریت کرد. در این چارچوب، مفهوم «ثبات استراتژیک» اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ یعنی ایجاد سازوکارهایی برای مدیریت اختلافات، جلوگیری از تشدید بحرانها و حفظ حداقلی از همکاری در حوزههایی که منافع دو کشور با یکدیگر همپوشانی دارد.
نگاه چین
یکی از نکات مهم این تحلیل، تغییر نگاه پکن به رقابت با آمریکاست. چین بیش از گذشته این رقابت را واقعیتی بلندمدت میداند و به جای تلاش برای حذف آن، بر تقویت توان داخلی خود و مدیریت پیامدهای آن تمرکز کرده است. افزایش توان اقتصادی و فناوری چین در این تغییر رویکرد مؤثر بوده است. محدودیتهای آمریکا در زمینه فناوری و تراشه، پکن را به سمت تقویت تولید داخلی، توسعه صنایع پیشرفته و افزایش سرمایهگذاری در حوزههای نوآورانه سوق داده است. رشد شرکتهای چینی در بخشهایی مانند هوش مصنوعی نیز اعتمادبهنفس پکن را افزایش داده است. از این منظر، چین میتواند با اتکای بیشتر به ظرفیتهای داخلی، با اطمینان بیشتری وارد دورهای از رقابت بلندمدت با آمریکا شود.
اقتصاد مشترک
با وجود اختلافات گسترده، اقتصاد همچنان یکی از عواملی است که مانع تشدید کنترلنشده تنش میان دو کشور میشود. آمریکا و چین همچنان روابط تجاری و زنجیرههای تأمین گستردهای دارند و جدایی کامل اقتصادی برای هر دو طرف هزینههای قابل توجهی ایجاد خواهد کرد. همین وابستگی متقابل باعث شده است که رقابت اقتصادی و فناوری، لزوماً به معنای قطع کامل ارتباطات نباشد. تحریمها، محدودیتهای فناوری و اقدامات تلافیجویانه همچنان ادامه دارند، اما همزمان تلاشهایی برای جلوگیری از عبور این رقابت از خطوط قرمز و ایجاد بحرانهای غیرقابل کنترل انجام میشود. در چنین شرایطی، دستیابی به یک توافق جامع برای حل همه اختلافات چندان واقعبینانه نیست. هدف عملیتر میتواند ایجاد حداقلی از همکاری و ارتباط باشد تا روابط دو کشور بیش از این deteriorate نشود.
خطر تایوان
تایوان همچنان مهمترین نقطه خطر در روابط واشنگتن و پکن است. هرگونه بحران در این منطقه میتواند رقابت دو قدرت را از سطح اقتصادی و سیاسی به سطح نظامی منتقل کند. از این رو، حفظ کانالهای ارتباطی میان نیروهای نظامی دو کشور اهمیت زیادی دارد. ایجاد سازوکارهای مدیریت بحران و افزایش تماسهای مستقیم میتواند احتمال تبدیل یک حادثه محدود به درگیری گسترده را کاهش دهد. فروش تسلیحات آمریکا به تایوان نیز از موضوعات حساس برای پکن است و افزایش آن میتواند روند کاهش تنش را با مشکل مواجه کند.
رقابت ادامه دارد
نشانههای تنشزدایی به معنای پایان رقابت میان آمریکا و چین نیست. دو کشور همچنان درباره فناوری، تجارت، امنیت، نفوذ جهانی و آینده نظم بینالمللی اختلافات جدی دارند. هوش مصنوعی و دیگر فناوریهای نوظهور نیز میتوانند به میدانهای جدید رقابت تبدیل شوند. در عین حال، همین فناوریها ممکن است وابستگی متقابل دو کشور را در برخی حوزهها افزایش دهند. از نگاه این تحلیل، تلاش برای دستیابی به امنیت مطلق ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و نگرانیهای طرف مقابل را افزایش دهد. در مقابل، پذیرش نوعی آسیبپذیری متقابل میتواند به ایجاد تعادل و کاهش انگیزه برای اقدامات افراطی کمک کند.
آرامش شکننده
روابط واشنگتن و پکن از مرحله تشدید آشکار تنش به سمت نوعی «مدیریت رقابت» حرکت کرده است. این تحول به معنای پایان اختلافات نیست، بلکه تلاشی برای جلوگیری از تبدیل اختلافات به جنگ است. برای دو قدرت بزرگ، ایجاد کانالهای ارتباطی، کنترل بحران و حفظ حداقلی از همکاری میتواند از بروز درگیریهای ناخواسته جلوگیری کند. با این حال، این آرامش شکننده است و موضوعاتی مانند تایوان، فناوریهای پیشرفته و رقابت ژئوپلیتیکی میتوانند دوباره تنشها را افزایش دهند. آینده روابط دو کشور به این بستگی دارد که آیا واشنگتن و پکن میتوانند رقابت خود را در چارچوبی قابلکنترل نگه دارند یا خیر. برگرفته از: جماران