گروه بین الملل: روابط تهران و پکن وارد مرحلهای شده که ایران بیش از گذشته به چین برای بازسازی و توسعه نیاز دارد؛ اما نگاه دو کشور به مفهوم «شراکت استراتژیک» یکسان نیست.
نیاز بیشتر ایران به چین
روابط ایران و چین در دو دهه گذشته تا حد زیادی تحت تأثیر فشارهای خارجی و تحریمهای غرب شکل گرفته است. پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ و بازگشت تحریمها، تهران سیاست «نگاه به شرق» را جدیتر دنبال کرد و چین به یکی از مهمترین شرکای ایران تبدیل شد. بازار بزرگ، ظرفیت صنعتی، توان زیرساختی و موقعیت دیپلماتیک چین، این کشور را برای ایران به گزینهای مهم در شرایط تحریم تبدیل کرده است. با این حال، تحلیل منتشرشده در سایت ThinkChina تأکید میکند که نیاز ایران به چین اکنون از مسئله مقابله با تحریمها فراتر رفته است. تهران به دنبال آن است که چین در بازسازی زیرساختها، توسعه صنعتی، جذب سرمایه، انتقال فناوری و احیای اقتصاد نقش بیشتری ایفا کند.
اختلاف در تعریف شراکت
یکی از مهمترین چالشهای روابط تهران و پکن، تفاوت در برداشت دو کشور از مفهوم «شراکت استراتژیک» است. ایران انتظار دارد چنین شراکتی با حمایت سیاسی پررنگ، سرمایهگذاری گسترده، همکاری پایدار انرژی، توسعه روابط اقتصادی و هماهنگی نزدیکتر در مسائل بینالمللی همراه باشد. در مقابل، چین شراکت راهبردی را الزاماً به معنای گسترش سریع همکاری در همه حوزهها نمیداند. پکن ترجیح میدهد روابط را بهتدریج و بر اساس منافع اقتصادی و ملاحظات راهبردی توسعه دهد. شرکتهای چینی نیز در تصمیمگیریهای خود علاوه بر روابط سیاسی، به سودآوری پروژهها، ریسک تحریم، محدودیتهای مالی، وضعیت حقوقی و ثبات منطقهای توجه میکنند. بنابراین روابط دوستانه دولتها بهتنهایی نمیتواند زمینه سرمایهگذاری گسترده را فراهم کند.
چین فقط ایران را نمیبیند
از نگاه پکن، ایران یک شریک مهم است، اما سیاست خاورمیانهای چین صرفاً حول ایران تعریف نشده است. چین همزمان روابط اقتصادی و سیاسی مهمی با عربستان، امارات، مصر و دیگر کشورهای منطقه دارد و تلاش میکند میان بازیگران رقیب تعادل برقرار کند. به همین دلیل، چین حاضر نیست رابطه با تهران را بهگونهای تنظیم کند که جایگاه منطقهای گستردهتر این کشور آسیب ببیند. این مسئله یکی از تفاوتهای اساسی میان دو طرف است؛ زیرا ایران اهمیت چین را در سیاست خارجی خود بسیار بالا میداند، در حالی که پکن ایران را در چارچوب بزرگتر سیاست خاورمیانهای خود ارزیابی میکند.
موانع همکاری
تحریمهای آمریکا همچنان یکی از مهمترین موانع توسعه روابط اقتصادی ایران و چین است. این تحریمها تجارت میان دو کشور را متوقف نکرده، اما هزینه و ریسک همکاری را افزایش داده است. شرکتهای بزرگ چینی که منافع جهانی دارند، طبیعی است در ورود به پروژههای ایران محتاط باشند. ریسک تحریمهای ثانویه، محدودیتهای بانکی و مشکلات انتقال سرمایه از عواملی هستند که میتوانند اجرای پروژههای بزرگ را دشوار کنند. در کنار تحریمها، مشکلات داخلی ایران نیز مطرح است؛ از جمله بوروکراسی، عدم ثبات برخی سیاستها، محدودیت شفافیت، نااطمینانی حقوقی و پیچیدگی تصمیمگیری میان نهادهای مختلف. بنابراین حتی رفع تحریمها نیز بهتنهایی تضمینکننده جهش روابط اقتصادی نخواهد بود.
از شعار به پروژه
آینده روابط ایران و چین بیش از هر چیز به توان دو کشور برای تبدیل توافقهای سیاسی به پروژههای واقعی بستگی دارد. ایران باید سیاستی منسجمتر در قبال چین ایجاد کند، پروژههای اولویتدار را مشخص کند و شرایط باثباتتری برای سرمایهگذاری فراهم آورد. در مقابل، چین نیز باید مشخص کند ایران در راهبرد بلندمدت این کشور در خاورمیانه، امنیت خلیج فارس، اتصال اوراسیا و همکاری با کشورهای جنوب جهانی چه جایگاهی دارد. در نهایت، «منافع مشترک» میان ایران و چین وجود دارد، اما این منافع لزوماً به همکاری عمیق منجر نمیشود. آنچه میتواند رابطه را پایدار کند، شکلگیری منافع متقابل از طریق پروژههای زیرساختی، سرمایهگذاری بلندمدت، همکاری فناورانه و پیوندهای صنعتی است.
آینده شراکت تهران و پکن
ایران اکنون چین را بیش از گذشته برای بازسازی، نوسازی و توسعه ملی خود ضروری میبیند. با این حال، موفقیت این شراکت نه با بیانیههای سیاسی، بلکه با میزان اجرای پروژهها، کاهش ریسک اقتصادی و ایجاد سازوکارهای پایدار سنجیده خواهد شد. اگر تهران بتواند موانع داخلی و اقتصادی سرمایهگذاری را کاهش دهد و پکن نیز منافع بلندمدت خود را در همکاری با ایران تعریف کند، ظرفیت تبدیل روابط سیاسی به همکاری اقتصادی عمیقتر وجود خواهد داشت. در غیر این صورت، «شراکت راهبردی» ممکن است همچنان بیشتر یک چارچوب سیاسی باقی بماند تا یک همکاری اقتصادی همهجانبه و عملیاتی. برگرفته از: تابناک