گروه بینالملل: ۱۸ ماه نخست دولت دوم دونالد ترامپ، برخلاف وعدههای اولیه کاخ سفید برای بازآرایی خاورمیانه، منطقه را وارد مرحلهای تازه کرده است. جنگ ایران، فرسایش اعتماد متحدان عرب آمریکا و تغییر محاسبات امنیتی کشورهای منطقه نشان میدهد سیاست واشنگتن بیش از آنکه به تثبیت نظم موردنظر آمریکا منجر شود، زمینه را برای کاهش وابستگی منطقه به این کشور فراهم کرده است.
جنگ ایران برنامه ترامپ را تغییر داد
به گزارش سرویس بینالملل جماران، «مؤسسه خاورمیانه» در گزارشی درباره ۱۸ ماه نخست دولت دوم ترامپ نوشته است که خاورمیانه امروز فاصله زیادی با تصویری دارد که رئیسجمهور آمریکا در آغاز دوره دوم خود انتظار داشت. ترامپ با وعده گسترش «پیمان ابراهیم»، پیوستن کشورهای بیشتری از جمله عربستان سعودی به روند عادیسازی و پیشبرد طرحهایی برای آینده غزه وارد کاخ سفید شد. تقویت روابط اقتصادی با کشورهای ثروتمند خلیج فارس و جذب سرمایههای منطقهای به آمریکا نیز از دیگر اهداف دولت او بود. توافق آتشبس و آزادی گروگانها در غزه که با میانجیگری آمریکا حاصل شد، در مقطعی یک موفقیت دیپلماتیک برای ترامپ محسوب میشد. تحولات سوریه پس از سقوط بشار اسد و تلاش برای پیشبرد مذاکرات لبنان و اسرائیل نیز در دستور کار واشنگتن قرار داشت. اما جنگ ایران بخش مهمی از این برنامهها را تحتالشعاع قرار داد. عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران و ادامه درگیریها، منابع سیاسی و نظامی آمریکا را دوباره به خاورمیانه کشاند؛ منطقهای که ترامپ پیشتر قصد داشت تمرکز آمریکا بر آن را کاهش دهد.
واشنگتن در باتلاق بحران
از نگاه مؤسسه خاورمیانه، آینده سیاست ترامپ تا حد زیادی به چگونگی پایان جنگ ایران بستگی دارد. تفاهمنامه ماه ژوئن میان تهران و واشنگتن فروپاشیده، درگیریها از سر گرفته شده و تردد در تنگه هرمز با اختلال روبهرو شده است. آمریکا پس از ماهها درگیری و تحمل هزینههای اقتصادی، فشارهای نظامی و اقتصادی خود را برای بازگشایی هرمز افزایش داده است. این شرایط علاوه بر تحمیل هزینههای اقتصادی، میتواند حمایت سیاسی داخلی از ترامپ و جایگاه بینالمللی آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار دهد. به این ترتیب، جنگ ایران دیگر صرفاً یک درگیری منطقهای نیست، بلکه به آزمونی برای اعتبار سیاست خارجی آمریکا و توانایی دولت ترامپ در مدیریت بحرانهای خاورمیانه تبدیل شده است.
متحدان عرب به دنبال گزینههای تازه
یکی از مهمترین پیامدهای رویکرد ترامپ، افزایش تمایل کشورهای عربی خلیج فارس به تنوعبخشی در روابط امنیتی است. این کشورها همچنان آمریکا را مهمترین قدرت نظامی خارجی در منطقه میدانند، اما نسبت به میزان قابل اتکا بودن واشنگتن تردیدهای بیشتری پیدا کردهاند.
به اعتقاد این مؤسسه، خودداری دولت ترامپ از رایزنی منظم با شرکای منطقهای درباره اقدامات نظامی و دیپلماتیک خود در قبال ایران، این نگرانی را تشدید کرده است. کشورهای منطقه در واکنش به این وضعیت، توسعه توان دفاعی مستقل و گسترش روابط با قدرتهایی مانند چین، هند، پاکستان، ترکیه و کره جنوبی را دنبال میکنند. این روند البته پیش از بازگشت ترامپ به کاخ سفید نیز آغاز شده بود. کشورهای خلیج فارس طی سالهای گذشته برای کاهش وابستگی به تجهیزات آمریکایی به دنبال منابع جایگزین بودهاند. توافق عربستان سعودی و اوکراین برای همکاری در حوزه فناوری دفاعی و مقابله با پهپادها نمونهای از این روند است.
پایان تدریجی انحصار امنیتی آمریکا
گزارش مؤسسه خاورمیانه همچنین به فرسایش تدریجی «دکترین کارتر» اشاره میکند؛ اصلی که بر تعهد آمریکا برای استفاده از نیروی نظامی در دفاع از منافع حیاتی خود در خلیج فارس استوار بود.
اگرچه خروج کامل آمریکا از خاورمیانه در آینده نزدیک بعید است، اما تحولات اخیر نشان میدهد انحصار واشنگتن بر امنیت منطقه در حال کاهش است. کشورهای خاورمیانه بیش از گذشته تلاش میکنند میان قدرتهای مختلف توازن ایجاد کنند و در حوزههای دفاعی، اقتصادی و دیپلماتیک گزینههای بیشتری در اختیار داشته باشند.
خاورمیانه پس از جنگ
در مجموع، جنگ ایران یکی از مهمترین عوامل تغییر محاسبات منطقهای در دوره دوم ترامپ بوده است. این جنگ نهتنها منابع و تمرکز آمریکا را درگیر کرده، بلکه اعتماد برخی متحدان واشنگتن را نیز کاهش داده است. حتی با پایان جنگ، بعید است مناسبات امنیتی خاورمیانه به شرایط پیش از آن بازگردد. مهمترین میراث این دوره میتواند افزایش تمایل کشورهای منطقه به استقلال راهبردی، تنوعبخشی به شرکا و کاهش وابستگی به یک قدرت خارجی باشد.
برگرفته از: جماران