جام جهانی فوتبال چهار ماه دیگر (21 خرداد 1405) آغاز میشود. تیمهای ملی حاضر در جام جهانی، تقریبا از آغاز خرداد ماه در ایالات متحده و مکزیک و کانادا مستقر میشوند. 11 شهر آمریکا، 3 شهر مکزیک و 2 شهر کانادا میزبان مسابقات جام جهانیاند. تدارک برای میزبانی مقبول و باکیفیت جام جهانی، اگرچه از مدتها قبل آغاز شده، ولی آمریکا حداقل از یک ماه پیش از برگزاری جام جهانی، به شدت درگیر امور مربوط به میزبانی این مسابقات خواهد بود.
برگزاری عالی و چشمگیر جام جهانی در آمریکا، برای دونالد ترامپ اهمیت ویژهای دارد چراکه او اگرچه گلفباز است، ولی به خوبی میداند که جام جهانی فوتبال، از حیث تعداد تماشاگر تلویزیونی، مهمترین آوردگاه ورزشی جهان است.
بنابراین در صورتی که ترامپ بخواهد با جمهوری اسلامی ایران درگیر جنگ شود، این جنگ از نظر او حداکثر باید سه ماه طول بکشد. یعنی حتی اگر فرض کنیم که ترامپ ظرف یکی دو روز آینده دستور حمله به ایران را صادر کند، این جنگ از نظر ترامپ باید حداکثر تا 21 اردیبهشت یا حداکثر تا اول خرداد سال آینده خاتمه یابد چراکه پس از آن، او احتمالا ترجیح میدهد توجهش را بر رویداد مهم جام جهانی فوتبال متمرکز سازد.
شکلگیری جنگ منطقهای، در صورت حملۀ آمریکا به ایران، به این معنا است که سه کشور حاضر در جام جهانی، درگیر جنگ منطقهای خواهند شد: قطر، عربستان، اردن. علاوه بر این، تیم ملی ایران هم یکی از تیمهای حاضر در جام جهانی است. آمریکا هم که میزبان مسابقات است.
بنابراین طولانیشدن جنگ احتمالی آمریکا و ایران معنایی جز این ندارد که در حین برگزاری مسابقات جام جهانی، پنج کشور حاضر در این تورنمنت، درگیر جنگی شدید در خاورمیانهاند. قاعدتا دولت ترامپ از چنین وضعیتی استقبال نمیکند.
حتی اگر جنگ کمتر از سه ماه طول بکشد، این احتمال منتفی نیست که آمریکا برای آغاز یک جنگ شدید، دو سه هفتۀ دیگر زمان لازم داشته باشد تا بتواند همۀ نیروهای مد نظرش را در این مطنقه مستقر کند. یعنی جنگ احتمالی بین ایران و آمریکا ممکن است یک ماه دیگر آغاز شود. در این صورت، ترامپ اگر نخواهد جنگ میزبانیِ آمریکا در جام جهانی را از کانون توجهات جهانی خارج کند، ناچار است سر و ته جنگ را ظرف دو ماه (یعنی تا اواخر اردیبهشت) هم بیاورد.
به نظر میرسد که عنصر "زمان" در شرایط فعلی، نقش مهمی در وقوع یا عدم وقوع جنگ احتمالی ایران و آمریکا دارد.
همین الان درخواست تحریم جام جهانی از سوی تیمهای اروپایی، مطالبهای نسبتا جدی در قارۀ اروپا است.
کوتاه آمدن موقت ترامپ در مسئلۀ گرینلند، شاید تا حدی هم به همین موضوع تحریم احتمالی جام جهانی از سوی کشورهای اروپایی مربوط بوده. حتی ایران هم میتواند در آخرین لحظات، جام جهانی را تحریم کند. قاعدتا این واقعهای نیست که فیفا آن را خوش داشته باشد یا در تاریخ جام جهانی از آن به نیکی یاد شود.
بنابراین ترامپ اگر بخواهد جنگی بیاغازد، تا جایی که به جام جهانی مربوط است، برایش اهمیت دارد که این جنگ تا پیش از آغاز جام تمام شود. لحن مثبت ترامپ پس از نخستین نشست مذاکراتی مقامات سیاسی ایران و آمریکا در مسقط، و این جمله که «اگر ایران طرحهای کنونی را از ابتدا پیشنهاد داده بود، بلافاصله پذیرفته میشد»، شاید واقعا دال بر این باشد که ملاحظات منطقهای او و عدم تمایلش به درگیر بودن در جنگ با ایران در آستانۀ برگزاری جام جهانی (یا چه بسا در حین برگزاری جام)، برای او مهمتر از عملیساختن قولش به معترضین ایرانی است.
ترامپ یک ماه قبل به معترضان وعده داد که «کمک در راه است» ولی شاید الان بیشتر به این موضوع فکر میکند که جام جهانی هم در راه است! باری، اگرچه میتوان گفت برگزاری جام جهانی فوتبال نقش تعیینکنندهای در رویداد مهمی مثل جنگ احتمالی آمریکا و ایران ندارد، ولی چنین حرفی برخاسته از یک "ذهنیت سیاسی" است. ترامپ عمدتا "ذهنیت اقتصادی و تجاری" دارد. با این حال فاصلۀ سهماهه تا آغاز خرداد ماه، کمی زیاد است! شاید مقامهای سیاسی جمهوری اسلامی بتوانند در مذاکرات نرمش بیشتری نشان دهند و حتی توافقاتی لفظی هم صورت بگیرد و بهمنماه و اسفند نیز با امیدواری و رضایت ترامپ سپری شود و بدینترتیب، مکتوب و عملیشدن توافقات به فروردینماه موکول گردد. قطعا هر چه به جام جهانی نزدیکتر شویم، احتمال اینکه "عدم توافق" به "جنگ" منتهی شود، کاهش مییابد.
منبع عصر ایران