بدتر این که با بستهشدن تنگه هرمز پس از حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران، هرچند این اقدام اقتصاد جهان و بهویژه اقتصاد آمریکا را تحت تأثیر قرار داد، اما سبب شد آمریکا همان کاری را که با ونزوئلا کرد، با ایران هم از طریق محاصره دریایی انجام دهد. محاصره دریایی در عمل مانع صادرات نفت و کالا به ایران و از ایران به خارج شد.
نشانههای جنگ و فشار اقتصادی به دلایل زیر است:
۱. دیپلماسی به بنبست رسیده و علت این است که پزشکیان و عراقچی نتوانستند در آمریکا اقدامی انجام دهند که آمریکا به تفاهمنامه اسلامآباد که به نفع ایران و به ضرر آمریکا بود، بازگردد. وقتی دیپلماسی به بن بست میرسد جایگزین آن جنگ و تحریم است.
۲. آمریکا فشار اقتصادی بیسابقهای را از طریق جلوگیری از صادرات و واردات نفت و کالا به ایران اعمال میکند.
۳. بازار ایران سالهاست که دلاریزه شده است. معنای دلاریزهشدن این است که وقتی قیمت دلار بالا میرود، متناسب با آن، قیمت سکه و دیگر کالاها مثل خودرو و حتی مسکن روند افزایشی پیدا میکند. این اتفاق شوم، قدرت خرید مردم را کاهش داده و فقر را بیشتر کرده است.
۴. آمریکا همچنان پروژه تحریم اشخاص و نهادها را در دستور کار دارد و با ابزار تحریم و تعرفه، اقداماتی انجام داده که حتی چین نمیتواند به ایران کالا صادر کند یا از ایران نفت بخرد. وقتی درآمد ارزی کاهش پیدا کند و ورود کالا نیز کم شود، نتیجه آن تورم، گرانی، شکاف طبقاتی و بدترشدن زندگی اکثریت مردم است.
۵. آمریکا که از بستهشدن تنگه هرمز ضربه سخت اقتصادی خورده است، بهتدریج به کمک متحدانش اقداماتی در خصوص دور زدن تنگه هرمز انجام داده که بر اساس گزارش کپلر روزانه حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور کند و نزدیک به ۷ میلیون بشکه نیز از طریق دریای سرخ و مسیرهای دیگر از خاور میانه صادر شود. یعنی در حال حاضر بسته بودن تنگه هرمز که روزی قیمت نفت را از ۷۳ دلار به ۱۲۶ دلار رساند، دیگر اهمیت آن روزها را ندارد. همچنین، بستن تنگه بابالمندب توسط حوثیها نتوانست امریکا و کشورهای عربی را وادار به عقب نشینی کند.
نویسنده پس از حمله حماس و حزب الله به اسرائیل در 15 مهر 1402 در میانه شادی و هلهله طرفداران حماس هشدار داد و نوشت که جنگ اسرائیل با حماس و حزبالله، که هر دو مورد حمایت ایران هستند، در عمل جنگ با ایران است . در عمل معلوم شد که جنگ از غره به سوریه، لبنان و ایران سرایت کرد و جنگهای 12 روزه، 40 روزه و 13 روزه اتفاق افتاد.
صاحب این قلم، همانطور که در گذشته نسبت به کشیدهشدن پای ایران به جنگ هشدار داد، اکنون نیز بر این باور است که فرایندی در منطقه و جهان علیه ایران شکل گرفته که دیر یا زود شاهد جنگ دیگری خواهیم بود.
البته کانال دیپلماسی باز است و وزارت امور خارجه در تهران میگوید در حال مذاکره هستیم، اما رئیس سازمان انرژی اتمی میگوید کوتاه نمیآییم و از غنیسازی دست نمیکشیم و اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی را هم پس نمیدهیم یا از بین نمیبریم. این در حالی است که پزشکیان در آمریکا، در گفتوگو با شبکه خبری فاکسنیوز، گفت ما حاضریم در قالب یک توافق، اورانیوم غنیشده را کنار بگذاریم. شواهد و قرائن میدانی نشان از آن دارد که اگر سازشی بین طرفین صورت نگیرد، گزینهای جز جنگ پیش رو نخواهد بود.
مردم ایران جنگ نمیخواهند؛ زندگی میخواهند. جنگ، تحریم و محاصره دریایی زندگی را به مخاطره انداخته است.