بتول گرجی - روزنامه نگار
این روزها از خود میپرسیم در شرایط دشوار اقتصادی حاصل از تحریم و تهدید کشورمن از سوی قدرت های خارجی چه باید بکنیم؟ چگونه تاب بیاوریم؟ چگونه جامعه را زنده نگه داریم؟ چگونه امیدوار بمانیم؟ مطالعه تاریخ اجتماعی جهان و مردم خودمان در دورههای گوناگون شاید راهگشا باشد. ما اکنون در عصری پیشرفته و در کشوری رو به توسعه زندگی میکنیم. شاید خوب باشد نگاهی به مردمان خودمان در عصر قاجار بیندازیم و بدانیم آنها چگونه تاب آورهاند. دوران قاجار یکی از پرچالشترین مقاطع تاریخ اجتماعی-اقتصادی ایران است؛ عصری آمیخته با قحطیهای پیاپی، ضعف ساختار حکمرانی، فشار مالیاتها، نفوذ قدرتهای خارجی و ناامنی اقتصادی. با اینهمه، آنچه جامعه ایرانی را در این دوره سرپا نگه داشت، تابآوری، سازگاری و استقامت مردم عادی بود؛ مردمی که آموخته بودند چگونه با حداقل منابع، زندگی را ادامه دهند و از دل تنگنا، راه بقا بسازند.
اقتصاد نحیف، معیشت سخت
در عصر قاجار، بخش بزرگی از جمعیت ایران روستایی بود و معیشت مردم به کشاورزی سنتی وابسته بود. خشکسالی، قحطی، نبود انبارهای امن غله و اخذ مالیاتهای سنگین باعث میشد زندگی اقتصادی بسیار شکننده باشد. قحطی بزرگ سالهای پایانی قرن سیزدهم قمری نمونهای روشن از این وضعیت است؛ قحطیای که جان هزاران نفر را گرفت، اما در همان شرایط، الگوهای متنوعی از سازگاری و مقاومت اجتماعی نیز شکل گرفت.
صرفهجویی؛ یک ضرورت فرهنگی
صرفهجویی در عصر قاجار نه یک توصیه اخلاقی، بلکه شرط بقا بود. مردم در مصرف خوراک، پوشاک و حتی سوخت نهایت دقت را به خرج میدادند. نان، که غذای اصلی مردم بود، هرگز دور ریخته نمیشد. نان خشک را خیس میکردند، دوباره میپختند یا در غذاهای ساده به کار میبردند. لباسها بارها وصله میخورد و تا سالها استفاده میشد؛ وصلهدوزی نه نشانه فقر، بلکه نشانه عقل معاش تلقی میشد. در خانهها، چراغ نفتی یا پیهسوز تنها در ساعات ضروری روشن میشد و شبنشینیها کوتاه و جمعوجور بود. حتی در مصرف آب نیز حساسیت وجود داشت؛ آبانبارها و قناتها سرمایههای حیاتی بودند و اسراف در آب، امری ناپسند شمرده میشد.
خانواده و محله؛ شبکههای تابآوری
یکی از مهمترین عوامل استقامت مردم، همبستگی خانوادگی و محلهای بود. خانوادههای گسترده، نقش بیمه اجتماعی را ایفا میکردند. اگر مردی کارش را از دست میداد یا بیماری در خانواده پیش میآمد، سایر اعضا به کمک میآمدند. در محلهها، نانوایان، بقالان و کسبه گاه به مردم نسیه میدادند و این اعتماد متقابل، چرخه زندگی را حفظ میکرد. در زمان قحطی، نمونههایی از تقسیم داوطلبانه غذا میان همسایگان ثبت شده است. برخی خانوادهها غذای خود را رقیقتر میکردند تا سهم بیشتری برای دیگران فراهم شود. این رفتارها نشان میدهد که تابآوری فقط فردی نبود، بلکه ریشه در اخلاق جمعی داشت.
مواجهه فعال با زندگی
مردم قاجار صرفاً منفعلانه رنج نمیکشیدند، بلکه راههایی خلاقانه برای مواجهه با سختیها مییافتند. زنان نقش مهمی در این زمینه داشتند؛ از تولید خانگی مانند نخریسی و بافندگی گرفته تا مدیریت دقیق خوراک خانه. بسیاری از زنان با فروش محصولات دستساز یا کارهای خانگی، سهمی در تأمین اقتصاد خانواده داشتند. مردان نیز به مشاغل فصلی یا چندگانه روی میآوردند. کشاورزی در کنار پیشهوری، دستفروشی یا کارگری موقت، راهی برای کاهش ریسک اقتصادی بود. این چندمنبعی بودن درآمد یکی از نشانههای هوشمندی معیشتی مردم آن دوره است.
معنا دادن به رنج
عامل مهم دیگر تابآوری، نگاه معنایی به رنج بود. باورهای دینی، صبر، قناعت و توکل نقش پررنگی در تحمل سختیها داشت. آیینهای مذهبی و جمعی، علاوه بر کارکرد معنوی، فرصتی برای همدلی و تخلیه روانی فراهم میکرد. مردم رنج را بخشی از زندگی میدانستند و تلاش میکردند با آن کنار بیایند، نه اینکه تسلیم آن شوند.
جمعبندی
زندگی در شرایط دشوار اقتصادی عصر قاجار، مدرسهای برای تابآوری بود. مردم با صرفهجویی، همبستگی اجتماعی، خلاقیت در معیشت و معنا دادن به رنج، توانستند از یکی از سختترین دورههای تاریخ عبور کنند. این تجربه تاریخی نشان میدهد که تابآوری صرفاً نتیجه منابع مالی نیست، بلکه حاصل فرهنگ، عقل معاش و پیوندهای انسانی است؛ درسی که هنوز هم میتواند برای امروز الهامبخش باشد.