کارشناسان معتقدند سیاست نیاز به سیاست خارجی صلحآمیز و ارتباط تجاری آزاد با همه کشورها بهویژه غرب دارد. گفتنی است که در دهه 90 رشد اقتصادی نزدیک به صفر بود و سرمایه خارجی لازم نیز جذب نشد. مدیرمسئول روزنامه ستاره صبح، مردادماه امسال در جلسه اصحاب رسانه با رئیسجمهور، گفت: «آقای رئیسجمهور گفتید ما گیر افتادیم بدجور هم گیر افتادهایم! اما نگفتید چرا و چگونه گیر افتادید؟ من دلیلش را به شما میگویم تا زمانی که کشور مشکلاتش را با آمریکا حل نکند اتفاقی در کشور نخواهد افتاد.»
ارز تکنرخی
مسعود نیلی، اقتصاددان و استاد اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف الزامات سیاست یکسانسازی نرخ ارز را تشریح کرد و گفت: « خروجی اجرای سیاست یکسانسازی نرخ ارز باید به این صورت باشد که نرخ ارز در قیمت تعادلی پایدار، یکسان شود. نرخ ارز قاعدتاً مادامیکه تورم را از تورم کشورهای طرف تجاریمان بیشتر باشد، تغییر میکند. منتها نظام تکنرخی ارز، نظامی است که در آن نیازی به مداخله سامانمند بانک مرکزی وجود نداشته باشد. یعنی بانک مرکزی نباید با مداخله قیمت ارز را تثبیت کند یا در یک دامنه مشخص نگه دارد. ممکن است بانک مرکزی در یک ماه ارز بیشتری بخرد و در یک ماه ارز بیشتری بفروشد تا به قولی تیزیهای بازار را بگیرد اما در نهایت باید جمع مداخلهاش صفر باشد؛ چون نباید روی نرخ ارز اثرگذار باشد. پس سیاستی را میتوان یکسانسازی نرخ ارز نامید که اول، به وجود یک نرخ پایدار در بازار منجر شود و دوم، دولت و بانک مرکزی این نرخ را با مداخله سیستماتیک ایجاد نکرده باشند.»
شرایط سیاسی و اقتصادی
نیلی به تمهیدات اجرایی سیاست یکسانسازی ارز پرداخت و گفت: «یکسانسازی نرخ ارز روی کاغذ مفهومی روشن است؛ اما در عمل به دودسته اقدام نیاز دارد که معمولاً دسته دوم مغفول میماند؛ قسمت اول دولت فهرست کالاهایی را که به آنها ارز ترجیحی تعلق میگرفته، حذف میکند و ارز تکنرخی میدهد. بنابراین این قسمت از کار ازنظر سیاستگذاری ارزی پیچیده نیست. بخش پیچیده به دلیل نحوه مدیریت قیمتهای جدیدی است که کالاها و خدمات پیدا میکنند. قسمت دوم که مهمتر است مربوط به فردا و فرداهای بعد از یکسانسازی نرخ ارز است؛ یعنی زمانی که این سیاست باید باوجود تنشها و نوسانها ادامه پیدا کند. برای یکسانسازی نرخ ارز، تنها تصمیم اداری گرفتن و ابلاغ کردن کافی نیست، باید دید در چه شرایطی و در چه میزان ثبات سیاسی و اقتصادی و دیپلماسی خارجی این سیاست به اجرا درآمده است. اگر در شرایطی هستیم که فضای بیرونی و داخلی بیثبات است و اقتصاد تحت تأثیر ریسک متعدد ناشی از بیثباتی داخلی و خارجی است، باید توجه کنیم که اولین گلوگاه اثرپذیر نرخ ارز است. پس برای یکسانسازی یا باید آنقدر ذخایر داشته باشیم که هدرروی آنها برایمان اهمیتی نداشته باشد یا اینکه باید اعلام کنیم صرفاً قصد ما تعدیل قیمتهای قبلی ارز بوده و یکسانسازی صورت نگرفته است.»
اصلاح سیاست خارجی
نیلی درباره اهمیت اصلاح سیاست خارجی گفت: « اگر تصمیمگیرنده بر مبنای عقل سلیم به مردم میگوید که نظام چند نرخی باعث ایجاد رانت و فساد میشود و باید برچیده شود و لازم است بهعنوان یک اصلاح اقتصادی، یکسانسازی نرخ ارز انجام شود، همان عقل سلیم باید تشخیص دهد که سیاست خارجی هم لازم است اصلاح شود. ترجمه اقتصادی تنش در روابط خارجی تلاطم در بازار ارز است؛ این دو از هم جداییپذیر نیستند. سیاستمداران نمیتوانند بگویند در عین تنش در روابط خارجی، تلاطم بازار ارز را آرام میکنیم . مهمتر از آن سیاست یکسانسازی را هم پیاده میکنیم. نهفقط ریسکهای سیاسی خارجی که حتی ریسکهای داخلی هم وقتی در جامعه شکل بگیرد، روی ارز اثرگذار است. اگر به هر دلیل نمیتوانیم روابط خارجی را به سمتوسوی روابط صلحآمیز، کم اصطکاک و متعارف سوق بدهیم . اگر در داخل نمیتوانیم یک فضای آرام پیشبینی درست کنیم، یکسانسازی را نمیتوان انجام داد و صرفاً میتوان فاصله بین نرخها را کم کرد. اگر سیاستمداران انتخاب دیگری ندارند، چون منابع ندارند، آنوقت باید ادبیات اقتصادی دیگری برای این اقدام انتخاب کنند و برچسب یکسانسازی بر آن نزنند. بیشتر از نظام حکمرانی نگران جامعه نخبگان هستم که به نظرم زیرساختش ضعیف است و از این بابت نگران آینده ایران هستم. ما هنوز نمیدانیم که چگونه باید مخالفتمان با یکدیگر را ابراز کنیم. از روشهایی استفاده میکنیم که نهتنها سازنده نیست، بلکه مخرب است.
برگرفته از اقتصاد نیوز