حال در این میان-چنانچه اهتمامی برای بهبود اوضاع باشد-اندیشمندان اقتصاد یا تصمیم گیرندگان، گاه با تکیه بر دانستههای پیشین، تئوریها و نقدهای درون سیستمی به دنبال راه حل هستند، غافل از آنکه توجهی به مختصات عصری و پارادایمی اقتصاد نمیشود. در این نوشته ادعا میشود که در سطح جهانی، ما در انتهای یک پارادایم از اقتصاد قرار دادیم و تلاش برای یافتن سازگاری و بهبود در یک پارادایم رو به اضمحلال، مثال آب در هاون کوبیدن است زیرا تفاوتی در موقعیت جغرافیایی یا شرایط سیاسی که در آن زیست میکنیم وجود ندارد.
با توجه به محدودیتها، بحرانها و فریب اشکال سوسیالیستی یا سرمایهداری اقتصاد، اینکه اندیشمندان، با ایجاد تغییرات جزئی در مدل دیوارچینی یا تعویض در و پنجرهی اقتصاد ( اقتصاد سیاسی) خوش بین به بهبود و اصلاح هستند، خطاست. راه حل، خروج تدریجی از اقتصاد سیاسی به سمت نوعی اقتصاد دمکراتیزه شده است که شرایط متأخر عصر ارتباطات، امکان رهایی بخش آن را به نحوی فرعی متولد نموده است. مدلسازی (سیستم اقتصادی دیگر) در واقعیت مجازی! این امکان متولد شده است و بهره برداری از آن در مرحلهی نخست، منوط به نوعی کار جمعی در میان اندیشمندان است که در نگاشتهای قبل نویسنده در همین روزنامه (با عنوان مدلسازی اقتصاد جایگزین) به تفصیل به آن پرداخته شده است. در تلاش برای بهبود سیستم اقتصاد در پارادایم در حال اتمام اقتصاد، هزار و یک مشکل اساسی وجود دارد اما در تلاش برای پیوستن به پارادایم جدید اقتصاد، تنها یک مشکل بنیادی به چشم میآید: منیت و تفرد منفی اندیشمندان یا ناامیدی و سر در لاک خویشتن کردن و عدم رغبت آنها به دور یک میز نشستن برای رهایی انسان!
-باور کنیم که عمر و تاریخ انقضای اقتصاد سیاسی به سر آمده است و آنچه از فعالیت و حیات این اقتصاد مشاده میکنیم، فریاد زجر انسان، نقض کرامت انسان و استیلای سیستم فریب در نحله های اقتصادی است.
- بنا نیست به جنگ نظامهای سیاسی و پاشنهی آشیل آنها یعنی اقتصاد سیاسی برویم، یک سیستم مدلسازی شده از اقتصاد میتواند در یک حرکت بی سابقه که تلفیق معرفتی و عمل گرایی است به موازات پیاده سازی شود و در اختیار مردم قرار بگیرد تا زندگی در آن اقتصاد دیگر را تجربه کنند و از طرفی با تجربهی آن اقتصاد، مسیر تکامل آن هموار شود.
-تصمیم گیرندهی نهایی برآیند خرد جمعی است نه یک اندیشمند یا فیلسوف یا تئوری پرداز اقتصاد که از صندوق عدم مسیر خوشبختی و سعادت را برای دیگران به ارمغان آورده باشد، زیرا تاریخ انقضای این تفکر به سر آمده است.
از آنجا که این اقتصاد سیاسی نیست، صرفنظر از تحولات سیاسی و دعوای قدرت؛ از همین لحظه امکان پرورش و راه اندازی مدلسازی اقتصادی نو، وجود دارد. توجه عمومی و علاج بخش به این دیسکورس (گفتمان)، صرفنظر از ابعاد تغییر پارادایمی آن، مسیر همواری برای رفع مشکلات معیشتی مردم، به نحوی پایدار را فراهم میکند.