گروه اجتماعی: اعتراضات اجتماعی بهخصوص در شهرهای کوچک که منجر به مرگ، مصدومیت و بازداشت برخی معترضان شده است، نشان میدهد که نابرابری، تبعیض اجتماعی و اقتصادی در شهرهای کوچک، فشار بیشتری به مردم آورده است. در این ارتباط تعدادی از شهرهای کوچک این روزها صحنه اعتراضات بوده است. بر اساس آخرین گزارش جهانی که شاخص کیفیت زندگی را در کشورها موردبررسی قرار داده، ایران جزو کشورهایی است که سطح زندگی در آن پاییت و در قعر جدول قرار دارد! پایگاه دادههای جهانی Numbeo، سال ۲۰۲۵ کیفیت زندگی 89 کشور جهان را بررسی کرد. نتیجه نشان میدهد که جایگاه ایران در بین 89 کشور رتبه 84 است! گفتنی است که بر اساس پژوهشی که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی انجام داده 44 درصد مردم ایران دچار فقر مطلق هستند، یعنی روزانه کمتر از 2 دلار درآمد دارند. همچنین براساس پژوهش وزارت بهداشت بین 25 تا 30 درصد جمعیت کشور، اختلال روانی دارند. این آمارها نشان میدهد که کیفیت زندگی در کشور پایین آمده است. علت و ماجرا چیست؟ «حسین ایمانی» جامعهشناس، عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران و رئیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی این دانشگاه به بررسی شاخصهای کیفیت زندگی در ایران پرداخته است که در ادامه میخوانید:
کیفیت زندگی در ایران
کیفیت زندگی در ایران، بهویژه در شهرها، با چالش روبهرو است. ایران بهسرعت در حال شهری شدن است، اما شهرها از توان مدیریتی و زیربنایی لازم برای این رشد برخوردار نیستند. مشکلات مانند ترافیک، آلودگی هوا و آلودگی صوتی، مدیریت زباله، فاضلاب و نبود مشارکت مردمی، کیفیت زندگی را پایین آورده است. با توجه به گزارشهای بینالمللی مانند گزارشهای اکونومیست یا مرسر، شهرهای ایران مانند تهران در رتبهبندی جهانی کیفیت زندگی پایین قرار دارند (مثلاً تهران در گزارشها در رتبههای پایینتر از ۱۰۰ قرارگرفته) و این وضعیت نشاندهنده عوارض سوء بر شهروندان، بهویژه تهیدستان است که از رشد فردی و جمعی بازمیمانند.
شاخص کیفیت زندگی
شاخصهای کیفیت زندگی را در دودسته عینی و ذهنی تقسیم کردهام. شاخصهای عینی شامل دسترسی به مسکن، اشتغال، بهداشت، آموزش، امنیت اقتصادی-اجتماعی، و محیط زیست (مانند فضای سبز، آلودگی هوا) هستند. شاخصهای ذهنی هم رضایت از زندگی، شادمانی، احساس امنیت و همبستگی اجتماعی را پوشش میدهند.
توسعه
مفهوم توسعه از نگرش تکبعدی اقتصادی (مانند رشد درآمد سرانه) به نگرشی چندجانبه با تأکید بر ابعاد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، و زیستمحیطی تغییر کرده است. توسعه اجتماعی که مردم را در مرکز قرار میدهد، شامل انسجام اجتماعی، نهادهای پاسخگو و مشارکت است. در ایران، برنامههای توسعه عمدتاً فنی و اقتصادی بودهاند و کمتر به مسائل اجتماعی توجه کردهاند.
بدون توسعه اجتماعی، رشد اقتصادی پایدار نیست
بدون توسعه اجتماعی، رشد اقتصادی پایدار نیست، مثلاً در ایران، رشد اقتصادی بدون توجه به مشارکت مردمی (مانند رویکردهای مشارکتی چمبرز) منجر به نابرابری و مشکلات شهری شده است. توسعه اجتماعی با معیارهایی مانند ادغام و انسجام اجتماعی، به بهبود کیفیت زندگی کمک میکند، و در ایران، طرحهایی مانند «منشور شهروندان» یا «انجمنهای شورا یاری» گامهای اولیهای بودهاند، اما نیاز به تمرکز بیشتر بر مردمباور وجود دارد تا توسعه واقعی محقق شود.
رشد جمعیت شهری
رشد جمعیت شهری بدون زیربناهای کافی، منجر به زاغهنشینی و آلودگی میشود. افزایش نرخ تجرد که میتواند به دلایل اقتصادی یا اجتماعی باشد، بر ثبات خانوادگی و همبستگی اجتماعی تأثیر منفی میگذارد، زیرا خانواده را بهعنوان پایه امنیت انسانی تضعیف میکند. اشتغال، بهعنوان بخشی از امنیت اقتصادی، کلیدی است؛ بیکاری بالا (مانند نرخهای گزارششده در مطالعات) امید به زندگی و رفاه را کاهش میدهد. بیمه (بهداشت و تأمین اجتماعی) دسترسی به خدمات را تضمین میکند؛ کمبود آن در مناطق روستایی، مرگومیر ناشی از بیماریهای عفونی را افزایش میدهد. مهاجرت روستا به شهر، که در ایران شتابان است، فشار بر منابع شهری مانند مسکن و حملونقل میآورد و منجر به حاشیهنشینی میشود. در کل، این شاخصها اگر نامتعادل باشند (مانند کاهش سرانه تخت بیمارستانی) کیفیت زندگی را پایین میآورند و نیاز به سیاستگذاری برای توزیع عادلانه منابع دارند.
نابرابری اجتماعی در مناطق محروم
تفاوت در کیفیت زندگی استانها، ناشی از نابرابریهای منطقهای است. مثلاً استانهای مرکزی مانند تهران امکانات بیشتری دارند، اما استانهای مرزی یا روستاها با کمبود زیربنا روبهرو هستند. این نابرابری، ضد توسعه است، زیرا عدالت اجتماعی (که در رویکردهای ساختارگرا کلیدی است) را نقض میکند و منجر به مهاجرت، حاشیهنشینی و کاهش انسجام اجتماعی میشود. در استانهای کمتر توسعهیافته، حرکت بهسوی توسعه معنا پیدا نمیکند، چون در نابرابری اجتماعی «غرق» شدهاند؛ مثلاً کمبود اشتغال و بهداشت، رضایت را پایین میآورد و مشارکت را کاهش میدهد. بدون تمرکز بر توسعه اجتماعی (مانند مشارکت و ادغام)، کیفیت زندگی ارتقا ندادهاند. برای ارتقای پایدار، نیاز به ترکیب با رویکردهای اجتماعمحور است.
سیاست مردممحور
اصلاحات باید بر رویکرد مشارکتی و اجتماعمحور تمرکز کند. سیاستها باید مردممحور باشند تا نابرابری کاهش یابد و کیفیت زندگی پایدار شود.
سه اولویت اصلی که برای بهبود کیفیت ضروری است: اولویت اول تقویت مشارکت مردمی و سرمایه اجتماعی از طریق نهادهای محلی مانند شوراهای محله، برای افزایش همبستگی و ادغام اجتماعی است. اولویت دوم، بهبود امنیت اقتصادی-اجتماعی با تمرکز بر اشتغال پایدار، مسکن مناسب و دسترسی به بهداشت که پایه کیفیت زندگی است. اولویت سوم: پایش مداوم با گزارشهای سالانه عینی و ذهنی برای شناسایی مشکلات و اولویتبندی شهرها.