گروه فرهنگ و هنر: باستانشناسی ایران برای عبور از آموزشهای توصیفی و رسیدن به پژوهش میانرشتهای، با کمبود زیرساخت آزمایشگاهی، منابع آموزشی بهروز و همکاری بینالمللی روبهروست. مرجان ملابیرامی، دانشآموخته دکتری باستانشناسی، در گفتوگو با ایسنا هشدار داده ادامه این وضعیت میتواند مطالعات را متوقف یا کند کند. به گفته او، کشور حتی بانک اطلاعاتی زیستی ندارد و همین کمبود بررسی بقایای انسانی و جانوری را دشوار میکند. این کمبود مانع پیشرفت بسیاری از پژوهشهای تخصصی میشود.
آموزش در گذار
ملابیرامی آموزش دانشگاهی را در مرحله گذار از روشهای توصیفی و تاریخفرهنگی به رویکردهای تحلیلی میداند. به اعتقاد او، مبانی نظری تدریس میشود، اما آموزش باید با تجربه عملی و دانش میانرشتهای همراه شود. دانشجو نباید فقط نام روشهای جدید را بداند، بلکه باید بتواند آنها را در تحلیل یافتهها به کار گیرد.
او میگوید سرفصلهای دانشگاهی با پیشرفت علوم آزمایشگاهی هماهنگ نیستند. باستانشناسی امروز بدون ژنتیک، ایزوتوپهای پایدار و آنالیزهای شیمیایی ناقص میماند. از این رو، تحلیل دیانای باستانی و مطالعات تبارشناختی باید در برنامه آموزشی قرار گیرند و دانشجو توانایی تفسیر نتیجه آزمایش ایزوتوپی را بیاموزد.
تجربه یک آزمایشگاه
این پژوهشگر بیش از ده سال در مؤسسه باستانشناسی دانشگاه تهران فعالیت کرده و مسئول آزمایشگاه باستانجانورشناسی است. او بقایای استخوانی جانوری را در پروژههای مختلف بررسی کرده و کارگاههایی برای دانشجویان برگزار کرده است.
ملابیرامی پس از تحصیل در مدیریت گردشگری به باستانشناسی پیش از تاریخ روی آورد. او با پیگیری شخصی دو سال در سالن تشریح دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران آموزش دید. برای پایاننامهاش بقایای جانوری را مستند کرد و نمونههای امروزی گردآورد تا با یافتههای محوطههای باستانی مقایسه کند.
اهمیت بقایای جانوری
به گفته او، باستانجانورشناسی هنوز در ایران جایگاه مستقلی ندارد، در حالی که بقایای جانوری درباره رژیم غذایی و اقتصاد معیشتی جوامع گذشته اطلاعات میدهند. او یادآوری میکند که گاهی استخوانهای جانوری محوطهها دور ریخته میشدند، با آنکه شواهدی ارزشمند برای پژوهشاند.
مقایسه استخوانها با نمونههای امروزی و اطلسهای تخصصی، از روشهای آموزشی آزمایشگاه است. ایزوتوپهای پایدار کربن ۱۳ و نیتروژن ۱۵ نیز برای شناخت رژیم غذایی و شیوه معیشت به کار میروند. حتی قطعهای کوچک از استخوان، اگر درست برداشت شود، دادههای مهمی دارد.
مانع آزمایشگاه و همکاری خارجی
مشکل مهم، نبود امکانات کافی برای آزمایشهای ایزوتوپی، تبارشناختی و ژنتیکی است. به گفته ملابیرامی، پژوهشگران ناچارند نمونهها را به مراکز خارجی بفرستند. ایران آزمایشگاه تخصصی ایزوتوپ و بانک اطلاعاتی زیستی ندارد. او میگوید مسئله بیاعتباری آزمایشگاههای دیانای نیست، بلکه امکانات موجود کامل نیستند.
او به مطالعات تبارشناسی شترسانان و اسب اشاره میکند که به همکاری آزمایشگاههای خارجی وابستهاند. ملابیرامی نیز در فرصت مطالعاتی ورشو، در آزمایشگاه ایزوتوپ دانشگاه این شهر آموزش دید و میگوید بدون آن تجربه قادر به انجام این تحلیلها نبود.
از نگاه او، همکاری بینالمللی نباید به تبادل کتاب محدود بماند. پروژههای مشترک میدانی و آزمایشگاهی فناوریهای تازه را منتقل میکنند، دانشجویان را با استانداردهای جهانی آشنا میسازند و فرصت آموزش در مراکز خارجی را فراهم میآورند.
از نخستین کاوش تا بازار کار
ملابیرامی میگوید آموزش باید از نخستین حضور دانشجو در محوطه آغاز شود. دانشجو باید استخوان انسانی را از جانوری تشخیص دهد، بقایا را با احتیاط برداشت کند و بداند خاک پیرامون یافته نیز اهمیت دارد. بیتوجهی به این نکته ممکن است شواهد را نابود کند.
او میگوید کارآموزیها اغلب مشاهدهایاند و دانشجو مشارکت تخصصی مؤثری ندارد. به باور او، باید الگویی فراهم شود که فرصت یادگیری و تجربه حرفهای منصفانه ایجاد کند.
این دانشآموخته دکتری، نبود تناسب آموزش دانشگاهی با نیازهای پژوهشی، محدودیت جذب دولتی، کمبود پروژههای دارای بودجه و نامشخص بودن جایگاه شغلی تخصصهایی مانند باستانشناسی زیستی را از موانع بازار کار میداند. ملابیرامی نگاه نادرست عمومی به باستانشناسی را نیز آسیبزا میداند. باستانشناسی فرایندی مستند برای بازسازی تاریخ بشر است و نباید با گنجیابی سودجویانه اشتباه گرفته شود. حفاری غیرمجاز فقط اشیا را از بین نمیبرد، بلکه لایهها و بافت محوطه و رابطه میان یافتهها را نابود میکند و اطلاعات مربوط به زندگی گذشتگان را از میان میبرد. او آموزش عمومی از دوره متوسطه را راهی برای اصلاح این برداشت میداند و هشدار میدهد بدون تقویت زیرساختها و ارتباطات علمی، آینده روشنی برای باستانشناسی ایران قابل تصور نیست. همکاری با مراکز خارجی و انتقال روشهای نوین میتواند مسیر تازهای برای این رشته باز کند.
برگرفته از ایسنا