ستاره صبح آنلاین، فائزه صدر: در هفتههای گذشته شاهد رد و بدل شدن تهدیدات صریح و جدی مقامات ایالات متحده، علیه ایران بودیم. در آن مدت، ادبیات تند آمریکاییها از پشتیبانی سیاسی نتانیاهو و سران کشورهای غربی برخوردار بود تا جایی که بیم وقوع جنگی میرفت، که ائتلافی غربی و منطقهای از آن حمایت میکند. هنوز قطعیت آغاز جنگ در تحلیل کارشناسان قابل مشاهده است. اما در روزهای اخیر دیپلماسی منطقهای فعال شده و مقامات دو طرف از مذاکراتی که در جریان است، سیگنالهای مثبتی مخابره میکنند. سؤال این است که کدام جهت این ماجرا باید جدی گرفته شود؟ آیا حمله نظامی، پیشانی نوشت این تنش است یا باید به تلاش دیپلماسی امیدوار باشیم؟ ستاره صبح آنلاین در گفت و گو با قاسم مؤمنی، کارشناس و تحلیلگر سیاسی به بررسی این موضوع پرداخته که در ادامه میخوانید:
به عقیده شما فعال شدن کانال مذاکرات میتواند به معنی فاصله گرفتن از جنگ باشد؟ آیا میتوانیم به سیگنالهایی که از مذاکرات مخابره میشود امیدوار باشیم یا خیر؟
فعال شدن دیپلماسی به معنای کنار رفتن گزینههای نظامی نیست، تهدید نظامی هم لزوماً به معنی تصمیم قطعی آمریکا برای آغاز جنگ نیست. در روزهای گذشته قطر و برخی کشورهای منطقه تلاشهای خود را برای میانجی گری بین ایران و آمریکا تشدید کردند که به مرحله پیشنهاد جدید برای پایان دادن به درگیریها رسیدهایم ولی طرفین هنوز تبادل نظر میکنند و خبری مبنی بر توافق منتشر نشده است. شخص ترامپ مرتب اعلام میکند که توافق با ایران امکانپذیر است، توافق در دسترس است و چه و چه! جیدی ونس هم اخیراً از پیشرفت در مذاکرات و چشمانداز مثبت دستیابی به توافق حرف زد. در داخل هم وزیر امورخارجه صحبت مثبتی درباره گفت و گو ها داشت. اما اینها نشانه فعال بودن مسیر دیپلماسی است نه دلیلی بر توافق! توجه داشته باشید که ترامپ حمله را منتفی نکرده و تهدید را هم برنداشته است. به خصوص که در حال حاضر نتانیاهو خواهان ازسرگیری حملات نظامی علیه ایران است و سعی میکند روی تصمیم ترامپ تأثیر بگذارد. اسرائیل منتظر فضای سیاسی پس از انتخابات میاندورهای کنگره است تا بهره برداریاش را شروع کند. فعلاً من و دیگر تحلیلگران نمیبینیم که گزینه نظامی از معادلات خارج شده باشد.
به نظر شما مهمترین مانع توافق چیست؟ چه چیزی ما را به سمت جنگ میبرد؟
اختلاف اصلی بر سر ترتیب امتیازدهی است. آمریکا خواهان تضمین هستهای و دسترسیهای نظارتی است. ایران در مقابل، رفع محاصره دریایی، آزادسازی داراییهای بلوکهشده و تضمین توقف حملات را مطالبه میکند. با توجه به این ترتیب خواستهها به نظر میرسد دو طرف همچنان فاصله قابلتوجهی با توافق دارند، ولی نباید امید به ثمربخش بودن گفت وگوها را از دست داد، درباره مذاکرات پیش داوریهای نادرست داشت و یا مذاکره کننده را از داخل تضعیف کرد. معمولاً سیاستهای نتانیاهو با تشدید تقابل نظامی همسو است. بخصوص که انتخابات اسرائیل به نتیجه تعیینکنندهای نرسیده و او برای حفظ قدرت با چالش جدی مواجه شده است. شاید همین موضوع انگیزهای باشد تا بحران داخلی اسرائیل را به جنگی منطقهای با ایران گره بزند. مخالفان نتانیاهو پیشتر این گزینه را مطرح کرده بودند که ممکن است نتانیاهو از تشدید تنش با ایران بهرهبرداری میکند. همانطور که تا الان با بهره برداری از جنگ در قدرت مانده و از محاکمه فرار کرده است. از این نظر اسرائیل در این تنش صرفاً یک بازیگر منطقهای نیست، بلکه یک متغیر سیاسی تعیینکننده است. برای نتانیاهو، توافق احتمالی ایران و آمریکا میتواند به معنای محدود شدن دست برتر نظامی اسرائیل باشد. درحالی که تداوم تقابل، ممکن است فرصت سیاسی بیشتری برای حفظ ائتلاف و قدرت برایش فراهم کند. این بازیگر منطقهای از دیپلماسی حمایت نمیکند.
با این اوصاف آیا باید منتظر آغاز جنگ باشیم؟ این جنگ چطور آغاز خواهد شد؟
خاورمیانه در معرض خطر قرار دارد. تهدید وجود دارد و دور جدید درگیری نظامی محتمل است. اما ایران هشدار داده که در صورت حمله، پاسخ گسترده خواهد داد. بنابراین تلاش میانجیها کاملاً قابل درک است و دیپلماسی هنوز فرصت دارد. خطر جنگ وقتی جدی میشود که دیپلماسی به نتیجه نرسد. در چنین شرایطی یک حادثه محدود در خلیج فارس یا تنگه هرمز میتواند زنجیرهای از واکنشهای نظامی ایجاد خواهد کرد.