لوگو
1405 شنبه 9 آبان
  • صفحه نخست
  • سیاست
  • سخن‌گاه
  • اقتصاد
  • شهروند
  • بین الملل
  • فرهنگ و هنر
  • سلامت
  • علم و فناوری
  • ورزش
  • خواندنی‌ها
  • آرشیو روزنامه
1405/08/09 - شماره 2860
نسخه چاپی
محمدمهدی سید ناصری- حقوقدان، پژوهشگر حقوق کودک

زندگی، نه جنگ

عده ای به دنبال ساخت بمب اتم هستند؛ اما پیش از آن، از خود بپرسند امنیتی که قرار است برای کودکان به ارمغان آورند، صرفاً به معنای بازداشتن دشمن از حمله است یا معنای عمیق‌تری دارد؟ آیا کودکی که خانواده‌اش زیر فشار اقتصادی فرسوده شده، از آینده شغلی خود مطمئن نیست و فرصت‌ رشد و شکوفایی‌اش محدود است، تنها با افزایش قدرت نظامی کشور به آینده‌ای امن دست خواهد یافت؟ آیا می‌توان از امنیت نسل‌های آینده سخن گفت، اما کیفیت آموزش، سلامت روان، حق زندگی شایسته، محیط‌زیست سالم و امکان مشارکت آنان در ساختن جامعه را به حاشیه راند؟ امنیت ملی بی‌تردید از بنیادی‌ترین مسئولیت‌های هر دولت است؛ اما نباید آن را باقدرت تخریب نظامی یکسان گرفت. کشوری که بتواند از مرزهای خود دفاع کند، اما نتواند امید، رفاه عمومی و امکان پیشرفت را در میان نسل جوان حفظ کند، هنوز با مسئله امنیت  روبه‌روست.

امکان زیست
از منظر حقوق کودک، مسئله فقط این نیست که کدام راهبرد نظامی قدرت بازدارندگی بیشتری ایجاد می‌کند؛ مسئله این است که تصمیم‌های امروز چه آینده‌ای را برای انسان‌هایی رقم می‌زنند که نقشی در شکل‌گیری بسیاری از بحران‌های کنونی نداشته‌اند، اما ممکن است هزینه‌های آن را برای دهه‌ها تحمل کنند. کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد، که ایران نیز به آن پیوسته است، در ماده‌ی ۳ بر ملاحظات مربوط به منافع عالیه کودک تأکید می‌کند؛ ماده ۶ حق ذاتی کودک به زندگی و تعهد دولت‌ها به تضمین بقا و رشد او را به رسمیت می‌شناسد و مواد ۲۴ و ۲۸ به‌حق سلامت و آموزش می‌پردازند. این اصول صرفاً تعهداتی محدود به حوزه رفاه و حمایت اجتماعی نیستند؛ بلکه معیاری برای سنجش کیفیت تصمیم‌گیری عمومی نیز به شمار می‌روند: آیا سیاست‌های ما امکان زیستن، رشد کردن و برخورداری از آینده‌ای شایسته را برای کودکان افزایش می‌دهند یا آنان را در معرض مخاطراتی قرار می‌دهند که صدایی در برابرشان ندارند؟

صلح، نقطه مقابل امنیت نیست
صلح پایدار یکی از ابزار بنیادین حفظ امنیت است. دیپلماسی نیز مترادف تسلیم نیست. دیپلماسی، اگر با شناخت منافع ملی، توان کارشناسی و اراده سیاسی همراه باشد، می‌تواند هزینه تهدید را کاهش دهد، فرصت‌های اقتصادی و علمی ایجاد کند و از تبدیل اختلاف‌های سیاسی به بحران‌های انسانی جلوگیری کند. همان‌طور که نمی‌توان امنیت را صرفاً به قدرت نظامی فروکاست، نمی‌توان دیپلماسی را نیز از ابزارهای ضروری دفاع از منافع کشور حذف کرد. هنر حکمرانی، انتخاب میان امنیت و دیپلماسی نیست؛ طراحی راهبردی است که در آنتوان دفاعی، تدبیر سیاسی، توسعه اقتصادی و تعهد به حقوق انسان‌ها یکدیگر را تقویت کنند.
توسعه پایدار تنها رشد اقتصادی یا افزایش ظرفیت‌های فنی و نظامی نیست؛ توسعه‌ای است که انسان، عدالت، محیط‌زیست و فرصت‌های نسل‌های آینده را در کنار یکدیگر می‌بیند. کشوری که منابع علمی، مالی و انسانی خود را صرف آموزش نسلی خلاق، تقویت نظام سلامت، توسعه فناوری‌های غیرنظامی و حفاظت از محیط‌زیست کند، در حال ساختن قدرتی است که آثار آن به یک دوره سیاسی یا یک موازنه نظامی محدود نمی‌ماند.

عقلانیت مسئولانه در حکمرانی‌
این سخن به معنای نادیده گرفتن تهدیدهای واقعی علیه ایران نیست. خطر جنگ، ناامنی و بی‌ثباتی باید جدی گرفته شود. اما در هر راهبرد امنیتی باید پرسید چه میزان خطر در کوتاه‌مدت و بلندمدت ایجاد می‌شود، چه هزینه‌ای بر اقتصاد وزندگی خانوارها تحمیل می‌گردد، چه تأثیری بر سلامت عمومی و محیط‌زیست دارد و چه فرصت‌هایی را برای نسل‌های بعدی حفظ یا محدود می‌کند. این پرسش‌ها نشانه عقلانیت مسئولانه در حکمرانی‌اند.

پیامد فاجعه‌بار سلاح هسته‌ای
سلاح هسته‌ای، افزون بر مناقشات حقوقی و راهبردی درباره گسترش آن، با مسئله‌ای بنیادین روبه‌روست: پیامدهای فاجعه‌بار انسانی استفاده از آن و خطرات ناشی از تشدید رقابت هسته‌ای. کودکان را نمی‌توان تنها قربانیان احتمالی لحظه انفجار دانست. آسیب به زیرساخت‌های حیاتی، آلودگی محیط‌زیست، اختلال در خدمات درمانی، ناامنی غذایی و جابه‌جایی جمعیت می‌تواند زندگی نسل‌های بعدی را نیز متأثر کند. شدت و دامنه این پیامدها به شرایط مشخص بستگی دارد، اما امکان آسیب‌های گسترده و ماندگار، به‌تنهایی ضرورت بررسی مسئولانه و دوراندیشانه هر تصمیم در این حوزه را نشان می‌دهد. هیچ راهبردی را نمی‌توان تنها بر اساس هدف اعلام‌شده آن سنجید؛ پیامدهای محتمل آن نیز اهمیت دارند.
اگر واقعاً می‌خواهیم برای کودکان ایران قدرت بسازیم، باید در کنار بحث درباره توان بازدارندگی، از مقابله با فقر، ترک تحصیل، ناامیدی، فرسایش سرمایه اجتماعی، مهاجرت استعدادها و تخریب محیط‌زیست نیز سخن بگوییم. باید درباره توان کشور در حفظ جان کودکان هنگام بحران، استمرار آموزش در شرایط اضطراری، حمایت روانی از کودکانی که خشونت و ناامنی را تجربه می‌کنند و تضمین دسترسی برابر به فرصت‌های رشد پرسش کنیم. سیاست‌گذاران باید روشن کنند که تصمیم‌های کلان، ازجمله تصمیم‌های امنیتی و اقتصادی، چگونه با تعهدات کشور درزمینه حقوق کودک و اهداف توسعه پایدار سازگار می‌شوند. این‌ها مسائل فرعی امنیت ملی نیستند؛ بخشی از بنیان‌های آن‌اند.
سخن بر سر این است که هیچ تصمیم بزرگی درباره آینده ایران نباید بدون سنجش دقیق آثار آن بر زندگی نسل‌های آینده اتخاذ شود. اگر ساختن قدرت هدف است، باید روشن کنیم که این قدرت قرار است چه چیزی را حفظ کند: صرفاً تمامیت سرزمینی و موقعیت راهبردی کشور، یا امکان زندگی شایسته برای مردمی که قرار است در این سرزمین آینده‌ای بسازند؟ پاسخ مسئولانه نباید میان این دو یکی را انتخاب کند؛ باید از تمامیت سرزمینی دفاع کند و هم‌زمان، شرایط زندگی، رشد و شکوفایی مردم را پاس بدارد.

 

Facebook Twitter Linkedin Whatsapp Pinterest Email

دیدگاه شما

دیدگاه شما پس از بررسی منتشر خواهد شد. نظراتی که حاوی توهین یا الفاظ نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

تیتر خبرهای این صفحه

  • حمایت کانادا از امارات درباره جزایر سه‌گانه
  • 4 پیشنهاد درباره نامه ونس به رضایی
  • زندگی، نه جنگ
  • تداوم گرانی کالاها
  • دریا سرچشمه آشتی میان ملت‌ها و منافع مشترک
  • ۸ حادثه منجر به فوت در هفته گذشته پایتخت
لوگو
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • تعرفه آگهی
  • نمایندگی‌ها
  • شناسنامه
  • مرامنامه
  • آرشیو
  • RSS

1401© :: کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه ستاره صبح بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.