ضرورت افزایش خدمات
سلامت روان
بر اساس حوزه روانشناسی، وقتی افراد در معرض استرس شدید قرار میگیرند، ممکن است طی یک تا دو سال بعد با اضطراب، افسردگی، تعارضات زناشویی و بیماریهای جسمانی مواجه شوند. از سوی دیگر، تورم با سرعت بالایی پیش میرود و همین مسئله توانایی مردم برای مراجعه به روانشناس و مشاور را کاهش میدهد؛ بهویژه اینکه خدمات روانشناسی تحت پوشش بیمههای پایه قرار ندارند. بنابراین، ممکن است بسیاری از افرادی که دچار مشکل میشوند، توانایی مراجعه به روانشناس را نداشته باشند. راهکار استفاده از ظرفیت بیمههاست؛ تا زمان اجرایی شدن طرح بیمه خدمات روانشناسی، کارخانهها و شرکتهای بزرگ میتوانند برای راهاندازی مرکز مشاوره از سازمان مجوز بگیرند و خدمات روانشناسی را بهعنوان بخشی از خدمات رفاهی کارکنان خود ارائه دهند.
افزایش آسیب های اجتماعی
وضعیت اجتماعی ما تا حدودی به سمت آنومی یا بیهنجاری اجتماعی حرکت میکند. وقتی استرسهای اجتماعی افزایش پیدا میکنند، بهتدریج ممکن است اتفاقات نگرانکنندهای رخ دهد؛ ازجمله افزایش سن ازدواج، گسترش اعتیاد و قرار گرفتن خانواده در معرض خطر. دلبستگیها و روابط عاطفی میان اعضای خانواده ممکن است آسیب ببیند و یکی از پیامدهای آن میتواند بروز اتفاقاتی مانند قتلهای خانوادگی باشد. درگذشته، ممکن بود شاهد درگیری و قتل میان دو سوی یک روستا یا میان طایفهها باشیم؛ اما وقتی مسئله به درون یک خانواده کشیده میشود، زنگ خطر جدیتری به صدا درمیآید.این مسئله ابعاد اجتماعی، اقتصادی، روانشناختی و سیاسی دارد.
نقطه اضطرار سلامت روان
نرخ طلاق، ازدواج و فرزند آوری موضوعات نگرانکننده هستند. این موضوع به خود افراد مربوط است. نگرانی زمانی ایجاد میشود که فرد بخواهد فرزند بیشتری داشته باشد، اما به دلیل ناتوانی مالی از این تصمیم صرفنظر کند.در بلندمدت، باید به پیشگیری توجه کنیم. شاید فرصت زیادی نداشته باشیم، اما باید این کار را انجام دهیم. از سوی دیگر، مشکلات جسمانی نیز قابلتوجهاند. استرسهای طولانیمدت میتوانند بر سلامت جسمانی تأثیر بگذارند. افراد ممکن است تلاش کنند فشارهای روانی را کنترل کنند و به زندگی روزمره ادامه دهند، اما این فشارها میتوانند در بلندمدت با مشکلات جسمانی همراه شوند.
تأثیر شرایط نه جنگ و نه صلح بر سلامت
وضعیت جامعه در شرایط «نه جنگ و نه صلح» میتواند فشار روانی قابل توجهی ایجاد کند. موجود زنده نیازهایی دارد و در برابر تهدیدها تلاش میکند نیازهای خود را تأمین و تهدیدها را دفع کند. وقتی نیازها و تهدیدها همزمان وجود داشته باشند، تهدیدها در اولویت قرار میگیرند. زندگی در میان تهدیدها، بلاتکلیفی و ابهام از دشوارترین وضعیتهاست؛ زمانی که فرد نمیداند چه اتفاقی قرار است رخ دهد و نمیتواند برای زندگی خود برنامهریزی کند.
پیامد زندگی با اضطراب
بلاتکلیفی میتواند اضطراب ایجاد کند و این اضطراب در بلندمدت ممکن است به فرسودگی روانشناختی و جسمانی منجر شود. برخی پیامدهای جسمانی ممکن است یک یا دو سال بعد ظاهر شوند. برای مثال استرس مزمن میتواند با انقباض طولانیمدت عضلات همراه باشد. وقتی فرد حتی هنگام خواب نیز نتواند بهخوبی عضلات خود را آرام کند، ممکن است مشکلاتی در ناحیه عضلات، مفاصل و ستون فقرات ایجاد شود. استرس طولانیمدت همچنین میتواند با افزایش ترشح اسید معده و مشکلات گوارشی همراه باشد. برخی بیماریهای جسمانی نیز ممکن است در ارتباط با عوامل متعدد، از جمله فشارهای مزمن، بروز پیدا کنند. البته برای تعیین رابطه دقیق میان این عوامل و هر بیماری، بررسی علمی و پزشکی لازم است.
در حوزه روانشناختی نیز ممکن است تعارضات خانوادگی بیش از علائمی مانند حملات پنیک به چشم بیایند. وقتی افراد مضطرب و بیقرار میشوند، آستانه تحمل آنها کاهش پیدا میکند و ممکن است سریعتر در برابر اطرافیان واکنش نشان دهند.
زندگی عرصه شطرنجِ من است
شعار شخصی من در زندگی این است: «زندگی عرصه شطرنجِ من است.» حتی در دشوارترین شرایط، هیجان خود را کنترل کنید، فکر کنید، پیشبینی کنید و راهحل بچینید. راهحلها را ارزیابی کنید و بهترین راهحل را با کمترین آسیب به اجرا بگذارید. بیش از این، توانایی ما بهعنوان افراد محدود است. هرکدام از ما باید در حد توانایی خود تلاش کنیم بهترین عملکرد را داشته باشیم.
چه باید کرد؟
ما بهعنوان افراد، قدرت نامحدودی برای تغییر شرایط جهان نداریم. چنین توانی در اختیار ما نیست. آنچه در اختیارداریم، مدیریت زندگی روزمره و تلاش برای حفظ سلامت شخصی و اطرافیانمان است. امروز باید به این فکر کنیم که در موقعیتی قرار داریم که بخش زیادی از آن خارج از توان و کنترل ماست. پرسش اصلی این است که هرکدام از ما در حد توان خود چهکاری میتوانیم انجام دهیم. نباید با نگاهی غیرواقعبینانه به جهان نگاه کنیم؛ باید شرایط را همانطور که هست ببینیم و برای مدیریت زندگی خود تصمیم بگیریم.
برگرفته از ایلنا