ستاره صبح - فرزاد فریدونی: در روزهایی که بیشتر وقت انسان میان کار، رفتوآمد، مسئولیتهای خانوادگی و خیرهشدن به صفحه تلفن همراه میگذرد، هنر گاهی به فعالیتی تجملی تبدیل میشود که فقط در تعطیلات یا اوقات فراغت طولانی به سراغش میرویم. اما شاید بهتر باشد هنر را نه پاداشی برای پایان کارها، بلکه بخشی از برنامه عادی زندگی بدانیم. گوشدادن به موسیقی، نقاشیکردن، خواندن داستان یا حتی تماشای دقیق یک تابلو میتواند فرصتی برای مکث، تجربه لذت و فاصلهگرفتن از تکرار روزانه باشد.
هنر فقط برای هنرمندان نیست
یکی از تصورهای رایج این است که فعالیت هنری به استعداد ویژه، آموزش حرفهای یا امکانات گرانقیمت نیاز دارد. همین تصور باعث میشود بسیاری از افراد پیش از شروع، خود را کنار بکشند. کسی که میگوید نقاشی بلد نیست، شاید هرگز مدادی روی کاغذ نگذاشته باشد. فردی که خود را بیاستعداد در موسیقی میداند، ممکن است هیچوقت آوازخواندن را صرفاً برای لذت امتحان نکرده باشد. هدف از فعالیت خلاقانه، لزوماً تولید اثری قابل نمایش یا تحسین دیگران نیست. گاهی ارزش کار در همان زمانی است که صرف آن میکنیم. درستکردن یک کاردستی ساده، نوشتن چند خط درباره اتفاقهای روز یا کاشتن گل در گلدان میتواند تجربهای شخصی و رضایتبخش باشد. وقتی معیار موفقیت را از نتیجه نهایی به خود تجربه تغییر میدهیم، ترس از اشتباهکردن نیز کمتر میشود.
چرا خلاقیت حال ما را بهتر میکند؟
فعالیت هنری فرصتی فراهم میکند تا توجه از نگرانیهای پراکنده به کاری مشخص منتقل شود. هنگام طراحی، بافت پارچه یا انتخاب رنگها، ذهن برای مدتی با چیزی ملموس درگیر میشود. این تمرکز به معنای حلشدن همه مشکلات نیست، اما میتواند وقفهای ارزشمند در جریان فشارهای روزمره ایجاد کند.
پژوهشهای حوزه سلامت و فرهنگ نیز ارتباط میان مشارکت هنری و بهزیستی را بررسی کردهاند. گزارشهای منتشرشده در روزنامه گاردین با استناد به پژوهشهای این حوزه، به فواید فعالیتهایی مانند موسیقی، رقص، نقاشی و حضور در رویدادهای فرهنگی اشاره کردهاند. البته هنر جایگزین درمان مشکلات جدی جسمی یا روانی نیست و تجربه افراد نیز یکسان نیست. بااینحال، میتواند بخشی از سبک زندگی متعادل باشد.
از تماشاگر بودن تا تجربهکردن
برای بهرهبردن از هنر لازم نیست همیشه به گالری برویم یا بلیت کنسرت بخریم. میتوان هر هفته زمانی را به شنیدن آلبومی کامل اختصاص داد، بهجای پخش موسیقی در پسزمینه، با دقت به سازها و تغییر ریتم گوش کرد یا در مسیر خانه به معماری ساختمانها و رنگهای شهر توجه نشان داد. خواندن داستان کوتاه نیز فرصتی است برای دیدن جهان از زاویهای متفاوت.
اگر امکانش وجود دارد، بازدید از موزه یا نمایشگاه را به برنامهای منظم تبدیل کنید. لازم نیست همه آثار را بشناسید یا درباره تاریخ هنر اطلاعات تخصصی داشته باشید. انتخاب یک اثر و چند دقیقه تماشای جزئیات آن، پرسیدن اینکه چه احساسی ایجاد میکند و فکرکردن به دلیل این احساس، میتواند تجربهای غنی باشد.
یک قرار کوتاه با خودتان
برای آغاز، یک فعالیت ساده انتخاب کنید و هفتهای دو بار، هر بار پانزده دقیقه به آن اختصاص دهید. وسایل مورد نیاز را از قبل آماده بگذارید تا شروع کار دشوار نشود. اگر نقاشی را انتخاب میکنید، بهجای خرید ابزارهای متعدد با کاغذ و مداد شروع کنید. اگر موسیقی دوست دارید، فهرستی از قطعات محبوبتان بسازید و زمانی مشخص برای شنیدن آن در نظر بگیرید.
بهتر است در آغاز، نتیجه کار را در شبکههای اجتماعی منتشر نکنید و آن را با آثار دیگران نسنجید. مقایسه مداوم میتواند لذت فعالیت را به مسابقهای برای دیدهشدن تبدیل کند. قرار نیست هر سرگرمی به مهارت، درآمد یا محصولی قابل ارائه تبدیل شود. زندگی فقط مجموعهای از وظایف نیست که باید یکی پس از دیگری تیک بخورند. گاهی تجربهای کوچک و بیادعا، مانند خواندن چند صفحه کتاب یا کشیدن طرحی ساده، روز را قابلتحملتر و خاطرهانگیزتر میکند. هنر زمانی در زندگی جا میگیرد که منتظر فرصت ایدهآل نمانیم و برای آن، هرچند کوتاه، جا باز کنیم.
منبع: روزنامه گاردین