لوگو
1405 پنج‌شنبه 23 مهر
  • صفحه نخست
  • سیاست
  • سخن‌گاه
  • اقتصاد
  • شهروند
  • بین الملل
  • فرهنگ و هنر
  • سلامت
  • علم و فناوری
  • ورزش
  • خواندنی‌ها
  • آرشیو روزنامه
1405/07/22 - شماره 2849
نسخه چاپی
حمید الماسی‌نیا

حافظه جنگ؛ میراث نسل‌ آینده

جنگ با پایان عملیات نظامی به پایان نمی‌رسد. بخشی از آن در حافظه خانواده‌ها، شهرها و روستاهایی باقی می‌ماند که صدای انفجار، نگرانی برای عزیزان، تعطیلی مدرسه، توقف فعالیت کسب‌وکار یا محدودیت کار در دریا را تجربه کرده‌اند. این تجربه‌ها، اگرچه در گزارش‌های نظامی کمتر دیده می‌شوند، بخش مهمی از تاریخ اجتماعی هر جامعه را شکل می‌دهند. درباره جنگ اخیر ایران و آمریکا نیز گزارش‌هایی از آسیب به مناطق غیرنظامی و اختلال در زندگی روزمره منتشر شده است که بخشی از آنها به بررسی مستقل بیشتری نیاز دارند. با این حال، ضرورت ثبت تجربه مردم، مستقل از اختلاف‌نظرها درباره جزئیات و مسئولیت حوادث، انکارناپذیر است.
تاریخ تنها در کتاب‌ها، اسناد رسمی و آرشیوهای دولتی نوشته نمی‌شود. پیرمردی که سال‌ها در دریا کار کرده، معلمی که چند نسل دانش‌آموز را دیده، صنعتگری که مهارتش را از خانواده آموخته و کاسبی که تغییرات یک بازار را به یاد دارد، هرکدام بخشی از یک آرشیو زنده‌اند. تاریخ شفاهی راهی برای حفظ این سرمایه انسانی و انتقال تجربه‌هایی است که ممکن است در اسناد رسمی جایی نداشته باشند.
جنگ نیز تنها یک روایت نظامی ندارد. در کنار گزارش عملیات، تصمیم‌های سیاسی، مذاکرات و تحولات ژئوپلیتیکی، باید روایت خانواده‌ای را شنید که ارتباطش با یکی از اعضا قطع شده، صیادی که امکان فعالیت در دریا را از دست داده، کودکی که مدرسه‌اش تعطیل شده یا سالمندی که با شنیدن صدای انفجار، خاطرات جنگ‌های گذشته برایش زنده شده است. این جزئیات برای فهم تأثیر جنگ بر زندگی مردم ضروری‌اند.
روزنامه‌نگاری مسئولانه در چنین شرایطی مستلزم تفکیک میان مشاهدات مستقیم و تأییدشده، گزارش منابع معتبر و ادعاهای طرف‌های درگیر است. فضای تبلیغاتی و عملیات روانی ممکن است ارزیابی حوادث را دشوار کند و درباره علت یا مسئولیت برخی رویدادها روایت‌های متفاوتی وجود داشته باشد. با این حال، اختلاف بر سر جزئیات نباید مانع ثبت تجربه انسانی شاهدان شود. برعکس، هرچه فضای اطلاع‌رسانی پیچیده‌تر باشد، مستندسازی دقیق‌تر اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

میناب و حافظه انسانی جنگ
حمله به مدرسه شجره طیبه در میناب، از حوادثی بود که توجه رسانه‌های بین‌المللی را جلب کرد. در این حادثه ده‌ها دانش‌آموز و کارکنان مدرسه جان باختند و محل مدرسه به یکی از نقاط مهم حافظه جنگ تبدیل شد. گزارش‌های تحقیقی رسانه‌هایی از جمله آسوشیتدپرس و یافته‌های بعدی سازمان ملل، شواهدی درباره ارتباط حمله با عملیات آمریکا ارائه کرده‌اند، هرچند دولت آمریکا مسئولیت آن را رسماً نپذیرفته است. ثبت تاریخ شفاهی این رویداد، تنها به بررسی مسئولیت حمله محدود نمی‌شود. معلمان، خانواده‌ها، دانش‌آموزان، امدادگران و ساکنان منطقه هرکدام بخشی از واقعه را تجربه کرده‌اند و روایت‌های آنان می‌تواند نشان دهد که چگونه یک رویداد نظامی به حافظه جمعی یک شهر تبدیل می‌شود. این کار باید با احترام به بازماندگان، پرهیز از بهره‌برداری احساسی و رعایت اصول حرفه‌ای انجام شود.
حمله به مراسم عروسی در منطقه کوهستک نیز نمونه‌ای از ورود جنگ به زندگی روزمره است. پس از این حادثه، گزارش‌هایی درباره اصابت مهمات به محل مراسم یا نزدیکی آن و کشته و زخمی شدن شماری از افراد منتشر شد. درباره نوع مهمات و منشأ آن نیز اظهارنظرهایی وجود داشت که نیازمند بررسی و مستندسازی دقیق است. با این حال، اهمیت واقعه تنها در ابعاد امنیتی آن خلاصه نمی‌شود. عروسی در جنوب ایران بخشی از فرهنگ اجتماعی مردم است؛ موسیقی، پوشش، خوراک، پیوندهای خانوادگی و آیین‌های شادی در آن معنا پیدا می‌کنند. هنگامی که حادثه‌ای جنگی چنین مراسمی را مختل می‌کند، بخشی از تاریخ اجتماعی جامعه نیز دستخوش تغییر می‌شود.

چاه‌تنگو؛ از حادثه تا زندگی محله
واقعه محله چاه‌تنگو در جزیره قشم، در بامداد پنجشنبه هشتم مرداد ۱۴۰۵، ضرورت ثبت تجربه غیرنظامیان را برجسته می‌کند. بر اساس گزارش رسانه‌های داخلی و اظهارات مسئولان استانی، در حمله به یک منزل مسکونی، سه عضو یک خانواده، شامل پدر، مادر و کودک دوساله، جان باختند و دو فرزند دیگر خانواده، هفت و نه ساله، مجروح شدند. به تعدادی از واحدهای مسکونی نیز آسیب رسید و عملیات امدادرسانی و آواربرداری انجام شد.
با این حال، چاه‌تنگو را نباید تنها با شمار جان‌باختگان، مجروحان و خانه‌های آسیب‌دیده به یاد سپرد. پشت هر خانه، زندگی روزمره، خاطرات خانوادگی، روابط همسایگی و پیوندهایی وجود دارد که طی سال‌ها شکل گرفته‌اند. حمله به یک خانه ممکن است از محدوده ساختمان فراتر برود و احساس امنیت، روابط اجتماعی و خاطرات جمعی ساکنان را تحت تأثیر قرار دهد. برای ثبت این واقعه باید روایت همسایگانی شنیده شود که با صدای انفجار از خواب برخاستند، امدادگرانی که برای نجات آسیب‌دیدگان به محل رسیدند، افرادی که در آواربرداری مشارکت کردند و خانواده‌هایی که با پیامدهای حادثه روبه‌رو شدند.
روایت کودکان بازمانده نیز ممکن است در آینده بخشی از حافظه این واقعه باشد، اما ثبت آن به ملاحظات اخلاقی جدی، حفظ حریم خصوصی و توجه به وضعیت روانی آنان نیاز دارد. تاریخ شفاهی چاه‌تنگو نباید به لحظه انفجار محدود بماند. باید زندگی محله پیش از حادثه، مشاغل مردم، مناسبات همسایگی و شیوه گذران روزمره آنان نیز ثبت شود. همچنین لازم است روند بازسازی خانه‌ها، حمایت از خانواده‌های خسارت‌دیده و تغییر یا بازگشت شرایط زندگی ساکنان پیگیری شود.
هر روایت باید با ذکر زمان ثبت، نسبت راوی با واقعه، میزان حضور او در صحنه و اسناد پشتیبان آرشیو شود. در صورت اختلاف درباره جزئیات فنی یا مسئولیت حادثه، اختلاف‌ها باید مستند باقی بمانند و پیش از بررسی مستقل به نتیجه‌ای قطعی تبدیل نشوند. چنین رویکردی هم کرامت انسان‌ها را حفظ می‌کند و هم امکان بررسی دقیق‌تر را برای پژوهشگران آینده فراهم می‌آورد.

جنوب؛ میراثی فراتر از جغرافیا
جنوب ایران در تحلیل‌های سیاسی معمولاً با خلیج فارس، تنگه هرمز، بنادر، انرژی و امنیت دریایی شناخته می‌شود، اما در پس این مفاهیم، جوامعی زندگی می‌کنند که تاریخ و فرهنگشان با دریا پیوند خورده است. صیادان، ملوانان، بازرگانان، صنعتگران، کشاورزان، زنان، جوانان و خانواده‌هایی که نسل‌ها در این منطقه زیسته‌اند، بخش جدایی‌ناپذیر واقعیت جنوب‌اند. هر بحران امنیتی در این جغرافیا پیامدهایی فراتر از میدان نظامی دارد و باید این پیامدها نیز ثبت شوند.
هویت قشم فقط به جاذبه‌های طبیعی و تاریخی آن محدود نیست. فرهنگ جزیره مجموعه‌ای از دانش، مهارت، آیین، موسیقی، گویش، صنایع‌دستی، خوراک، صیادی و شیوه‌های زندگی است که در گذر نسل‌ها شکل گرفته است. اگر فعالیت‌های اقتصادی مختل شود، گردشگری کاهش یابد، مراسم محلی به تعویق بیفتد یا رفت‌وآمد و گفت‌وگوی نسل‌ها کمتر شود، زنجیره انتقال فرهنگ نیز ممکن است آسیب ببیند. بنابراین، تاریخ شفاهی قشم در دوره بحران تنها خاطره‌نگاری جنگ نیست، بلکه ثبت دگرگونی‌های اجتماعی یک جامعه ساحلی است. آیین‌های محلی از مهم‌ترین موضوعات این آرشیو هستند. اگر مراسمی در سالی مشخص به دلیل شرایط امنیتی، اجتماعی یا اقتصادی برگزار نشود، همین برگزار نشدن نیز بخشی از تاریخ آن آیین است. ثبت آن نباید به خبر کوتاه لغو یا تعویق مراسم محدود شود. باید از حاملان آیین پرسید که مراسم در گذشته چگونه برگزار می‌شد، چه کسانی مسئول اجرای آن بودند، چه موسیقی و واژه‌هایی به کار می‌رفت، جامعه محلی چگونه با تغییر شرایط کنار آمد و آیا پس از عادی شدن اوضاع، آیین به شکل پیشین بازگشت یا دگرگون شد. پاسخ‌ها می‌تواند مسیر تحول یک میراث ناملموس را روشن کند. در شرایط بحران، حفاظت از میراث معمولاً به بناها و اشیای تاریخی توجه دارد و این حفاظت ضروری است، اما میراث ناملموس ممکن است بدون فروریختن هیچ ساختمانی از بین برود. درگذشت حامل یک سنت، مهاجرت نسل جوان، خالی شدن روستاها یا قطع زنجیره آموزش یک مهارت می‌تواند سنتی دیرپا را به فراموشی بسپارد. از این رو، حفاظت از میراث باید انسان‌ها، حاملان سنت و روایت‌های آنان را نیز دربرگیرد.

چندصدایی، دقت و مسئولیت
تاریخ شفاهی جنگ نباید به یک روایت واحد فروکاسته شود. ممکن است دو نفر یک حادثه را به شکل متفاوتی به یاد آورند و هر دو روایت، به شرط روشن بودن ماهیت شخصی آن، ارزش ثبت داشته باشد. پژوهشگر باید در صورت امکان خاطرات را با اسناد، تصاویر، گزارش‌های خبری و منابع دیگر مقایسه کند. تاریخ شفاهی جای حکم قضایی را نمی‌گیرد و وظیفه‌اش حفظ روایت‌ها برای بررسی و تطبیق بعدی است.

پاسخ امروز برای پرسش‌های فردا
چند دهه بعد، پژوهشگری که تاریخ جنگ ایران و آمریکا در سال ۲۰۲۶ را بررسی می‌کند، احتمالاً به اسناد رسمی، گزارش‌های رسانه‌ای، تصاویر ماهواره‌ای و آرشیوهای دولتی دسترسی خواهد داشت. اما شاید بخواهد بداند مردم چه احساسی داشتند، مدرسه‌ها چگونه فعالیت می‌کردند، بازارها چه وضعی داشتند، صیادان چگونه زندگی خود را ادامه دادند، گردشگران چه زمانی رفتند و بازگشتند، آیین‌های محلی چه سرنوشتی یافتند و خانواده‌ها چگونه از یکدیگر حمایت کردند. بیانیه‌های رسمی پاسخ همه این پرسش‌ها را در خود ندارند.
جنگ اخیر، فارغ از مناقشات سیاسی و نظامی پیرامون آن، تجربه‌ای تاریخی برای جامعه ایران ساخته است. این تجربه در اسناد رسمی ثبت می‌شود، در رسانه‌ها بازتاب می‌یابد و در کتاب‌های تاریخ بررسی خواهد شد، اما بخش مهمی از آن را فقط مردم می‌توانند روایت کنند. نقشه‌های نظامی، بیانیه‌های سیاسی و آمار به‌تنهایی برای بازسازی کامل این تجربه کافی نیستند. باید صدای صیاد، معلم، مادر، صنعتگر، کاسب، کودک، امدادگر و سالمندی شنیده شود که آن روزها را زندگی کرده‌اند.

 

Facebook Twitter Linkedin Whatsapp Pinterest Email

دیدگاه شما

دیدگاه شما پس از بررسی منتشر خواهد شد. نظراتی که حاوی توهین یا الفاظ نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

تیتر خبرهای این صفحه

  • اکران «من می‌ترسم» با الناز شاکردوست و امیرجعفری
  • کنسرت علیرضا قربانی در مشهد چه شد؟
  • حافظه جنگ؛ میراث نسل‌ آینده
  • وقتی کتاب هست اما گفت‌وگو نیست
  • موزه بریتانیا میراث هنری کره را نمایش می‌دهد
لوگو
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • تعرفه آگهی
  • نمایندگی‌ها
  • شناسنامه
  • مرامنامه
  • آرشیو
  • RSS

1401© :: کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه ستاره صبح بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.