هشتاد و یک سال پیش، مردان و زنانی که ویرانگرترین جنگ تاریخ بشر را پشت سر گذاشته بودند، در سانفرانسیسکو گرد هم آمدند تا سند بنیانگذار نظم نوین جهانی را بنویسند. آنان دیده بودند شهرها به خاکستر تبدیل میشوند و شمار کشتهشدگان به دهها میلیون نفر میرسد. از همین رو، نخستین هدف منشور ملل متحد چنین اعلام شد: «نسلهای آینده را از بلای جنگ، که در طول یک عمر، دو بار اندوهی وصفناشدنی بر بشریت تحمیل کرده است، نجات دهیم.»
انتظار میرفت دولتها اختلافات خود را از طریق زور حل نکنند، بهویژه قدرتهای بزرگ که نباید برای حل اختلافاتشان به کشتن شهروندان کشورهای ضعیفتر متوسل شوند. منشور مقرر کرده بود قواعدی وجود داشته باشد و نهادهایی از آنها پاسداری کنند. با این حال، این وعده هرگز بهطور وفادارانه رعایت نشد. ما در ایران هنوز رنج هشت سال جنگ تحمیلی و درد عمیق استفاده از سلاحهای شیمیایی علیه مردم سردشت را به یاد داریم، در حالی که بخش بزرگی از جهان روی خود را برگردانده بود. با این همه، حتی قدرتمندترین دولتها نیز زمانی که تصمیم به استفاده از زور میگرفتند، خود را ملزم میدیدند دستکم نشان دهند که در چارچوب قواعد عمل میکنند. به شورای امنیت میآمدند، به منشور استناد میکردند و استدلالهای حقوقی میساختند تا اقدامات خود را توجیه کنند. امروز بیم آن میرود که همین سطح از تظاهر و ظاهرسازی نیز پایان یافته باشد.
فرسایش قواعد حقوق بینالملل
ممنوعیت توسل به زور، به نام «دفاع مشروع پیشگیرانه» کنار گذاشته شده است؛ مفهومی که منشور آن را به رسمیت نمیشناسد و بسیاری از کشورها طی دههها با آن مخالفت کردهاند. اصل حمایت از تأسیسات هستهای تحت پادمانهای بینالمللی نیز نادیده گرفته شده و حقوق بینالملل بشردوستانه و کنوانسیونهای ژنو، با توجیهاتی بیاساس، نقض شدهاند. تهدید به نابودی یک تمدن، بمباران نیروگاهها و پلها و تخریب تأسیسات غیرنظامی، حاصل نسلها تلاش برای ساختن نظمی حقوقی را زیر سؤال میبرد.
میناب و لامرد؛ بهای انسانی جنگ
نمونهای تکاندهنده، حمله به دبستان شجره طیبه در میناب در نخستین ساعات جنگ، در بیستوهشتم فوریه است. در این حمله، ۱۶۸ کودک بیگناه، بیشتر دخترانی هفت تا دوازدهساله، به شهادت رسیدند. در برخی خانوادهها بیش از یک کودک از دست رفت و سردخانه بیمارستان ظرفیت کافی برای نگهداری پیکرها نداشت. منشور وعده داده بود نسل آینده را از بلای جنگ نجات دهد، اما در میناب، نسل آینده از این وعده محروم شد.
نمونه دیگر، حمله به سالن ورزشی لامرد در همان روز بود؛ جایی که یک تیم والیبال دختران حضور داشت. در این حمله ۲۱ نفر، از جمله آوینا برزگر، کودک دوساله، کشته شدند و بیش از ۱۷۰ نفر زخمی شدند. برخی از مجروحان، از جمله ورزشکاران جوان، تا پایان عمر با معلولیت زندگی خواهند کرد.
سکوت نهادهای بینالمللی
وقوع چنین فجایعی نشان میدهد نهادهایی که برای پیشگیری از جنگ ساخته شدهاند، از درون تهی شدهاند. شورای امنیت، با وجود مسئولیت اصلی حفظ صلح و امنیت بینالمللی، نتوانسته است اقدام مؤثری انجام دهد. محکوم کردن یک اقدام و سکوت درباره عامل آن، بیطرفی نیست؛ این شکل خاموشی از اجازه دادن است.
توسل به جنگ بیش از اندازه آسان شده است. پیش از انقلاب اسلامی، حکومت پهلوی وزارتخانهای به نام «وزارت جنگ» داشت که پس از انقلاب به «وزارت دفاع» تغییر نام داد. امروز، کسانی که مدعی پاسداری از نظم بینالمللی هستند، رویکردی معکوس در پیش گرفتهاند و وزارت دفاع خود را «وزارت جنگ» نامیدهاند. این تغییر تنها تغییر واژگان نیست، بلکه نشاندهنده دو برداشت متفاوت از صلح و جنگ است.
تحریمهای اقتصادی نیز که زمانی جایگزینی برای جنگ معرفی میشدند، به ابزاری برای فلج کردن اقتصاد کشورها تبدیل شدهاند. تحریمی که هیچ راه خروجی نداشته باشد، دیگر ابزار سیاست نیست؛ محاصره است و محاصره یکی از قدیمیترین اشکال جنگ به شمار میرود.
صلح؛ مسئولیت مشترک ملتها
با این حال، هنوز میتوان به وعده منشور بازگشت. منشور با عبارت «ما دولتها» یا «ما قدرتهای بزرگ» آغاز نمیشود، بلکه سه واژه بنیادین دارد: «ما مردمان ملل متحد».
ما مردمان ملل متحد باید بپذیریم زمینهای بازی مدارس، بیمارستانها، پلها، نیروگاهها و میراث مشترک تمدنها متعلق به تمام بشریت است و حفاظت از آنها وظیفهای مشترک برای همه ملتهاست. باید درهای دانشگاهها، کتابخانهها و تئاترهای خود را به روی یکدیگر بگشاییم، زیرا بمباران شهری که شاعرانش را خواندهاید، بسیار دشوارتر است.
باید تاریخها، زبانها و ادیان ملتهای دیگر را به فرزندان خود بیاموزیم و بپذیریم غذا، دارو، اقلیم و سلامت ما به یکدیگر پیوند خوردهاند. این پیوندها باید در خدمت رفاه مشترک باشند، نه ابزاری برای فشار بر یکدیگر.
اکنون زمان آن است که نخستین واژههای منشور را نه بهعنوان خاطرهای از گذشته، بلکه بهعنوان مأموریتی برای امروز بازپس گیریم. باید با عزمی تازه متعهد شویم نسلهای آینده را از بلای جنگ نجات دهیم و این بار به کلام خود وفادار بمانیم.
برگرفته از: سخنرانی علیاکبر صالحی در مراسم گرامیداشت روز جهانی صالح در بنیاد ایرانشناسی،۳۱ شهریور ۱۴۰۵