پنج دهه مبارزه با مواد مخدر، باوجود هزینه سنگین انسانی، اجتماعی، اقتصادی، انتظامی و قضایی، هنوز با میلیونها انسان درگیر مصرف، خانوادههای آسیبدیده، مرگومیر، بیماری، فقر، طرد اجتماعی و بازگشت مکرر به مصرف روبهرو هستیم، باید شجاعانه یک پرسش اساسی را مطرح کنیم.
ضرورت مدیریت مصرف
آیا وقت آن نرسیده است که در کنار مبارزه حرفهای اطلاعاتی با قاچاق و عرضه، «مدیریت مصرف» را نیز بهعنوان یک راهبرد انسانی، علمی و حقوقبگیر جدی بگیریم؛ تلاش ویژهای که ستاد پیگیر آن است؟
مدیریت مصرف به معنای تسلیم در برابر اعتیاد نیست؛ به معنای قانونی کردن قاچاق نیست؛ به معنای عادیسازی مصرف نیست و به معنای رها کردن انسان گرفتار اعتیاد نیست. مدیریت مصرف یعنی اگر نمیتوانیم یک انسان گرفتار را امروز از مصرف جدا کنیم، اجازه ندهیم فردا او را به دلیل ناخالصی، آلودگی، دوز نامعلوم و بازار زیرزمینی از دست بدهیم. این، پیش از آنکه یک سیاست انتظامی باشد، یک مسئله انسانی و حقوقبگیر است.
از «مبارزه با اعتیاد» تا «نجات انسان»
انسان گرفتار اعتیاد، قبل از آنکه «معتاد» باشد، انسان است؛ انسانی دارای حق حیات، حق سلامت، حق کرامت و حق برخورداری از حمایت اجتماعی.
اگر سیاست عمومی نتواند او را فوراً درمان کند، دستکم باید از مرگ، بیماری، مسمومیت، عفونت، خشونت، استثمار و سقوط بیشتر او جلوگیری کند.
هدف نهایی همچنان میتواند درمان، بازخوانی، بازگشت به خانواده وزندگی سالم باشد؛ اما مسیر رسیدن به آن نباید از جنازه انسانهایی عبور کند که میتوانستیم زنده نگهشان داریم. نجات جان انسان، شکست مبارزه با اعتیاد نیست؛ نخستین پیروزی آن است.
شقایق؛ مسئله فقط یک گیاه نیست
کشت کنترلشده خشخاش/شقایق (Papaver somniferum) با مشارکت بخش خصوصی و… برای تأمین مواد اولیه دارویی را نیز باید از منظر علمی، حقوقی و ملی بررسی کرد.
ایران برای تولید برخی داروهای ضروری به مواد اولیه دارویی خاص نیاز دارد. اگر بخشی از این نیاز را بتوان با کشت کنترلشده، تحت نظارت حاکمیت، با سهمیه، ردیابی، آزمایش، خرید تضمینی و مصرف صرفاً دارویی تأمین کرد، موضوع باید بدون پیشداوری و با منطق کارشناسی بررسی شود و طبق اطلاع، به مرحله اجرا نزدیک شده است.
سخن از بستن راه قاچاق با یک زنجیره قانونی، شفاف و قابلردیابی برای تأمین داروی موردنیاز مردم است.
هر کیلو ماده اولیهای که برای تولید داروی ضروری بهصورت قانونی و کنترلشده تأمین شود، میتواند از وابستگی به بازارهای غیر شفاف و منابع نامطمئن بکاهد؛ البته مشروط به اینکه نظام نظارت نفوذناپذیر باشد. نسخه درست، حکمرانی هوشمند است.
تجربه تاریخی موفق
بحث کشت کنترلشده برای مصارف پزشکی در ایران سابقه تاریخی دارد و نباید آن را موضوعی تازه تصور کرد. در دوره پیش از انقلاب، قوانین و سیاستهایی درباره کشت و کنترل مواد مخدر وجود داشت و پس از انقلاب، در سال ۵۹، سیاستهای مربوط به کشت خشخاش دستخوش تغییر اساسی شد و با مصوبه شورای انقلاب، کل ۳۵ هزار هکتار کشت معدوم شد! ازاینپس بازار مصرف ایران در اختیار مافیای منطقهای و بینالمللی قرار گرفت! سال ۱۳۸۳، در دورهای که دکتر پزشکیان وزیر بهداشت و عضو مؤثر ستاد بودند، موضوع تأمین مواد اولیه موردنیاز تولید برخی داروها و استفاده از ظرفیتهای داخلی توسط ایشان مطرح شد. اکنون یک فرصت برای بازنگری علمی و اصلاح سیاستهای گذشته است؛ نه عرصهای برای کشمکش سیاسی.
مدیریت مصرف؛ تغییر پارادایم
ماسالها به انسان گرفتار اعتیاد گفتهایم: «مصرف نکن.» اما سؤال مهمتر این است: اگر مصرف کرد، چگونه زنده بماند تا فرصت درمان پیدا کند؟ این تغییر یک جمله نیست؛ تغییر یک پارادایم است. درمان بدون کاهش آسیب، ممکن است بخشی از واقعیت میدان را نبیند. مبارزه با قاچاق بدون درمان، ممکن است تقاضا را نادیده بگیرد.
پیشگیری بدون توجه به فقر، بیکاری، خانواده، سلامت روان، طرد اجتماعی و سرمایه اجتماعی، ممکن است ریشههای مسئله را نبیند.
راهکار
راهحل، یک سیاست منفرد نیست؛ یک زنجیره کامل است: پیشگیری ← کاهش آسیب ← درمان ← بازخوانی ← اشتغال ← بازگشت به خانواده و جامعه
اگر انسانی به هر دلیل در دام اعتیاد افتاده است، حکومت نمیتواند بگوید چون او انتخاب نادرستی کرده، دیگر مسئولیتی در برابر جان او ندارد.
حق حیات، حق سلامت و کرامت انسانی، با خطاهای انسان از بین نمیرود. سیاستگذار باید بپرسد: «چگونه انسان را تا روز درمان زنده، سالم و امیدوار نگهداریم؟» این پرسش، قلب سیاست کاهش آسیب است.
یک پیشنهاد ملی
پیشنهاد میکنم یک «برنامه ملی مدیریت مصرف و کاهش آسیب» با حضور همزمان ستاد مبارزه با مواد مخدر، وزارت بهداشت، سازمان غذا و دارو، دانشگاهها، متخصصان اعتیاد، جامعهشناسان، حقوقدانان، نمایندگان خانوادههای آسیبدیده و دستگاههای نظارتی تدوین شود. این برنامه باید دستکم پنج محور داشته باشد:
۱. تأمین کنترلشده مواد اولیه دارویی با کشت موردنیاز، مجوزهای دقیق، ردیابی کامل و نظارت چندلایه.
۲. توسعه درمان و کاهش آسیب با دسترسی آسانتر، ارزانتر و علمیتر به خدمات درمانی.
۳. نظام ملی داده اعتیاد تا بدانیم چند نفر مصرفکنندهاند، چند نفر تحت درماناند، چند نفر بازگشت دارند و کدام مداخلات واقعاً مؤثرند.
۴. ارزیابی مستقل و شفاف هر سیاست باید شاخص، هدف، زمانبندی و گزارش عمومی داشته باشد.
۵. بازگشت انسان به زندگی، درمان بدون اشتغال، خانواده و پذیرش اجتماعی، درمانی ناقص است.
سخن آخر
ما برای نجات انسان میجنگیم. اگر سیاستی جان انسان را نجات دهد، باید شجاعانه آن را آزمود. اگر سیاستی شکستخورده است، باید شجاعانه اصلاحش کرد. اگر قانونی مانع نجات انسان است، باید آن را کارشناسانه بازنگری کرد و اگر تجربهای درگذشته وجود داشته که امروز میتواند با استانداردهای علمی و نظارتی جدید به تأمین دارو و کاهش آسیب کمک کند، نباید اسیر تابوها و پیشداوریها شد.
باید پرسید: «چگونه نگذاریم یک نسل، پیش از آنکه فرصت بازگشت پیدا کند، قربانی اعتیاد، قاچاق، ناخالصی، فقر و بیتدبیری شود؟»
سیاست موفق آن است که همزمان قاچاقچی را از میدان خارج کند، با قطع بازار پرسود جنایتکارانهاش، بیمار را زنده نگه دارد، درمان را در دسترس قرار دهد و انسان گرفتار را دوباره به زندگی بازگرداند.