جریان انتقال نفت خام از تنگه هرمز در هفتههای اخیر به شکل محسوسی افزایش یافته و به سطح پیش از آغاز تنشها نزدیک شده است. با این حال، این تحول نباید به عنوان نشانهای از بازگشت امنیت به مسیرهای کشتیرانی تلقی شود. دادههای ACLED نشان میدهد حملات به کشتیهای تجاری در ماه سپتامبر افزایش یافته و حتی از سطح ثبتشده در ماه مارس، یعنی دوره اوج درگیریها، فراتر رفته است. بنابراین، بهبود عبور نفت از تنگه هرمز و امنیت کشتیرانی دو مسئله متفاوت هستند.
نفت بیشتر، امنیت کمتر
افزایش جریان نفت تا حدی نتیجه شکلگیری ترتیبات جدید برای انتقال محمولههاست. سیستم انتقال شاتلگونه نفتکشها با حمایت آمریکا و همچنین افزایش عملیات انتقال نفت از کشتی به کشتی در دریای عمان، امکان داده است بخشی از جریان نفت ادامه پیدا کند. این روند در نگاه نخست میتواند نشانهای مثبت برای بازار انرژی باشد، اما از دید امنیت دریایی، تصویر متفاوتی وجود دارد. بر اساس دادههای ACLED، ماه سپتامبر بیشترین تعداد حملات موفق ایران به کشتیهای تجاری از ماه مارس را به خود اختصاص داده است. در این ماه دستکم ۱۸ کشتی هدف قرار گرفتهاند که در میان آنها ۱۶ نفتکش، یک کشتی فلهبر و یک کشتی مسافری یا باری قرار داشتهاند. اهمیت این آمار زمانی بیشتر میشود که بدانیم شمار نفتکشهای هدف قرار گرفته در سپتامبر از ماه مارس، یعنی زمان اوج تنشها، نیز بیشتر بوده است.
نفتکشها در خط مقدم
بخش قابل توجهی از کشتیهای هدف قرار گرفته با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس ارتباط داشتهاند. از میان ۱۸ کشتی مورد حمله، دستکم ۱۱ فروند با امارات متحده عربی، کویت یا عربستان سعودی ارتباط داشتهاند. این مسئله نشان میدهد که حتی در شرایطی که جریان انتقال نفت در حال بهبود است، خطر برای شرکتهای کشتیرانی و کشتیهای تجاری همچنان جدی است. از سوی دیگر، تصویر دقیقی از وضعیت لحظهای تنگه هرمز وجود ندارد. مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا، که یکی از نهادهای مسئول گزارشدهی درباره حوادث دریایی است، در هفتههای اخیر به طور فزایندهای گزارشهای خود را با تأخیر منتشر کرده است. همین تأخیر باعث شده ارزیابی دقیق شرایط جاری در تنگه دشوارتر شود و احتمال وجود حوادثی که هنوز در آمار رسمی ثبت نشدهاند، افزایش یابد.
سکوت درباره حملات
همزمان با افزایش ابهام درباره وضعیت تنگه، اطلاعرسانی آمریکا درباره حملات ایران نیز کاهش یافته است. در اواسط سپتامبر، گزارشهایی درباره زخمی شدن سطحی هشت تفنگدار دریایی آمریکا در پی حمله موشکی ایران به یک کشتی تجاری منتشر شد، اما واشنگتن نه موضع رسمی روشنی درباره این حادثه اعلام کرد و نه اقدام تلافیجویانهای انجام داد. نویسنده این سکوت را در ارتباط با ملاحظات سیاسی آمریکا، از جمله انتخابات میاندورهای پیش رو، ارزیابی میکند. از این منظر، برای واشنگتن نمایش بهبود وضعیت بازار نفت و افزایش جریان صادرات، میتواند از برجسته کردن تداوم حملات در تنگه هرمز مطلوبتر باشد. در چنین شرایطی، کاهش اطلاعرسانی درباره حملات میتواند درک عمومی از سطح واقعی ناامنی را دشوارتر کند.
اهرم فشار ایران
یکی دیگر از نکات مهم این تحلیل، تغییر شرایط پس از شکلگیری ترتیبات جدید کشتیرانی است. این سازوکارها بخشی از توان ایران برای اعمال فشار بر جریان نفت را کاهش دادهاند. در نتیجه، از نگاه نویسنده، ممکن است تهران برای حفظ اهرم فشار خود در مذاکرات با آمریکا، انگیزه بیشتری برای ادامه حملات به کشتیهای تجاری پیدا کند.
این وضعیت در شرایطی اهمیت بیشتری دارد که سیاست موسوم به «نفتکش در برابر نفتکش» دولت ترامپ تنها مدت کوتاهی دوام آورد. بر اساس این سیاست، آمریکا قرار بود در واکنش به حمله ایران به هر نفتکش، علیه یک نفتکش ایرانی اقدام متقابل انجام دهد، اما این رویکرد چند روز بیشتر ادامه نیافت.
خطر هنوز پابرجاست
مجموع این تحولات نشان میدهد که افزایش عبور نفت از تنگه هرمز را نباید با بازگشت امنیت به این مسیر حیاتی یکی دانست. ممکن است بازار انرژی از بهبود جریان نفت منتفع شود، اما شرکتهای کشتیرانی همچنان با خطر حمله مواجه باشند. از نگاه نویسنده، اگر حملات ایران همچنان بدون پاسخ باقی بماند، احتمال تداوم آنها در هفتههای آینده وجود دارد. به همین دلیل، تنگه هرمز را نمیتوان در شرایط کنونی یک مسیر کاملاً امن برای کشتیرانی تجاری دانست. بهبود جریان نفت تنها نشان میدهد که بازیگران مختلف توانستهاند راههایی برای ادامه انتقال محمولهها پیدا کنند، نه اینکه تهدیدهای امنیتی از میان رفته باشد.
برگرفته از :دیپلماسی ایرانی