مذاکرهای که ایران امروز با غرب و در واقع با دنیا انجام میدهد، دیگر معنای سابق شرق و غرب را ندارد؛ زیرا جهان امروز نه جناح چپ دارد و نه جناح راست. ایران به جز آمریکا و اسرائیل، با تمام دنیا در حال مذاکره است و با اروپاییها، چین، روسیه و کشورهای همسایه، هرکدام به شیوهای گفتوگو میکند.
فیاض خاطرنشان کرد: مذاکره کار بسیار لازم و واجبی است و هدف آن باید مدیریت بحران باشد. کاهش تنش نیز جزئی از مدیریت بحران و یکی از روشهای آن است؛ بنابراین باید مذاکرات را با هدف مدیریت بحران ادامه دهیم تا به نتیجه مطلوب برسیم.
مجموعه موشکی ایران امروز توان اول قدرت نظامی ایران و مدافع امنیت، یکپارچگی و زندگی مردم است. سپاه پاسداران و ارتش، یگان موشکی و پدافند موشکی وجود دارد و این یگانها در حوزه مأموریت خود و در برنامههای مشترک، هماهنگی بیشتری نسبت به گذشته داشتهاند.
اهمیت تنگه هرمز بیشتر از گذشته رخ نمود، زیرا چند آبراه بزرگ دنیا را به یکدیگر متصل میکند و نزدیک به ۱۲ کشور در حاشیه و همسایگی آن قرار دارند. تنگه هرمز بزرگترین معبر نقلوانتقال انرژی در جهان است و یکی از بزرگترین معابر عبور کالاهای استراتژیک، مواد غذایی، گندم و غلات جهان نیز به شمار میرود.
وقتی مجبور شدیم شرایط جدیدی را برای تنگه هرمز ، تدوین و اعلام کنیم، یک انضباط جدید در آنجا مستقر شد؛ این انضباط اهمیت تنگه را بیشتر میکند.
تنگه هرمز اکنون اهمیت بیشتری پیدا کرده است. جمهوری اسلامی ایران بنا بر مصالح و صلاحدید خود، روش جدیدی برای اداره تنگه هرمز در پیش گرفته است.
فاصله دهها هزار کیلومتری کشورهای بیگانه از منطقه و زیادهخواهی آنها نباید مبنا قرار گیرد. تنگه هرمز متعلق به منطقه است و جمهوری اسلامی ایران بزرگترین همسایه و ناظر آن است.
کشورهای عربی منطقه برای ما محل اعتناء هستند و به عنوان همسایگان باید مورد توجه قرار گیرند. همسایگی چیزی نیست که ما انتخاب کنیم؛ همسایگی یک جبر است و نمیتوانیم همسایگان خود را جابهجا کنیم؛ جابهجایی ملتها و کشورها امر متداولی در طول تاریخ نیست و همسایگی بخشی از واقعیت منطقه است.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگترین کشور حاشیه خلیج فارس، با نزدیک به هزار و چند صد کیلومتر ساحل، باید همراه با همسایگان خود امنیت منطقه را تأمین کنند. این کار شدنی است و به نفع همه خواهد بود و از نظر اقتصادی نیز دستاوردهای خوبی خواهد داشت.
باید از وضعیت «نه جنگ و نه صلح» عبور کنیم و نباید در آن متوقف شویم، زیرا این وضعیت مفید نیست. زمانی که جامعه و اقتصاد سرگردان باشند و مسئولان ندانند چه باید بکنند، کشور نیز نمیداند باید خود را برای چه شرایطی آماده کند. یا باید در شرایط جنگی آماده باشیم یا برای صلح و آرامش آماده شویم.
باید از مسیر کاهش تنش به آرامش برسیم. آرامش زمینه توسعه و رشد است، جامعه را شاداب کرده، بخشهای مختلف را فعال میکند و موجب رونق اقتصاد میشود. باید خود را برای پایان کامل تنش و آغاز یک دوره آرامش و سازندگی آماده کنیم.
روسیه و چین شرایط متفاوتی دارند. چینیها تصمیم گرفتهاند به رشد و توسعه اقتصادی بپردازند و از این راه با جهان مراودات خوبی داشته باشند. در اتفاقاتی که در غرب آسیا یا شرق آسیا رخ میدهد، تحرک آنچنانی از سوی چین دیده نمیشود و این کشور بیشتر بر توسعه اقتصادی تمرکز کرده است.
روسیه شرایط دیگری دارد و در سه سال گذشته موضوع اوکراین این کشور را تحت فشار قرار داده است. روسیه نیز باید آن بحران را حل کند و طبق آخرین گفته رئیسجمهور روسیه، تاکنون ۳۰ هزار نوع تحریم علیه روسها طراحی شده است. تصور من این است که چین و روسیه ترجیح میدهند منطقه آرام باشد و مراودات صلحآمیز وجود داشته باشد تا آنها نیز بتوانند به اهداف اصلی خود برسند.
ابتدا باید کدورتها را کنار بگذاریم. این ارتباط دوجانبه است. در ایران علاقهای به سلطهگری وجود نداشته است. تاریخ ایران نشان میدهد که ایران اهل سلطهگری نیست و اهل مراوده و همکاری است.
برگرفته از باشگاه خبرنگاران جوان