لوگو
1405 پنج‌شنبه 9 مهر
  • صفحه نخست
  • سیاست
  • سخن‌گاه
  • اقتصاد
  • شهروند
  • بین الملل
  • فرهنگ و هنر
  • سلامت
  • علم و فناوری
  • ورزش
  • خواندنی‌ها
  • آرشیو روزنامه
1405/07/08 - شماره 2839
نسخه چاپی
پری ثابت - روزنامه نگار

وقتی پاتوق‌ها از شهر می‌روند

شهر فقط مجموعه‌ای از خیابان‌ها، ساختمان‌ها، بزرگراه‌ها و برج‌ها نیست. شهر جایی است که آدم‌ها در آن یکدیگر را می‌بینند، حرف می‌زنند، کتاب می‌خوانند، موسیقی گوش می‌دهند، نمایش می‌بینند و گاهی بی‌آنکه کار مشخصی داشته باشند، چند ساعتی را کنار هم می‌گذرانند. شاید یکی از مهم‌ترین نشانه‌های زنده بودن یک شهر همین باشد که برای «با هم بودن» جا داشته باشد.
در سال‌های اخیر، بسیاری از فضاهای فرهنگی کوچک آرام‌آرام از زندگی شهری کنار رفته‌اند. کتاب‌فروشی‌هایی که زمانی محل قرار جوان‌ها بودند، کافه‌هایی که میزهایشان پاتوق نویسنده‌ها و دانشجوها بود، سینماهای قدیمی، نگارخانه‌های کوچک و حتی نیمکت‌های ساده‌ای که امکان مکث و گفت‌وگو ایجاد می‌کردند، کمتر شده‌اند. جای آنها را اغلب فضاهایی گرفته‌اند که بیشتر برای عبور طراحی شده‌اند تا ماندن.
مسئله فقط تغییر شکل شهر نیست. وقتی یک کتاب‌فروشی تعطیل می‌شود، فقط چند قفسه کتاب از یک خیابان حذف نشده است. یک امکان برای گفت‌وگو، آشنایی و کشف کردن هم از بین رفته است. وقتی یک سینمای قدیمی تبدیل به ساختمان تجاری می‌شود، بخشی از خاطره جمعی محله نیز آرام‌آرام محو می‌شود. فرهنگ همیشه در سالن‌های بزرگ و جشنواره‌های رسمی اتفاق نمی‌افتد. گاهی فرهنگ روی صندلی یک کافه کوچک، کنار ویترین یک کتاب‌فروشی یا در صف کوتاه یک سینما شکل می‌گیرد.
شاید لازم باشد درباره مفهوم «فضای فرهنگی» کمی متفاوت فکر کنیم. فضای فرهنگی الزاماً ساختمانی بزرگ با بودجه‌ای سنگین نیست. یک کتابخانه محلی، یک خانه قدیمی که به مرکز فرهنگی تبدیل شده، یک سالن کوچک نمایش، یک نگارخانه یا حتی یک میدان شهری که مردم بتوانند در آن بنشینند و با هم گفت‌وگو کنند، بخشی از زیرساخت فرهنگی شهر است. جامعه‌ای که فرصت دیدار و گفت‌وگو را از مردمش بگیرد، به مرور جامعه‌ای کم‌حوصله‌تر خواهد شد. آدم‌ها وقتی فقط در مسیر خانه، محل کار، خرید و بازگشت حرکت کنند، بخش مهمی از تجربه مشترک شهری را از دست می‌دهند. فرهنگ بیش از آنکه محصول دستور و برنامه باشد، نتیجه برخورد آدم‌ها با یکدیگر است. از این زاویه، حفظ فضاهای فرهنگی یک مسئله تجملاتی نیست. همان‌قدر که شهر به حمل‌ونقل عمومی، مدرسه و بیمارستان نیاز دارد، به کتابخانه، سینما، سالن تئاتر، پارک و مکان‌های عمومی برای گفت‌وگو نیز احتیاج دارد. این فضاها شاید در ظاهر درآمد اقتصادی فوری تولید نکنند، اما چیزی تولید می‌کنند که اندازه‌گیری آن دشوارتر است: اعتماد، خاطره، ارتباط اجتماعی و احساس تعلق. شهر خوب شهری نیست که در آن فقط سریع‌تر حرکت کنیم. شهری است که گاهی به ما اجازه بدهد بایستیم. نگاه کنیم. با آدمی غریبه حرف بزنیم. کتابی را ورق بزنیم که قصد خریدنش را نداشتیم. وارد نمایشی شویم که نامش را قبلاً نشنیده‌ایم. یا روی نیمکتی بنشینیم و برای چند دقیقه احساس کنیم این شهر فقط محل زندگی ما نیست، بلکه بخشی از زندگی ماست.
شاید یکی از مهم‌ترین پرسش‌های فرهنگی امروز همین باشد: آیا شهرهای ما هنوز برای انسان‌ها ساخته می‌شوند یا فقط برای عبور آنها؟
اگر قرار است فرهنگ در زندگی روزمره حضور داشته باشد، باید برای آن جا ساخت. نه فقط در ساختمان‌های رسمی، بلکه در قلب محله‌ها و میان زندگی واقعی مردم. فرهنگ زمانی زنده است که بتواند دیده شود، شنیده شود و مهم‌تر از همه، تجربه شود.

 

Facebook Twitter Linkedin Whatsapp Pinterest Email

دیدگاه شما

دیدگاه شما پس از بررسی منتشر خواهد شد. نظراتی که حاوی توهین یا الفاظ نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

تیتر خبرهای این صفحه

  • نقطه تغییر محاسبه ترامپ
  • نامه سرگشاده سپاه به مردم آمریکا
  • پس لرزه تحریم هسته‌ای در اقتصاد
  • رنج، درد و آلام ملت
  • اما و اگرها درباره گواهینامه زنان
  • وقتی پاتوق‌ها از شهر می‌روند
  • دلار 250 هزار تومان،سکه 250 میلیون تومان، یک گرم طلا 25 میلیون تومان
لوگو
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • تعرفه آگهی
  • نمایندگی‌ها
  • شناسنامه
  • مرامنامه
  • آرشیو
  • RSS

1401© :: کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه ستاره صبح بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.