لوگو
1405 سه‌شنبه 7 مهر
  • صفحه نخست
  • سیاست
  • سخن‌گاه
  • اقتصاد
  • شهروند
  • بین الملل
  • فرهنگ و هنر
  • سلامت
  • علم و فناوری
  • ورزش
  • خواندنی‌ها
  • آرشیو روزنامه
1405/07/06 - شماره 2837
نسخه چاپی
نوشتاری از: محمود جامساز

کدامین سو؛ توافق یا جنگ؟

بر اساس قراردادهای گلستان و ترکمنچای، مجموعاً هفده ولایت قفقازیه، به وسعت ۲۵۰ هزار کیلومتر مربع، از سرزمین ایران در یکی از مهم‌ترین نقاط عطف تصمیم‌گیری تاریخ کشورمان به دولت روسیه تزاری واگذار شد. معاهده ترکمانچای در تاریخ ایران با نام ننگین توصیف شده، اما به گفته میشل فوکو، برای درک عمیق یک پدیده بهتر است از نگاه مخالف به آن برخورد کرد. آنگاه شاید به این واقعیت برسیم که اگر معاهده ترکمانچای منعقد نمی‌شد، احتمالاً اکنون آذربایجان، زنجان و... هم تحت اشغال روس‌ها بود.
*غرض از ذکر این واقعه تاریخی آن است که می تواند اتخاذ تصمیمات سخت در بزنگاه‌های تاریخی احتمالاً از عواقب ناگوار بیشتری جلوگیری کند. از مصادیق آن می‌توان به قراردادهای ورسای، برلین، پاریس و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ اشاره کرد.
*جنگی که توسط آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی آغاز شد، به زعم آنان قرار بود ظرف چند روز پایان پذیرد، اما اکنون ماه‌هاست که ادامه یافته و هزینه‌های سنگینی را بر طرفین و کشورهای منطقه و دیگر کشورهای ذی‌نفع وارد ساخته و پایان هم نیافته است.
قبل از وقوع جنگ با آمریکا و متحدانش، جمهوری اسلامی تحت تحریم‌های متعددی که نقطه شروعش مسدود کردن کلیه دارایی‌های ایران در آمریکا به دستور جیمی کارتر پس از اشغال سفارت آمریکا در سال 1358 بود، تا تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل و تحریم‌های آمریکا پس از خروج از برجام و سپس بازگشت تحریم‌های اتحادیه اروپا، به آن اضافه شد. من حیث‌المجموع این تحریم ها کشور را با تورم و ناترازی‌ها و تنگناهای ارزی و فقر درگیر کرده است.
* یک حکومت ممکن است از ظرفیت تحمل بالایی برخوردار باشد، اما این الزاماً به معنای داشتن ظرفیت مادی نامحدود نیست. با تهاجم آمریکا و اسرائیل، جمهوری اسلامی را در موقعیت دشواری قرار داد. با بستن تنگه هرمز به عنوان یک اهرم بازدارنده ژئوپلیتیک تلاش شد تا با فشار بر آمریکا، ترامپ را تحت فشارهای بین‌المللی به عقب‌نشینی وادار کند.
 محاصره دریایی، تهاجم مالی و حصر هوایی، جمهوری اسلامی را در موقعیتی قرار داد که با وجود آنکه خسارات ناشی از بحران انرژی را به منطقه و دیگر کشورهای جهان وارد ساخت، اما خود نیز علاوه بر تحریم‌های قبلی، با تحریم‌های شدیدتر روبه‌رو شد و در اجلاس سازمان ملل متحد پیشنهاد آتش‌بس ۷ روزه‌ای را، البته با شروطی در راستای بازگشایی تنگه هرمز، به آمریکا ارائه داد که توسط ترامپ پذیرفته نشد. ترامپ و اسکات بسنت اعلام کردند که آثار محاصره دریایی و محاصره هوایی را بر سایر گزینه‌ها، از جمله بازگشت به تفاهمنامه اسلام‌آباد وجنگ ترجیح می‌دهند.
*مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، گفته جمهوری اسلامی تصور می‌کند که در انتخابات دست ترامپ توسط دموکرات‌ها بسته می‌شود. به زعم وی جمهوری اسلامی قصد اختلاف انداختن بین دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان را دارد. بدین ترتیب آمریکا به تقویت نیروی نظامی و جایگاه سیاسی خود و فشار بر ایران پرداخته است.
*بازتاب بستن تنگه هرمز در اجلاس اخیر سازمان ملل قابل تأمل است. اکثر کشورها بستن تنگه هرمز را محکوم کرده و خواهان بازگشایی آن شدند؛ از جمله چین که جمهوری اسلامی آن را شریک استراتژیک خود می‌داند و از کمک‌های اطلاعات ماهواره‌ای و قطعات نظامی بهره برده است. کشورهای عربی منطقه هم، گرچه خواهان جنگ نیستند، اما با آمریکا و اتحادیه اروپا تفاهم دارند.
*جمهوری اسلامی از نگاه کاربردی همواره تلاش کرده که بین خود و آمریکا و متحدانش توازن قدرت و معادله ایجاد کند؛ بدین مفهوم که اگر امنیت من تهدید شود، امنیت انرژی منطقه نیز تضمین‌شده نیست. از مصادیق آن، هشدار ناامن کردن فرودگاه کشورهایی است که در حصر هوایی آمریکا مشارکت کنند. این منطق صرفاً نظامی نیست، بلکه یک ابزار چانه‌زنی ژئوپلیتیک است. اما استفاده عملی از این اهرم‌ها هزینه‌های سنگینی در بر دارد.
*استفاده از اهرم ژئوپلیتیک تنگه هرمز مستلزم یک محاسبه دقیق و علمی مبتنی بر منطق هزینه ـ فایده بود و هست؛ زیرا اقتصاد به صادرات انرژی و تجارت منطقه‌ای وابسته است. بنابراین، بستن تنگه ژئوپلیتیک هرمز یک تصمیم ساده نبود، بلکه می‌بایست هزینه‌ها و واکنش بین‌المللی به علت اهمیت قطع جریان انرژی مورد ارزیابی قرار می‌گرفت تا ائتلاف علیه جمهوری اسلامی شکل نگیرد و حتی کشورهایی که در برخی از موضوعات با تهران اختلاف کمتری داشتند، به سمت تقابل سوق داده نشوند.
* چالش جمهوری اسلامی در حال حاضر صرفاً حفظ بازدارندگی در برابر تهدیدهای خارجی نیست، بلکه چالش بزرگ‌تر ایجاد تعادل میان سه مؤلفه امنیت ملی، منافع ملی و رضایت عمومی است که ناتوانی دولت در تمشیت این مهم، نه‌تنها جامعه را دلسرد می‌کند، بلکه تیغ اهرم‌های بازدارندگی را نیز کُند می‌سازد.
*ترامپ می پندارد که ادامه تحریم‌های همه‌جانبه، موجب می شود تا جمهوری اسلامی خواسته‌های وی را بپذیرد. اما بنا بر علم تجربه، فشار اقتصادی لزوماً به توافق و یا پایان جنگ منجر نمی‌شود، مگر آنکه نخبگان رأس ساختار قدرت به این نتیجه برسند که ادامه جنگ بقای نظام را بیشتر از توافق تهدید می‌کند؛ یعنی به نقطه‌ای برسد که ادامه جنگ برای آنان از نظر اقتصادی و نظامی پرهزینه‌تر از پذیرفتن یک توافق حداقلی است. اما به نظر نمی‌رسد چنین تفاهمی شکل گیرد. لذا احتمالاً تحولات پس از انتخابات آمریکا گزینه نظامی را فعال خواهد ساخت.

 

Facebook Twitter Linkedin Whatsapp Pinterest Email

دیدگاه شما

دیدگاه شما پس از بررسی منتشر خواهد شد. نظراتی که حاوی توهین یا الفاظ نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

تیتر خبرهای این صفحه

  • رد پیشنهاد ایران توسط آمریکا و احتمال جنگ / ما به مسئولانی نیاز داریم که جسارت تصمیم گیری داشته باشند
  • بازگشت یک چهره ماندگار به سینمای ایران
  • تورم سالانه زیر سایه جنگ
  • کدامین سو؛ توافق یا جنگ؟
  • بی‌فایدگی قدرت بدون دیپلماسی
  • 800 هزار کارگر ساختمانی فاقد بیمه
  • احکام سه فعال رسانه ای و یک نماینده مجلس
لوگو
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • تعرفه آگهی
  • نمایندگی‌ها
  • شناسنامه
  • مرامنامه
  • آرشیو
  • RSS

1401© :: کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه ستاره صبح بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.