بهرام عظیمی، سازنده انیمیشن «تهران ۱۵۰۰»، در گفتوگویی با ایسنا از خاطراتش از سینما، مسیر ورودش به دنیای انیمیشن، پنج سال ساخت این فیلم و ماجراهای همکاری با بازیگرانی مانند هدیه تهرانی و مهران مدیری گفت.
عظیمی که دوران کودکی خود را در گیلان گذرانده، علاقه به سینما را از پدرش به ارث برده است. او از فیلمهایی که در کودکی دیده، بهویژه آثار بروسلی، به عنوان تجربههایی تأثیرگذار یاد میکند و میگوید تماشای فیلم روی پرده سینما از خاطرات ماندگار زندگیاش بوده است.
یک آگهی که مسیر زندگی
را عوض کرد
ورود عظیمی به انیمیشن کاملاً اتفاقی بود. او سال ۱۳۷۱ و زمانی که دانشجوی رشته صنایع دستی بود، آگهی روزنامه کیهان درباره جذب کاریکاتوریست را دید. از میان حدود ۲۰۰ نفر، در جمع ۱۰ نفر پذیرفتهشده قرار گرفت و از فروردین ۱۳۷۲ وارد حوزه انیمیشن شد. او در آن زمان حتی تصور نمیکرد روزی انیمیشنساز شود. عظیمی که دیپلم اتومکانیک داشت و به ماشین و مکانیکی علاقهمند بود، بعدها همین علاقهها را در ساخت شخصیتها و داستانهایش به کار گرفت. تجربههای او در رانندگی و زندگی روزمره، بخشی از فضای آثاری مانند «سیا ساکتی» را شکل داد.
پنج سال برای «تهران ۱۵۰۰»
ساخت «تهران ۱۵۰۰» پنج سال طول کشید. عظیمی این فیلم را تجربهای متفاوت در کارنامه خود میداند و میگوید برخلاف بیشتر آثارش که به زندگی روزمره نزدیک بودند، این انیمیشن به آینده میپرداخت، اما حتی آینده آن نیز با نوستالژی و خاطرات گذشته پیوند داشت.
در این پروژه بازیگرانی چون مهران مدیری، هدیه تهرانی، بهرام رادان، گوهر خیراندیش و حبیب رضایی حضور داشتند. به گفته عظیمی، هدیه تهرانی با وجود چند سال دوری از سینما، پس از آشنایی با داستان و شخصیت خود، برای همکاری پذیرفت.
خاطرهای از هدیه تهرانی
عظیمی میگوید یکی از خاطراتش از ضبط صدا مربوط به هدیه تهرانی است. او قرار بود صبح برای دوبله حاضر شود و کار تا عصر ادامه پیدا کرد، اما تهرانی که احساس میکرد بعضی دیالوگها را میتوان بهتر اجرا کرد، تصمیم گرفت دوباره آنها را ضبط کند و تا حدود یک و نیم بامداد در استودیو ماند.
فیلمی که خودش از آن راضی نیست
عظیمی درباره نتیجه نهایی «تهران ۱۵۰۰» نیز صریح است. او معتقد است فیلم میتوانست بهتر ساخته شود و بخشی از ضعفهای آن به کمتجربگی خودش در کارگردانی یک فیلم بلند بازمیگردد. با این حال، تأکید میکند که این فیلم توانست مسیر تولید انیمیشن سینمایی در ایران را جدیتر کند. او همچنین خاطره نخستین نمایش فیلم در جشنواره فجر را به یاد میآورد. سالن برج میلاد پر بود و او جایی برای نشستن پیدا نکرد. به دیوار تکیه داد و فیلم را تماشا کرد. عظیمی میگوید در حالی که تماشاگران میخندیدند، خودش با دیدن تصاویر فیلم و یادآوری پنج سال تلاش برای ساخت آن، اشک میریخت.
برگرفته از: ایسنا